نشست خبری تشریح جزییات تور اروپایی چهار خوانندهی پاپ در حالی برگزار شد که محمد اصفهانی به این نشست نیامد و بنیامین بهادری و محمد علیزاده هم با بیش از یک ساعت تأخیر در آن حضور یافتند.
قبل از تبدیل شدن به چهره موردتوجه شبکههای اجتماعی، سرهنگ علیفر گزارشگر ثابت فوتبالهای بامدادی تلویزیون بود. چهرهای که فوتبالهای ضبط شده را با گزارشش تبدیل به یک تجربه خوابآور میکرد و البته بعد از رد و بدل شدن هر گل با نعرههای مستانهاش، خواب را از سر مخاطبِ بیگناه میپراند. جای درستِ سرهنگ همانجا بود. پشتِ میکروفون گزارش بازیهای بیاهمیت. جایی که او مجالی برای دیدهشدن و شنیدهشدن به دست نمیآورد. جایی که گافهایش پررنگ تلقی نمیشدند و هیچکس به تکیهکلامهای فریزشدهاش اشاره نمیکرد. علیرضا علیفر اما راه فرار از گمنامی را بلد بود.
دفتر موسیقی ارشاد در تعیین قیمت بلیت کنسرتها هیچ نقشی ندارد. خانه موسیقی نیز به مانند همخانواده ارشادیاش توان اجرایی قیمتگذاری صحیح و ضابطهمند را ندارد و شرکتهای برگزار کننده کنسرت، در این زمینه حرف اول و آخر را میزنند.
اهدای 300 کمک هزینهی خرید مسکن در سیزدهمین شب بازیگر در حالی اعلام شد که اسپانسر این قضیه تاکید دارد که "این هدیه به صورت 300 قطعه زمین 250 تا هزار متری در دماوند اهدا میشود." خبری که تعجب بسیاری را در پی داشت.
گرایش به مارکسیسم در سالهای دهه ١٩٧٠ تنها بازی ممکن برای یک دانشگاهی جدی و رادیکال محسوب میشد، اریک اولین رایت نیز از این قاعده مستثنا نبود. اما تا سالهای دهه ١٩٩٠ بازی دیگر عوض شده بود و مارکسیسم به حواشی درون و برون آکادمی عقب نشسته بود. انتخاب رایت هم ماندن در دانشگاه بود. او مصمم بود که بتواند قسمی مارکسیسم جامعهشناختی را نه با ایدههایی ثابت یا یک شیوه شخصی بلکه با پرسشهایی مشخص و یک چارچوب مفهومی برای پاسخ به این پرسشها بازسازی کند. مارکسیسم رایت علوم اجتماعی معمول است که هدف آن جستوجوی سوسیالیسم است. در ٤٠ سال گذشته، کار او متمرکز بوده است بر بازاندیشی دو بخش اصلی در سنت مارکسیستی: طبقه و استراتژیهای لازم برای ایجاد یک تحول اجتماعی. رایت در کتاب جدیدش تحت عنوان «فهم طبقه» رهیافت خود را از طبقه در مقابل رهیافت توماس پیکتی و گای استندینگ قرار میدهد. او در سفر اخیرش به استرالیا با سردبیر مجله ژاکوبن، مایک بِگز، در مصاحبهای طولانی به بحث پیرامون وبر، مارکس، بازار و نظرات خودش در باب استراتژی چپ نشسته است.
« من به شما تبريك ميگويم كه نشان دادي مدير جشنواره كوچك خوبي هستي و خيلي سياستمدار هم شدهاي كه ميداني با ما و خبرنگارها چطور رفتار كني. اما اين مهارت ربطي به سينما و فيلمسازي واقعي براي سالن سينما ندارد. فيلم واقعي بساز! يعني چيزي كه مردم مملكتت را سر ذوق بياورد و بخنداند يا به گريه بيندازد. سينما يعني اين!»
«ترم دوم اعلام کردند که استاد ذوالفنون دیگر نمیتواند به دانشکده بیاید و شخصی به نام لطفی میآید تا ردیف درس دهد. تحقیق کردم و فهمیدم لطفی شخصیت رادیکالی دارد؛ برای همین رفتم از دانشجویان امضا جمع کردم که بگویم ما لطفی را نمیخواهیم و دوست داریم ذوالفنون استادمان باشد.»