«حکومت قانون»: پردهی آخر/ کارل اشمیت وارد میشود
یکی از خردههایی که بر دکتر جواد طباطبایی و «پروژهی نظری» او میگیرند این است که او هیچگاه منظور خود را از «اندیشیدن» روشن نکرده است و معلوم نیست در وضعیتی که بهزعم او تفکر ممتنع است، کاری که او و شاگردانش میکنند، چیست. اما این خردهگیریهای منطقی چندان بجا و منصفانه بهنظر نمیرسند. درست است که دکتر طباطبایی هیچگاه پرسشِ «تفکر چیست؟» را به صراحت طرح نکرده و پاسخ نگفته است، اما از روایتهایی که از «تاریخ اندیشه در ایران» در آثار مطوّل خود عرضه کرده است، جوابِ روشنی به این پرسش میتوان استخراج کرد. آغازگاه پروژهی نظری دکتر...