فیلم با سرک کشیدن چهار دختر دبیرستانی در صفحه اینستاگرام چهرههای مشهور شروع میشود و آنها را غرق در نگاه کردن به صفحه گوشی نشان میدهد. کمی جلوتر سر بریده فردی در جوی آب افتاده و مردم هراسان دورش جمع شده و نگاهش میکنند. سر بریدهای که میتواند نمادی از کشته شدن هر روز انسانها در فضای مجازی به دست افراد جامعه باشد. کشتنی که بیشتر گریبان سلبریتیها را میگیرد و تا عمق زندگیشان نفوذ میکند.
شاید کشته شدن کارگردانان صاحبنامی مثل حاتمیکیا، بنیاعتماد و نعمتالله از این جنس باشد. آنها پیش از اینکه به قتل برسند به دست مایی که هر روزه در فضای مجازی تا ریزترین مسائل زندگیشان را کنکاش میکنیم کشته شده بودند. کارگردانی از طیفهای مختلف سیاسی که قربانی میشوند. شاید آوردن نام حاتمیکیا در کنار بنیاعتماد و حقیقی برای بهتر نشان دادن این قضیه است که قربانی شدن انسانها در فضای مجازی ربطی به سیاست و خط و ربطهای سیاسی ندارد. آنها هر کس را که بدانند قربانی میکنند.
«خوک» در ظاهری لایهای کمدی دارد ولی یک نقد جدی به یک فرهنگ عمومی جامعه است. «خوک» تراژدی دنیای مدرن است. تراژدی انسانهایی که برای جمع کردن فالوئر دست به هر کاری میزنند. همانهایی که هر روز در شبکههای اجتماعی با آنها مواجه میشویم و از این حجم خودنمایی در وجودشان شگفتزده میشویم.
در دنیایی که شبکههای اجتماعی بخشهای مختلف زندگی افراد را نشان می دهند، تفکیک حوزه عمومی و خصوصی کار سختی است. حتی اگر اهل این فضا و شبکهها نباشی، مثل حسنِ «خوک»، باز توسط افراد دیگری درگیر خواهی شد. انقدر درگیر میشوی که زندگیات مختل میشود و این قدرت این شبکهها و حس دیده شدن توسط برخی مریض احوالان را نشان میدهد.
«خوک» داستان یک کارگردان ممنوع از فعالیت را روایت میکند که زندگی شخصیاش در حال فروپاشی است. او در میان درگیریهای روزمره به ناگاه درگیر یک فضای آلوده در شبکههای اجتماعی میشود. دختری به قصد معروف شدن، خودش را به او نزدیک میکند و با انتشار فیلمها و عکسهایش چهره او را بین مردم تخریب میکند.
مردمی که تا دیروز عاشق حسن با بازی حسن معجونی بودند، یک شبه از او تنفر پیدا میکنند. او را به جرمی ناکرده متهم میکنند و سعی در اذیت و آزارش دارند. و حسن در آخر برای رهایی از این وضع اسفناکی که در آن گیر کرده از همین شیوه استفاده از فضای مجازی کمک میگیرد و نتیجه هم میگیرد. او با انتشار یک پست از چهرهای منفور به یک قهرمان تبدیل میشود.
«خوک» مفرحترین فیلم مانی حقیقی است. او از پیچیدگیهای فیلم قبلیاش، «اژدها وارد میشود» فاصله گرفته و خودش را به سینمای عامه نزدیکتر کرده است. او داستانش را خیلی شیرین و روان میگوید و در بیشتر اوقات میتواند خنده را روی لبان تماشاگرش بیاورد. اگر کمدیسازهای شانه تخممرغی «خوک» را یک الگو برای خود قرار دهند، خواهند فهمید چگونه میتوان یک فیلم کمدی سالم دغدغه مند که در آن از شوخیهای جنسی و دلقک بازی خبری نیست، ساخت.
حقیقی حتی در جاهایی پا را فراتر گذاشته و نقدی به اهالی سینما هم دارد. او، کارگردانی با بازی علی مصفا را نشان میدهد که در همه جا هست؛ از افتتاح گالری روشنفکرها تا مصاحبه با رسانههای خارجی تا حاضر شدن در مراسم ترحیم. شخصیتی که پا را فراتر گذاشته و زندگی شخصی همکارانش را نشانه گرفته است.
مانی حقیقی تا به حال ژانرهای مختلفی را تجربه کرده و با «خوک» نشان داد فرمول ساختن یک فیلم کمدی را هم بلد است. حقیقی با«خوک» به مخاطبش احترام میگذارد و او را راضی از سالن سینما بیرون میفرستد. به خصوص اگر تماشاگر نکتهسنج و آگاه که فقط به دنبال خندیدن نیست فیلمش را ببیند، از لایههای رویی عبور میکند و به این تراژدی تلخ فکر خواهد کرد.
نویسنده: احمد محمدتبریزی










