به طور کلی، "حافظه، زمان و توهم" سه عنصر و موضوع اصلی جهان داستانی ایشی‌گورو را تشکیل می‌دهند.

راز اهدای نوبل به ایشی‌گورو، یک سال پس از جنجال باب دیلن

آکادمی نوبل با انتخاب کازوئو ایشی‌‌گورو به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۷، نه تنها ده سال پس از دوریس لسینگ، بار دیگر از یک نویسنده بریتانیایی تجلیل کرده، بلکه پس از یک سال جنجال درباره اهدای جایزه نوبل ادبیات به باب دیلن، خواننده آمریکایی، با انتخاب نویسنده‌ای که دنیای ادبی خود را به موسیقی گره زده، بار دیگر بر اهمیت همزیستی خلاقانه موسیقی و ادبیات تأکید کرده است.

با این حال، آکادمی نوبل جانب احتیاط را رعایت کرده و با انتخاب یک نویسنده مسلم و تثبیت شده، به روال سنتی خود بازگشته است.

روال سنتی به این معناست که آکادمی نوبل تاکنون به نویسندگان و شاعران مطرح انگلیسی‌زبان بیش از ادیبان دیگر زبان‌ها توجه کرده و ۲۹ نفر از انگلیسی‌زبانان را به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات انتخاب کرده است.

پس از انگلیسی، زبان فرانسه با ۱۴ برنده، زبان آلمانی با ۱۳ برنده و زبان اسپانیایی با ۱۱ برنده، در رده‌های بعدی قرار دارند. بسیاری از زبان‌ها نیز با وجود ادبیات غنی و نویسندگان بزرگ، همچنان بی‌بهره از جایزه نوبل هستند؛ مثل برخی از زبان‌های اروپایی و آفریقایی و یا آسیایی مثل فارسی.

اما برنده نوبل ادبیات امسال، صددرصد بریتانیایی نیست؛ ایشی‌گورو ۶۳ ساله که تا ۲۸ سالگی ملیت بریتانیایی نداشت، به گواه آثارش، ژاپنی‌ترین نویسنده بریتانیایی است، یا شاید بتوان گفت برعکس.

بی‌دلیل نیست وقتی آکادمی نوبل امسال، نام ایشی‌گورو را به عنوان برنده نوبل ادبیات اعلام کرد، ژاپنی‌ها هم شگفت‌زده شدند و برای خرید کتاب‌های این نویسنده به کتابفروشی‌ها رفتند.

انتشارات هایاکاوا، ناشر آثار ایشی‌گورو در ژاپن اعلام کرده که به دنبال دریافت سفارش‌های انبوه، هشت عنوان کتابی را که از این نویسنده به زبان ژاپنی ترجمه و منتشر کرده، دوباره تجدید چاپ می‌کند.

ایشی‌گورو که نزدیکانش او را “ایش” صدا می‌زنند، در سال ۱۹۵۴ در شهر ناگازاکی در ژاپن به دنیا آمده؛ شهری که ۹ سال پیش از آن هدف بمباران اتمی آمریکا قرار گرفت. در شش سالگی همراه با خانواده‌ از ژاپن به بریتانیا مهاجرت کرد و پدر و مادرش که با سنت و فرهنگ ژاپنی زندگی می‌کردند، قصد نداشتند برای همه عمر در بریتانیا بمانند، اما مرور زمان بازگشت به وطن را دشوارتر می‌کرد.

“ایش” هم که هرگز برای زندگی به وطنش بازنگشت، با یک اسکاتلندی ازدواج کرد و اکنون دارای یک دختر است.

او که در رشته نویسندگی خلاق از دانشگاه “ایست انگلیا” مدرک کارشناسی ارشد گرفته، در سال ۱۹۹۵ به فاینانشال تایمز گفت که تقریبا تصادفی به ادبیات روی آورد و نگران بود که از آن “خسته” شود: “نوشتن لزوما آن چیزی نبود که من می‌خواستم انجام دهم.”

پیشتر فلسفه و ادبیات را در دانشگاه کنت خوانده بود و قصد داشت خواننده موسیقی پاپ شود: “من حتی سال ۱۹۷۵ در راهروهای مترو پاریس گیتار می‌زدم.” او به روزنامه گاردین نیز گفته: “خودم را به عنوان یک آهنگساز در نظر می‌گرفتم، اما زمانی پیش آمد که به خودم گفتم ‘من هرگز این نیستم’.”

از آن پس او وقت خود را وقف نوشتن کرد: “کاری جز نوشتن نمی‌کنم، از ۹ صبح تا ده و نیم شب، از دوشنبه تا شنبه. یک ساعت را برای ناهار و دو ساعت را برای شام می‌گذارم.”

با این حال او کاملا به موسیقی پشت نکرد و ترانه‌هایی را برای استیسی کنت، خواننده آمریکایی سبک جاز نوشت. پس از اعلام برنده نوبل ادبیات نیز، وقتی از او پرسیدند که نظرش درباره باب دیلان چیست، گفت “قهرمان من است.”

ژاپنی، زبان مادری‌ کازوئو ایشی‌‌گورو است، اما او هیچ وقت به این زبان ننوشت. با این حال زادگاهش منبع الهام او شد و در دو رمان اولش، “منظره پریده‌رنگ تپه‌ها” (۱۹۸۲) و “هنرمند جهان شناور” (۱۹۸۶) که نامزد دریافت جایزه بوکر شد، ژاپن پس از جنگ را روایت کرد: “می‌خواستم خاطره کشورم را زنده کنم، زیرا فکر می‌کردم در حال ناپدید شدن است.”

شخصیت اصلی “منظر پریده‌رنگ تپه‌ها” یک ژاپنی است به نام “اتسوکو” که در میانسالی در بریتانیا زندگی می‌کند، اما خاطرات ناگازاکی رهایش نکرده است. “هنرمندی از جهان شناور” نیز که داستان چند نسل از مردمان ژاپن را با محوریت جنگ جهانی دوم به تصویر می‌کشد.

هر دو رمان به ترتیب برنده جوایز انجمن سلطنتی ادبیات و ویتبرد (کاستا) شدند. اما این رمان “بازمانده روز” (۱۹۸۹) بود که جایزه معتبر بوکر را برای ایشی‌گورو به ارمغان آورد و او را در سراسر جهان به شهرت رساند. چهار سال بعد، در ۱۹۹۳ نیز فیلمی بر اساس رمان “بازمانده روز” به کارگردانی جیمز ایوری، فیلمساز آمریکایی ساخته شد.

“بازمانده روز” که آکادمی نوبل آن را “شاهکار” دانسته، داستان سرگذشت مردی به نام “استیونز” است که بیش از سی سال، در فاصله دو جنگ جهانی، در خانه یکی از اشراف انگلستان به نام لرد دارلینگتن، که طرفدار نازی‌هاست، پیش‌خدمت بوده است. با برچیده شدن بساط این خانه، راوی خاطراتش را در سفری شش روزه به غرب انگلستان بازگو می‌کند.

عنوان رمان، تمثیلی از وضعیت راوی است که برخلاف ارباب پیشینش، دوره او کاملا به سرنیامده است.

به عقیده محققان، رمان “بازمانده روز” را نمی‌توان یک رمان تاریخی دانست، اما این داستان، روایت زندگی، عقاید و وجود انسانی است که در یک دوره مشخص زندگی می‌کند و واکنش او نسبت به واقع پیرامونی، در ایجاد فردیت و تاریخ شخصی او مؤثر است.

نجف دریابندری، مترجم توانای ایرانی، در مقدمه‌ای که برای ترجمه فارسی این رمان نوشته، آورده است: “اگر استیلیست کسی است که با لحن خاص خود می‌نویسد – لحنی که ما ممکن است بپسندیم یا نپسندیم – ایشی‌گورو را اصولا نمی‌توان به این معنی استیلیست نامید، زیرا لحن کلام او ثابت نیست و در هر اثر به مناسبت موضوع و موقع تغییر می‌کند. بارزترین نمونه این توانایی زبانی در همین داستان است.”

او در چهارمین رمانش، “تسلی‌ناپذیر” (۱۹۹۵)، هم به دنیای موسیقی باز می‌گردد و هم با تغییر تکنیک خود در داستان‌گویی، برخلاف آثار قبلی، دست به خلق دنیایی می‌زند که در آن قوانین طبیعی زمان و مکان جاری نیست.

رایدر، شخصیت اصلی این رمان نوازنده معروف پیانو است که به دعوت مردم یک شهر کوچک به آن جا رفته است: “من ناگزیر بودم قوانینی را خلق کنم که برآنجا حاکم است، بی‌آنکه دچار موهومات و خیالپردازی شده باشم.”

“وقتی یتیم بودیم” (۲۰۰۰)، پنجمین رمان کازوئو ایشی‌گورو، که در سال انتشار به فهرست نهایی جایزه بوکر راه یافت، یک داستان کارآگاهی دارد.

کریستوفر بنکس، شخصیت اصلی این رمان، کارآگاهی در لندن است که در کودکی، پدر و مادرش به طرز عجیبی در شانگهای ناپدید شده‌اند. رمان “وقتی یتیم بودیم”، داستان تلاش این کارآگاه برای جست‌وجوی والدینش است.

“هرگز ترکم نکن” (۲۰۰۵) که داستان یک مدرسه شبانه‌روزی است از زبان “کتی اچ” راویت می‌شود. راوی سی و یک ساله علاوه بر روایت این مدرسه به سرگذشت همکاسی‌های خود نیز می‌پردازد: “چیزهایی راجع به خودمان می‌دانستیم، این که کی هستیم، چطور با ناظم‌هامان فرق داریم، و با آدم‌های بیرون، اما هنوز نفهمیده بودیم که معنای این همه چیست…”

این رمان نیز که در سال ۲۰۱۰ فیلمی بر اساس آن به کارگردانی مارک رومنک فیلمساز آمریکایی ساخته شد، به فهرست نامزدهای جایزه بوکر راه یافت. به غیر از “بازمانده روز”، در کل و تاکنون، سه رمان دیگر ایشی‌گورو نامزد دریافت جایزه بوکر شده‌اند.

و در نهایت “غول مدفون” که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، هفتمین و آخرین رمان ایشی‌گورو محسوب می‌شود. نویسنده در این رمان دنیایی از شخصیت‌های واقعی و موجودات خیالی می‌سازد و حقیقت را با اسطوره می‌آمیزد.

غول مدفون داستان یک زوج سالخورده است که برای یافتن پسر گم‌شده‌شان سفری سحرآمیز را آغاز می‌کنند. امیرمهدی حقیقت، مترجم این رمان به زبان فارسی، درباره آن نوشته: “آنچه در راه رخ می‌دهد، و آنچه با هم می‌گویند و نمی‌گویند، اثری شگفت‌انگیز می‌سازد به قلم یکی از بزرگ‌ترین داستان‌نویسان امروز، که از ما می‌پرسد در روزگاری که همه چیز فراموش می‌شود، آیا عشق هم از یادها می‌رود؟”

کازوئو ایشی‌‌گورو، علاوه بر رمان، مجموعه داستان‌هایی را هم منتشر کرده که از آن میان می‌توان به “شبانه‌ها” اشاره کرد که در آن بار دیگر به دنیای موسیقی می‌پردازد.

به طور کلی، “حافظه، زمان و توهم” سه عنصر و موضوع اصلی جهان داستانی ایشی‌گورو را تشکیل می‌دهند. آکادمی نوبل نیز با اشاره به همین پایه‌ها، او را مستحق دریافت نوبل ادبیات دانسته است.

ایشی‌گورو خود می‌گوید: “این شوک احساسی ]مهاجرت[، این جدایی ناگهانی موجب شد که من بخشی از خاطره‌های ناگازاکی را حفظ کنم. کاملا به یاد می‌آورم خانه‌مان را، اسباب‌بازی‌هایم را و فیلم‌هایی که برایم می‌آوردند و از دیدنشان وحشت می‌کردم. کودکی‌ام را تصویر به تصویر به یاد می‌‌آوردم و همه اینها با ژاپن خیالی که در ذهن داشتم کم کم مخلوط می‌شد. تا این که احساس کردم باید این احساسات را، چه واقعی و چه خیالی، به ثبت برسانم، پیش از آن که برای همیشه از بین بروند.”

 

منبع بی بی سی

به طور کلی، "حافظه، زمان و توهم" سه عنصر و موضوع اصلی جهان داستانی ایشی‌گورو را تشکیل می‌دهند.