جاندار ظرفیت کمی دارد و با توجه به داستان کلیشه ای که دارد بیشتر از این هم نمیشود انتظار داشت.

نقدی بر فیلم «جاندار»/ یک تراژدی شبیه دیگر تراژدی‌‌های سینمای ایران

سالهاست که سینمای ایران به دو بخش کمدی های یکسان و تراژدی های یکسان تقسیم شده است و مرز بین این دو فضا در سینمای حال حاضر به قدری پررنگ است که هیچ حد وسطی نمی توان قائل شد به حدی که یادمان رفته ژانر های دیگری هم برای فیلم سازی هست.
این اتفاق در مورد فیلم جاندار هم صادق است. یک تراژدی شبیه آثار دیگر. حسین امیری دوماری و پدرام پور امیری در اولین فیلمشان به سراغ یک داستان تکراری رفته اند. خانواده ای که در شب عروسی تنها دخترشان دچار یک نزاع مثلا ناموسی میشوند و خواستگار سابق دختر مراسم را به هم میزند. یکی از برادران عروس درحین دعوا برادر خواستگار سابق را به قتل می رساند و مابقی داستان تلاش خانواده برای نجات برادر قاتل از اعدام و گرفتن رضایت از خواستگار کینه ایست.
شاید اشتباه سازندگان فیلم از همان ابتدای فیلم است. آغاز با عروسی. داستان از ابتدا لو می رود. چرا که مخاطب چشم و گوش آشنا به سرعت حدس می زند این همه شادی و خوشحالی حتما پایان غم انگیزی دارد. قانون دیگری در سینمای ایران که شاید با درباره الی اصغر فرهادی باب شد و به سرعت مخاطب را به این نتیجه می رساند که حال همه آنها خوب است اما تو باور نکن. سازندگان فیلم تلاش کردند یک خرده پیرنگ پر حادثه و پر تعلیق بسازند اما صحنه های بیش از حد طولانی و ماندن در وضعیت های کم اهمیت موجب شده که به موضوعات مهمتر داستان کمتر پرداخته شود. تعلیقی که در فیلم است بیشتر جانکاه است تا جذاب چرا که مخاطب می داند قرار است چه بلایی به سر داستان بیاید. فیلمنامه تمام تلاشش را می کند که در نقطه اوجش مخاطب را غافلگیرکند آنجا که رو می شود مادر داستان مادرناتنی دو فرزند دیگر است. موفق هم می شود. اما در ادامه کار وا می ماند. چرا که مادر طرف فرزند خودش را می گیرد و از دخترش که ناتنی است تقاضایی غیر انسانی و غیر اخلاقی می کند. و در انتها، پایان خیلی بد داستان… چه اتفاقی می افتد؟ گویا سازندگان تلاش کرده اند که پایان را باز نگذارند ولی دلشان نیامده صحنه اعدام را نشان دهدند. به همین دلیل با یک نریشن اخلاقی داستان را جمع کرده اند.
کارگردانان جوان جاندار در اولین تجربه خود به سراغ بازیگران درجه یکی رفته اند و این بزرگترین نقطه قوت فیلم است اما فقط بازیگران خوب نه بازی های متفاوت. حامد بهداد تکراری. معتمد آریای همیشگی. باران کوثری کمرنگ… . دلیلش هم شخصیت های کم پرداخت داستان است البته به جز یکی از آنها. بی شک سوپراستار جاندار جواد عزتی ست که به خوبی از پس آنتاگونیست بی رحم و کینه ای بر آمده. تنها کارکتر پرداخت شده داستان. بدمنی که برای خواسته خودش برادرش را قربانی می کند و حتی قیمومیت برادرزاده اش را می گیرد که دست زن برادرش را در گرفتن دیه ببندد و از یک زن شوهردار میخواهد برای نجات برادرش از شوهرش جدا شود و با او ازدواج کند و بچه اش را هم بیندازد.
جاندار ظرفیت کمی دارد و با توجه به داستان کلیشه ای که دارد بیشتر از این هم نمیشود انتظار داشت. به نظر می آید سازندگان فیلم نخواسته اند خود را به چالش بکشند و به عمد دست روی یک روایت تکراری گذاشته اند. جاندار یک فیلم متوسط است. و از آنجا که هم فیلمنامه و هم کارگردانی در یک سطح است خوشبختانه یکی را فدای دیگری نکرده است.

 

نویسنده: مروه میرزهرایی

جاندار ظرفیت کمی دارد و با توجه به داستان کلیشه ای که دارد بیشتر از این هم نمیشود انتظار داشت.