پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی دشمنی رئیس جمهور وقت عراق که داعیه رهبری بر جهان اسلام را داشت، با چالشی جدی روبهرو کرد. نفرت و کینه قدیمی صدام از ایرانیها در سالهای انتهایی دهه 50 به اوج خود رسید و ماشین تبلیغاتی حزب بعث با به کارگیری رسانههای دیداری، شنیداری و مکتوب پروژه نفرت از ایرانیان و برتری اعراب را رقم زد.
به گزارش «تیترهنر» صدام برای ریزترین جزئیات نظامی، امنیتی، اقتصادی و تبلیغاتی جنگ برنامه ریزی کرده بود. رئیس جمهور معدوم عراق که از مدتها پیش فکر حمله به ایران را در سر میپروارند، باید ذهن مردم کشورش را هم نسبت به آغاز جنگ آماده میکرد. حکومت وقت عراق، بنا بر نیازها و دورههای تبلیغاتی که پشت سر گذاشت، فیلمها، سریالها و برنامههای تبلیغاتی مختلفی را به خانه شهروندان عراقی یا بر پرده سینماها برد.
همچنین دستگاه تبلیغاتی حکومت با تمرکز بر روی امام خمینی و نظام نوپای اسلامی تمام سعیاش بر مخدوش کردن چهره رهبر ایران را به کار برد. تئوریسینهای بعثی در کنار رهبر جمهوری اسلامی ایران القاب گوناگونی قرار میدادند و با وارونه کردن واقعیات، چهره دیگری از امام بسازند.
نکته جالب توجه در تبلیغات بعثیها در رسانههای رسمی توجه به جنبههای ملی و میهنی بود. پرداختن به موضوع قدیمی و ریشهدار عرب و عجم و تاکید بر برتری اعراب یکی از راهکارهای سران حزب بعث برای مانور دادن بود. تبلیغات دولت عراق علیه ایران جنبههای مذهبی نداشت و بیشتر مبتنی بر شعارهای «ملیگرایانه» و «عربگرایانه» بود.
البته دولت بعث عراق بنا بر مقتضیات زمان به سرودها و آهنگهای مذهبی و اسلامی و اجرای گروهها و اقلیتهای قومی روی میآورد. با این همه سرودهای نظامی و «تمجید از فتح و فتوحات» ارتش عراق را بیش از هر چیز دیگری میتوان در میان آرشیو منتشر شده تلویزیون این کشور پیدا کرد.
ساخت فیلمهای سینمایی با داستانهایی هیجانانگیز و غرورآفرین که مخاطب را پر از حس میهن پرستی میکند یکی دیگر را راههای تاثیر گذاشتن بر ذهن تودههای مردم بود. فیلمهایی که سربازان را در راه رفتن به جنگ نشان میدهد و در دل داستان روابطی عاشقانه را نیز به همراه دارد. اکران این فیلمها در کنار ساخت فیلمهای تبلیغاتی متعدد که از تلویزیون دولتی عراق پخش میشد، تاثیر زیادی بر ذهن افرادی که کوچکترین اطلاعی از انقلاب ایران و رهبرش نداشتند، میگذاشت. نمایش صدام در حال بازدید از مناطق جنگی هم از دیگر برنامههای رایج تلویزیونی بود. در تبلیغات رسمی عراق، صدام در نقش یک «ژنرال» ظاهر میشد که گویی رسالت بزرگی جهت رستگاری مردم عراق و دیگر کشورهای عرب منطقه به عهده داشت.
صدام در تبلیغات حکومتی همچون یک منجی و ابرمرد به تصویر کشیده میشد که هیچ کس یارای مقابله با او را ندارد. در زمانی که اعراب چهره پرقدرت دیگری نداشتند، صدام میخواست همچون پدری مهربان، مدافع تمام اعراب باشد. نظام صدام بسیاری از تریبون های رسانه ای عربی و بین المللی را برای تبلیغ سیاست هایش خرید و یا تاسیس کرد و با وجود مشکلات مالی و وجود بحران های مختلف میلیون ها دلار صرف این تریبون ها کرد. به واقع این تلاش ها برای رسم چهره ای نیک از نظام نزد کشورهای عربی و اسلامی به عنوان نگهبان دروازه شرقی وطن عربی و پشتیبان مسائل قومیتی موفق بود. توهماتی که جنون قدرت صدام را چندین برابر میکرد. به ویژه آن زمان در نبود اینترنت، رسانههای حکومتی تنها مرجع مردم به شمار میرفتند و تاثیر بسیار زیادی در جهتدهی تودهها داشتند.
این روند تبلیغات و آمادهسازی افکار عمومی جهت تخریب چهره ایرانیان در طول جنگ هم ادامه داشت. رادیو و تلویزیون در کنار مطبوعات و همچنین هنرمندان و ادبا نقش اساسی در فراخوان مردم به جبههها داشتند. این فعالیتهای فرهنگی با وسوسهها و تهدیدات هولناکی همراه بود. هر کس که از انجام وظیفه سر باز میزد و یا به زبان و قلمش اجازه صحبت درباره افکار و احساسات ضد جنگ و ضد فلاکت های جنگ را می داد، سرنوشت هولناکی در انتظارش بود. نظام صدام بسیاری از تریبون های رسانهای عربی و بین المللی را برای تبلیغ سیاستهایش خرید و یا تاسیس کرد و با وجود مشکلات مالی و وجود بحرانهای مختلف میلیون ها دلار صرف این تریبونها کرد.
استفاده از تمام این ظرفیتها که حتی شامل استفاده از گزارشگران خارجی هم میشد، نتوانست موفقیتی برای برای صدام حاصل کند. آنچه که از برخی منابع به جا مانده بیش از ۱۲ هزار گزارشگر با ملیت های مختلف که برای رسانه های عربی و بین المللی کار می کردند و میکوشیدند گزارشهای ارسالیشان خالی از اطلاعاتی باشد که حکومت صدام را دچار مشکل کند. پایان جنگ هشت ساله با تمام ولخرجیهای صدام در زمینههای مختلف، دست آخر برای مردم عراق چیزی جز بدهکاری و وضعیت نابسامان اقتصادی به همراه نداشت. عایدی صدام از این جنگ تبلیغاتی چیزی فراتر از هیچ بود.
نویسنده: احمد محمدتبریزی










