به گفته فخیمزاده شورای شهر شکایتی از این سریال داشته و در این شکایت مطرح کرده که به شورای شهر توهین شده است. داستان این سریال اما در روستایی در ناکجاآباد اتفاق افتاده و به نظر میرسد منطق دقیق و روشنی پشت اعتراض شورای شهر نباشد. با این همه اما فخیمزاده از تجربه حضور در این سریال راضی است و طرح قصه به اندازه کافی توانسته او را جذب کند. او در صحبتهای خود تاکید کرد سناریوی «علیالبدل» از نظر او خوب بوده است.
اما تجربه حضور در «علیالبدل» به اندازه فخیمزاده برای مهدی هاشمی یکی از بازیگران اصلی این سریال خوشایند نبود. او در گفتوگویی با انتقاد از شخصیتپردازی و پراکندگی متن، پخش «علیالبدل» را ناامیدکننده توصیف کرد: «اگر میدانستم روند داستان به این شکل است در آن بازی نمیکردم.» نقد هاشمی به شخصیتپردازیها در این سریال یکی از ایرادات اساسی وارد شده به «علیالبدل» بود، نقدی که تنابنده به عنوان سرپرست نویسندگان و ایدهپرداز این مجموعه، پاسخ چندان روشنی به آن نداد: «به نظرم قصه همانقدر که لازم است باید حرف بزند. اینکه آدمهای قصه در گذشته چه بودهاند و چه میکردهاند، اهمیتی ندارد.» «علیالبدل» داستان رویارویی دو طایفه در یک روستاست که عمده اتفاقات آن حول محور یک نظام فاسد اقتصادی- سیاسی رخ میدهد. بدون تردید نزدیک شدن به فضای انتخابات ریاستجمهوری، ساخت و پخش این سریال را بیش از پیش امکانپذیر کرد. پیش از این سال ٩٣ مسعود جعفریجوزانی فیلم سینمایی «ایران برگر» را در چنین فضایی کارگردانی کرد. اگرچه تنابنده بارها در گفتوگوهای مختلف تاکید کرد ایده اصلی «علیالبدل» هشت سال پیش به ذهن او رسیده و ربطی به «ایران برگر» ندارد اما نمیتوان شباهتهای این دو اثر را نادیده گرفت: «ایده قصه به روزی برمیگردد که من لاریجان رفته بودم و چند نفر از اعضای یک شورا در آب استخر حرفهای سیاسی میزدند. به نظرم خیلی جالب بود که گروهی در آب غوطهور باشند و بعد از کمبود آب حرف بزنند.» از دیگر انتقادات وارد شده به این سریال، زمان پخش نامناسب آن است. نقدی که سازندگان و مخاطبان بر سر آن توافق نظر دارند و تنابنده هم بارها به آن اشاره کرده است. به عقیده او این سریال زمان دیگری جز تعطیلات نوروز میتوانست روی آنتن برود. از طرف دیگر سانسور و کمتحملی تلویزیون اینبار بیش از گذشته به چشم تنابنده آمده است: «طاقت نداشتن تلویزیون، دولتمردان و اصناف باعث میشود که نه تنها این سریال بلکه سریالهای دیگری مثل «شبهای برره» ناکجا آباد را انتخاب کنند و این به دلیل سانسور است زیرا این نهادها همهچیز را به خود میگیرند وگرنه ما آنقدر متوجه میشویم که بتوانیم شرایط را تعریف کنیم؛ ولی باور کنید طاقتی برای شنیدن وجود ندارد.» تنابنده از نبود خط قرمزهای روشن و ترسی حرف میزند که بارها گریبان بسیاری از سریالهای تلویزیونی را گرفته است. ترسی که به تعبیر او مانعی برای نمایش همه ابعاد شخصیتی آدمها میشود. اما جالب اینجاست این حرفهای بازیگر و نویسندهای است که در سالهای اخیر عمده فعالیتهایش به حوزه تلویزیون معطوف و همین روزها هم سرگرم سری پنجم سریال «پایتخت» است. حالا که برنامههای نوروز ٩۶ به خط پایان رسیدهاند، بد نیست بار دیگر مروری بر آمار و ارقام ارایه شده توسط مدیران سازمان صدا و سیما داشته باشیم. آمار و ارقامی که از رشد ٢٠ درصدی مخاطبان تلویزیون در نوروز امسال نسبت به زمان مشابه سال گذشته حکایت دارد، اما واقعیت چیز دیگری است. بد نیست این آمار و ارقام را با در نظر گرفتن پر مخاطبترین سریال با ۴٢درصد بیننده، بررسی و کمی بیشتر تامل کنیم.










