آرش عباسی برای پیشرفت و برداشتن یک گام بلند در کارنامه کاری‌اش، بهتر است خود را از قید و بندهای «نویسنده مرده است» رها کند.

نمایش «آناکارنینا» و تلاش‌هایی نافرجام برای تکرار موفقیت‌های قبلی

گاهی موفقیت و پرمخاطبی یک نمایش، برای کارگردان اثر می‌تواند حکم تیرخلاص را پیدا کند. کارگردان به خیال تکرار موفقیت‌های قبلی در ورطه تکرار می‌افتد و نمی‌تواند از بند گذشته‌اش رها شود. این همان بلایی است که «نویسنده مرده است» بر سر آرش عباس آورده و او هنوز نتوانسته ذهن خود را از این اثر رها کند و همچنان درگیر ایده‌های اجرایی‌ قبلی‌اش است.

«نویسنده مرده است» اولین بار با بازی لادن مستوفی م ایوب آقاخانی در سال 1391 در سالن سایه تئاترشهر به روی صحنه رفت و با اقبال مخاطبان مواجه شد. این نمایش چندین بار دیگر در سالن‌های دیگر اجرا شد و هر بار جزو نمایش‌های پرمخاطب بود. عباسی با استفاده از تکنیک تعلیق و غافلگیری‌های پی در پی، متن جذابی نوشت که خیلی خوب روی بازی‌های مستوفی و آقاخانی نشست.

نمایش جدید این کارگردان جوان با نام «آناکارنینا» به نوعی ادامه همان راه قبلی است. خود کارگردان در گفت‌وگویی گفته است:« «نویسنده مرده است» دست از سر من برنمی‌دارد. در سال‌های گذشته لحظه‌ای فراموشش نکرده‌ام. هرچه می‌گذرد، بیشتر شیفته‌اش می‌شوم و می‌خواهم از تکنیکی که دارد، بیشتر استفاده کنم. «آنا‌کارنینا» پر از نشانه‌های «نویسنده مرده است»، است.» ‌اما این اصرار بی حاصل نتیجه نهایی نمایش تازه را ضعیف‌، سطحی و خسته‌کننده کرده است.

قرار بوده مجری یک برنامه پرمخاطب، در پانصدمین قسمت برنامه‌اش مهمان یکی از بازیگران سرشناس که چند سال پیش همسرش بوده، شود. زن و شوهر روبه‌روی هم می‌نشینند و شروع به مرور زندگی‌شان می‌کنند. این بار جای مجری و مهمان عوض می‌شود و همسر سابق مجری از عشقی که داشته و خیانتی که دیده حرف می‌زند.

«آناکارنینا» به لحاظ جلوه‌های بصری و تکنیک‌های کارگردانی فوق‌العاده ضعیف است. کارگردان برای جبران این فقر تصویری سعی کرده با استفاده از تصاویر ویدئویی تکراری کمی به نمایش رنگ و لعاب بدهد که استفاده از این حربه تنها برای چند دقیقه جواب می‌دهد.

هنگامی که با «آناکارنینا»  مواجه می‌شویم، انگار با یک نمایش رادیویی طرف هستیم. اگر از اول چشم‌هایتان را ببندید و به دیالوگ‌ها گوش کنید هیچ تصویر یا حرکت خاصی را از دست نمی‌دهید. دیالوگ‌ها هم که کاملا معمولی و سطحی نوشته شده‌اند و از تعلیقی که انتظارش را داریم خبری نیست.

نمایش حتی در شخصیت پردازی حرفی برای گفتن ندارد. در اینجا بر خلاف «نویسنده مرده است» شخصیت‌ها باور نمی‌شوند و دیالوگ‌هایشان کششی ایجاد نمی‌کنند. همه چیز در همان سطح می‌ماند و فراتر نمی‌رود.

آرش عباسی برای پیشرفت و برداشتن یک گام بلند در کارنامه کاری‌اش، بهتر است خود را از قید و بندهای «نویسنده مرده است» رها کند. هر چند تکنیک‌های اجرایی و نوشتاری به کار گرفته شده در این نمایش بکر و تازه نبود و نمونه‌هایش را در آثار جهانی دیده بودیم.

نویسنده: احمد محمدتبریزی

آرش عباسی برای پیشرفت و برداشتن یک گام بلند در کارنامه کاری‌اش، بهتر است خود را از قید و بندهای «نویسنده مرده است» رها کند.