در حقیقت در مروری کلی بر وضع فروش فیلمهای سال جاری، نکته جالبی به دست میآید و آن اینکه در جدول پرفروشترین فیلمهای امسال پنج فیلم کمدی ردههای اول تا پنجم جدول پرفروشها را به خود اختصاص دادهاند. پرفروشترین فیلم در این بین نهنگ عنبر ٢ با فروش نزدیک به بیستویکمیلیارد تومان است که در ضمن عنوان پرفروشترین فیلم تاریخ سینمای ایران را نیز به خود اختصاص داده است. گشت ٢ با فروش ١٩میلیارد و ٧٨١میلیون تومان، خوب، بد، جلف با ١۶میلیارد و ٢٨٨میلیون تومان، اکسیدان با ١٠میلیارد و ٧۵٧میلیون تومان و ساعت پنج عصر نیز با فروش ٩میلیارد و ١٢۵میلیون تومان در ردههای بعدی جدول فروش جای گرفتهاند. نکته جالب در این جدول اینکه دو فیلم اولی که بالاترین رقم فروش را به خود اختصاص دادند، در پی موفقیت اولین قسمت، ساخته و با اقبال مواجه شدند؛ در پی موفقیت فیلمهای نهنگ عنبر و گشت ارشاد که هر دو در سال اکرانشان عنوان پرفروشترین فیلم سال را از آن خود کرده بودند.
کمدیهای صدرنشین
میگویند در سینمای ایران تنها فیلمهایی که تهیهکننده میتواند انتظار موفقیت اقتصادی بیمهشدهای داشته باشد؛ فیلمهایی که میتوان گفت فروش تضمینشدهای خواهند داشت؛ فیلمهایی که بهعنوان نویسنده اگر هر فیلمنامهای با هر کیفیتی به تهیهکننده ارایه دهید، باز هم تهیهکننده این نوع را از شما مطالبه خواهد کرد، فیلمهای کمدی هستند. فیلمهایی که آمارها بهخصوص در سالهای اخیر نیز حکم به موفقیت شگفتانگیز آنها میدهد. بهعنوان مثال در سال ٩۴ چهار فیلم بالای جدول پرفروشترین فیلمهای سال محمد رسولالله(ص) ساخته مجید مجیدی، نهنگ عنبر۱ به کارگردانی سامان مقدم، ایران برگر ساخته مسعود جعفری جوزانی و در مدت معلوم به کارگردانی وحید امیرخانی بودند که از این تعداد، ۳ فیلم به ژانر کمدی اختصاص داشت. به عبارت بهتر، هفتادوپنج درصد پرفروشترینهای سال کمدی بودند. همچنین درعین اینکه شمار فیلمهای اکرانشده غیرکمدی پنج برابر فیلمهای کمدی بود؛ از مجموع فروش شصت میلیاردی نزدیک به نیمی از آن مربوط به فیلمهای کمدی میشد. سال گذشته نیز تنها یازده فیلم از شصت فیلمی که در سینماهای کشور روی پرده رفت، کمدی بود. این تعداد فیلم اما از مجموع ۱۵۶میلیارد تومان فروش کلی، ۴۸میلیارد تومان فروخته بودند که نشان میداد یکششم فیلمها که کمدی بودند حدود یکسوم از درآمد حاصل از گیشه سینما را به دست آورده بودند. در آن سال فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی، من سالوادور نیستم ساخته منوچهر هادی، سلام بمبئی به کارگردانی قربان محمدپور، ۵۰ کیلو آلبالو ساخته مانی حقیقی و فیلم سینمایی ابد و یک روز به کارگردانی سعید روستایی جزو پرفروشترین فیلمهای سینمای سال بودند که درواقع همان یکسال وقفهای بود که از آن بهعنوان وقفه در سیطره کمدی بر سینمای ایران یاد کردیم. نگاه به فروش ۶ماهه اول امسال اما نشان از این دارد که سیطره کمدی پررنگتر هم شده و علاوه بر اینکه هر پنج فیلم اول جدول پرفروشترینها، کمدی هستند و از مجموع فروش نود میلیاردی ۶ ماه اول سال هفتادودو میلیارد آن به جیب کمدیسازها رفته؛ که از نظر آماری هم حضور کمدیها پررنگتر شده و هشت فیلم از مجموع سی فیلم اکران شده را به خود اختصاص داده است.
شماره دوها
دو فیلم پرفروش امسال نهنگ عنبر ٢ و گشت ٢ فیلمهایی هستند که در ادبیات سینمایی به آنها دنبالهسازی گفته میشود. دنبالههایی بر دو فیلم که از قضا آنها نیز خود پرفروش بودهاند. نهنگ عنبر در سال ٩۴ با فروشی بالغ بر ٧میلیارد تومان سهمیلیارد بیشتر از فیلم دوم جدول فروخته بود و گشت ارشاد نیز در سال ٩٠ با فروشی بالغ بر یکمیلیارد و ۵٣٣میلیون تومان رکورد خارقالعادهای بر جای گذاشت و مدتها رکورددار فروش سینمای ایران بود. با فروش شگفتانگیز دنباله این دو فیلم یعنی نهنگ عنبر ٢ و گشت ٢ که هر دو بالاتر از بیستمیلیارد تومان فروختهاند، دلیل رویکرد سینمای ایران به دنبالهسازی برای کمدیها توجیهپذیر به نظر میرسد. بهخصوص اگر به یاد آوریم سایر دنبالههای سینمای ایران یعنی مجموعههای اخراجیها و رسوایی نیز به موفقیتهای بالای مالی رسیده بودند و در میان این فیلمها تنها میتوان رسوایی ٢ را بهعنوان فیلمی شکستخورده تلقی کرد که البته آن نیز به این دلیل شکست قلمداد شد که توقعات فراوانی ایجاد کرده بود، وگرنه فیلمی با فروش بالای چهارمیلیارد تومان را نمیشود شکستخورده بهشمار آورد.
این سینمای تکراری
نکته بامزه دیگر در جدول پرفروشهای امسال این است که بعد از فیلمهای کمدی بالانشین جدول، فیلمهای رده پنجم به بعد را فیلمهایی با مضمون اجتماعی تشکیل میدهد. البته با ارفاقی به نام ماجرای نیمروز محمدحسین مهدویان که بهزعم منتقدان سینما این فیلم بیشتر اثری سیاسی و تاریخی است تا اجتماعی. رگ خواب با چهارمیلیارد و ٩٢٨میلیون تومان، زرد با چهارمیلیارد و ۴٩٢میلیون تومان، ماجرای نیمروز با فروش چهارمیلیارد و ٣٢٣میلیون تومان، خفهگی با سهمیلیارد و ٣٢٩میلیون تومان و زیر سقف دودی با ٢میلیارد و ٨٠۶میلیون تومان پنج فیلم بعدی جدول پرفروشهای سال هستند. این خود نشان از یک کمبود بزرگ در سینمای ایران دارد؛ که جز نبود تنوع در این سینما نمیتواند باشد. در حقیقت در این سینما یا فیلم کمدی ساخته میشود یا اجتماعی و به این فقر تنوع وقتی نگاهی میکنیم، به سیاهه فیلمهای امسال که امکان پیوستن به باشگاه میلیاردیها را داشتهاند، بیشتر جلوه میکند. علاوه بر ١٠ فیلم اول جدول، امسال فیلمهای نگار، سارا و آیدا، خانه دختر، برادرم خسرو، قهرمانان کوچک، سه بیگانه، ملی و راههای نرفتهاش، آباجان، خالتور، مادر قلب اتمی، تابستان داغ، ایتالیا ایتالیا، پا تو کفش من نکن، من و شارمین، بیست و یک روز بعد، یک روز بخصوص، ویلاییها و تیک آف به فروش میلیاردی رسیدهاند؛ و جالب اینکه تنها فیلمهایی که کمدی یا اجتماعی نیستند، ویلاییها، قهرمانان کوچک و نگارند. یعنی ٣ فیلم از ٢٨ فیلم. جالب نیست؟
عرضه و تقاضا
حسین فرحبخش یک فیلمساز و تهیهکننده متعلق به بخش خصوصی است. این تهیهکننده سیطره کمدی بر سینمای ایران را عادی نامیده و آن را نگرانکننده نمیداند: این یک اتفاق طبیعی است. جامعه در دورههای گوناگون سلیقههای متفاوتی پیدا میکند. اگر یادتان باشد، در یک دورهای از فیلمهای اجتماعی استقبال میشد و الان هم نوبت کمدی رسیده است. فرحبخش دلیل این استقبال را میگوید: این اصلا نگرانکننده نیست. در واقع در یک سیستم درست و باز این اتفاق عادی است. عرضه و تقاضا یعنی همین دیگر. مردم در شرایط خاص، چیزهای خاصی میطلبند و سینماگر باید این خواستهها را برآورده کند. مطمئن باشید در شرایطی دیگر فیلمهای دیگری روی بورس خواهد آمد؛ و این قضیه تا جایی که دولت دخالت نکند، اتفاق بدی نیست.
تقصیر کیست؟
ابراهیم وحیدزاده در این زمینه میگوید: سینما راه خودش را میرود. طبیعی است ناگزیریم بسیاری از سوژهها را یا دستوپا شکسته ارایه دهیم و با این دست بسته بار کمدی کارهایمان کم میشود، اما در کل تماشاگر برای سینما پول میپردازد و کالایی که میپسندد، را میبیند. فیلم چه خوب باشد و چه بد، بالاخره اکران میشود و بلیت آنها هم به یک قیمت فروخته میشود. همه این امکان را برایش به وجود میآورند که هرکدام بیشتر میفروشد، زمان بیشتری داشته باشد و فروشهای کم را از اکران برمیدارند. نتیجه آن این است؛ آدمهایی که به سینما بهعنوان یک صنعت هنر نگاه میکنند، ترجیح میدهند کارهایی بکنند که در آن پول بیشتری است و ظاهرا تماشاگر هم کمدی را میپسندد.
اگر تماشاگر کار را پس بزند، فروش نخواهند داشت. این مهمترین معیار برای سینماست. ممکن است کسانی کمی روشنفکرتر قید آثار سخیف را بزنند و ترجیح دهند که فیلمهای دلخواهشان را روی DVD یا ماهواره ببینند، اما در کل فیلمی که تماشاگر میپسندد، ساخته میشود. همه چیز تقصیر فیلمسازان نیست.
نیاز جامعه
محمدتقی فهیم| اصلیترین وجه سینما سرگرمی است و سینمای کمدی از این جهت ارتباط وثیقی با عنصر مفرحبخشبودن و سرگرمکنندگی سینما پیدا میکند. سرگرمی وجهی تعیینکننده در سینماست و نمیتوان آن را نادیده گرفت. سینما باید بتواند اوقات خوشی را برای تماشاگر ایجاد کند. اوقات خوش صرفا به معنای این نیست که تماشاگر را بخنداند بلکه میتواند تماشاگر را احساساتی کند و حتی بگریاند یا بترساند. در واقع سینما باید تجربهای تازه و بدیع در اختیار مخاطب قرار دهد. خنداندن هم تجربهای است که سینما از طریق ژانر کمدی به مخاطب هدیه میدهد. همچنین استقبال مردم از سینمای کمدی میتواند یک پیام مشخص داشته باشد و آن اینکه مردم از سینمای شبه اجتماعی با مضامین تلخ و ناامیدکننده خسته شدهاند. تماشاگر ایرانی با این افراطگرایی در پرداختن به مباحث تلخ مشکل دارد، البته جشنوارههای خارجی حتما از این فیلمها استقبال میکنند ولی فیلمساز برای مردم خودش فیلم نمیسازد و چشم به جشنوارههای خارجی دارد، اما کمدی برای مردم ساخته میشود. در واقع کمدی نیاز جامعه است و سینما باید با تولید آثار فاخر به نیاز جامعه پاسخ بگوید.
دلایل موفقیت کمدی
احمد شکرچی| ما به واسطه سابقه تاریخیمان برایمان طنز یکی از راههایی بوده که به واسطه آن حرفهایی میزدیم که نمیتوانستیم به صورت مستقیم به زبان بیاوریم. آدمها به خاطر اینکه نمیتوانستند حرفهایی را در حوزه عمومی، صراحتا و به صورت آشکار بزنند، آن را در لفافه و کنایه میگفتند. ما مدام در زندگی روزمره خود با کنایههای طنزآمیز صحبت میکنیم و این اتفاق هم فقط به خاطر استبداد نیست و ممکن است به خاطر نوع و سبک روابط اجتماعیمان هم باشد که اینگونه رفتار میکنیم و برای اینکه فضا تلخ نشود، آن را به شوخی بیان میکنیم. بنابراین کمدی ابزاری برای بیان حرفهایی است که نمیتوان گفت یا نسبتدادن به چیزهایی که از آن ناراحت هستیم، ولی نمیتوان مستقیم به زبان آورد. همچنین ما همه دوست داریم بعضی وقتها از دیدن فیلمی لذت ببریم. اگر فیلمی از یک سطح فرهنگی و علمی پایینتری برخوردار باشد ولی از دیدن آن لذت ببریم و خوش بگذرد، به دیدن آن میرویم. این حس خوشگذشتن در تمام فیلمهای کمدی وجود دارد، چه فیلم گیشهای باشد و چه فیلمی که میخواهد علاوه بر خوشگذشتن ویژگی انتقادی هم داشته باشند.
منبع / شهروند









