هوش مصنوعی؛ تهدید یا مکمل هنر؟!

سید وحید موسوی راد؛ هنرمندان از جمله افرادی هستند که با الگوگیری از ندای درون و احساس‌ هنری وجودشان اثری را خلق و آن را به بیرون از جهان خودشان ارائه می‌کنند.

یکی از دغدغه‌های بزرگ هنرمندان در جهان امروز، ورود هوش مصنوعی به این عرصه است. هوش‌مصنوعی که به تولید آثار هنری از شعر و موسیقی گرفته تا نقاشی و طراحی، از نوشتن فیلمنامه در تولیدات سینما و تئاتر گرفته تا  تولید بصری فیلم و انیمیشن.

اکنون پرسشی که مطرح می‌شود این است که با توسعه هوش مصنوعی آیا هنرهای‌تجسمی مثل نقاشی و هنرهایی مانند سینما و موسیقی در آینده ارزش اصلی خود را از دست خواهند داد؟

این پرسش بسیار مهمی ا‌ست و دغدغه‌ای است که به غیر از هنرمندان، حتی علاقه‌مندان به هنر و حتی منتقدان فناوری درگیرش هستند.

پاسخ کوتاه اما این است: خیر، هنرهای تجسمی، سینما و موسیقی ارزش خود را از دست نخواهند داد، اما نقش‌شان و چگونگی خلق و مصرف‌شان ممکن است دستخوش تغییراتی اساسی شود. زیرا ارزش هنر فقط در مهارت فنی یا زیبایی ظاهری آن نیست؛ بلکه
حاصل بیان احساسات انسانی، تجربه شخصی و جهان‌بینی فردی‌ است.  هنر، نوعی ارتباط انسانی است. حتی اگر هوش مصنوعی بتواند تصویری فوق‌العاده بسازد، احساس انسانی پشت آن وجود نخواهد داشت.

ضمناً آثار هنری با زمینه اجتماعی، فرهنگی و تاریخی معنا پیدا می‌کنند؛ چیزی که الگوریتم‌ها به‌سختی می‌توانند آن را «تجربه» کنند.

در این زمینه هوش مصنوعی به عبارتی فقط می‌تواند نحوه یک خلق هنری را تغییر دهد و ابزار جدیدی برای هنرمندان شود (مانند قلم‌مو، دوربین، یا نرم‌افزار) که اتفاقا این مسئله می‌تواند  امکان خلق سریع‌تر یا تجربی‌تر آثار را فراهم کند.

اما اثر هنری که صرفا و فقط با هوش مصنوعی خلق‌شده بدون نیت انسانی معمولاً برای مخاطب معنا و عمق کمتری دارد.

مخاطب تمایل دارد بداند «چه کسی این اثر را خلق کرده و چرا؟»

موسیقی و فیلم‌های ساخته‌شده با هوش مصنوعی ممکن است در برخی زمینه‌ها (مثل موسیقی پس‌زمینه، تبلیغات، یا الگوریتم‌های پلتفرم‌ها) جایگزین انسان شوند. اما فیلم‌های داستانی نوشته‌شده توسط هنرمندان، یا موسیقی‌هایی با  احساسات عمیق انسانی همچنان توسط دیگران، بیشتر مورد توجه قرار خواهند گرفت. حتی کارگردانان و آهنگسازان می‌توانند از هوش مصنوعی به عنوان ابزار خلاق استفاده کنند، نه رقیب.

در نتیجه هوش مصنوعی هنر را تهدید نمی‌کند؛ بلکه آن را بازتعریف می‌کند. هنری که از دل انسان می‌آید، هنوز مهم‌ترین شکل هنر باقی خواهد ماند.

حتی در آینده، مخاطب شاید بیشتر ارزش‌گذاری کند که «آیا این اثر توسط انسان خلق شده یا هوش مصنوعی؟» و مطمئناً  این تمایز خودش به یک ارزش تبدیل خواهد شد.

برای درک بهتر موضوع، بررسی‌هایی انجام داده‌ایم درباره هنرمندانی که توانسته‌اند با استفاده از هوش مصنوعی تغییراتی در ارائه آثارشان داشته باشند.

  1. Refik Anadol (رفیق آنادول) – ترکیه، هنرمند رسانه‌ای مشهور جهانی که از داده‌ها و الگوریتم‌های هوش مصنوعی برای خلق نقاشی‌های دیجیتال پویا (data sculptures) استفاده می‌کند. آثار او در موزه‌هایی مانند MoMA در نیویورک نمایش داده شده‌اند.

او می‌گوید: «من از هوش مصنوعی مانند یک قلم‌موی جدید استفاده می‌کنم؛ اما ایده و نیت انسانی هنوز قلب اثر است.»

  1. Sofia Crespo – آرژانتین، هنرمندی که از هوش مصنوعی برای خلق تصاویر خیال‌انگیز از موجودات بیولوژیکی استفاده می‌کند.
    آثار او نه‌تنها زیباشناسانه‌اند، بلکه پرسش‌هایی درباره‌ مرز بین طبیعت و فناوری ایجاد می‌کنند.
  2. مرجان ساتراپی – کارگردان ایرانی‌الاصل فیلم «پرسپولیس»، او شخصاً از هوش مصنوعی استفاده نکرده، اما در مصاحبه‌ای گفته بود که با وجود ورود تکنولوژی، روح انسان در روایت‌گری هنوز غیرقابل‌جایگزین است.

این نوع نگرش توسط بسیاری از کارگردانان صاحب ‌سبک دیده می‌شود.

  1. Holly Herndon – آمریکا، موزیسین آوانگارد که با استفاده از هوش مصنوعی، صدای خودش را در قالب یک AI به نام «Spawn» بازآفرینی کرد. آلبوم‌هایش ترکیبی از صدای انسانی و الگوریتمی هستند. او از AI برای بیان مفاهیم فلسفی درباره هویت، صدا و خلاقیت استفاده می‌کند.
  2. YACHT – گروه موسیقی الکترونیک که یکی از آلبوم‌هایشان را با کمک AI ساخته‌اند. این گروه از آهنگ‌های قبلی خودشان برای آموزش مدل استفاده کردند، سپس نتایج را انتخاب، تنظیم و بازتفسیر کردند.

در تمام موارد، هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار بوده، نه جایگزین. مثل اینکه عکاسی جای نقاشی را نگرفت، یا سینما جای تئاتر را، بلکه مسیرهای جدیدی گشود.

  1. breathe
    ۳۰ مهر ۱۴۰۴

    **breathe**

    breathe is a plant-powered tincture crafted to promote lung performance and enhance your breathing quality.