مکتبها و جنبشهای هنری تازه، زمانی ظهور میکنند که افولی در مکتبها و جنبشهای پیشین رخ داده باشد. اینجا طلایهدارانی پیدا میشوند تا راه نو و ایدهای را پایهگذاری کنند که اغلب استکمال آن مکتب و ایده، بعد از ظهور پایهگذارانش صورت میپذیرد. گاهی اما طلوع حرکت تازه و راه تازه هنری با قهرمانانی شروع میشود که تا سالها جریانهای هنری را تحتتأثیر خود قرار میدهند. استاد اکبر گلپایگانی بدونتردید یکی از قهرمانهای بیبدیل آواز ایرانی است که در روزگاری ظهور کرد که آواز خریداری نداشت. او با مثنوی معروف شور (مست مستم ساقیا دستم بگیر) آواز را به عرصه عمومی پیوند و آشتی داد. اهمیت هنری استاد گلپایگانی و استاد ایرج خواجهامیری بیش از هر چیز شناساندن رمز و رموز پراحساس هنر آواز ایرانی در میان خاص و عام بود. به گمان نگارنده چند عامل بیش از همه کمک کرد تا استاد اکبر گلپایگانی بر جایگاه فاخر کنونی تکیه بزند و با وجود اینکه سالها کسانی همه همتشان را به کار بستند تا این آوازهخوان پیشکسوت را خسته و خاموش کنند اما همچنان او یکی از چند مرجع معتبر آوازخوانی در روزگاری است که آواز ایرانی در احتضار و پریشانی خویش، به ترانهخوانی و تصنیفخوانی تقلیل یافته است و تفکیک جدی میان این دو مقوله هنوز صورت نپذیرفته است. استاد اکبر گلپایگانی از سویی با داشتن حنجرهای توانمند، پراحساس و وسیع و نیز بهرهمندی از رنگ و جوهره صوتی زیبا و وصفناشدنی و نیز نبوغ ذاتی خود راهی نو را در آواز ایرانی پیمود و اینگونه توانست بر جایگاه رفیع کنونی تکیه زند؛ البته در این مسیر درک محضر نابغه بیبدیلی چون دکتر نورعلی برومند که معلمی بزرگ در آموزش آواز ایرانی به حساب میآمد، به عنوان کاتالیزوری محسوب میشود که استاد اکبر گلپایگانی را به این جایگاه ویژه رسانیده است. استاد علی جهاندار او را «خوشسلیقهترین آوازخوان معاصر» مینامد. نگارنده این توفیق را داشته که در چند نوبت خدمت این استاد پیشکسوت برای انجام گفتوگوهای مطبوعاتی برسد. چیزی که بیش از همه در این مصاحبتها از او آموختم، نگاه شفقتورز و مهربان او نسبت به همه هنرمندان سرزمینش است. همه سخنش این است که «هرکس باید بکوشد خودش بشود و همه ما هم باید کمک کنیم و زیر بغل جوانها را بگیریم». شاید کمتر پیش آمده باشد که استادی پیشکسوت در گفتوگوها و مصاحبهها از شاگردان استاد دیگری به تجلیل بنشیند؛ اما او از علاقهمندان جدی دو شاگرد طرازاول استاد محمدرضا شجریان آقایان علی جهاندار و حمیدرضا نوربخش است و در چند نوبت به بداههخوانی و نبوغ استاد علی جهاندار اشاره کرده یا برایم تعریف میکرد که «از طریق استاد همایون خرم با صدای آقای نوربخش آشنا شدم و در جاده شمال هفت بار اثر مگذار و مگذر (پنهان چو دل) ایشان را گوش کردم و شماره تلفن ایشان را از آقای خرم گرفتم و به ایشان زنگ زدم». همین حسن خلق نشان میدهد که ایشان علاوه بر همه تواناییهای والای هنری، دارای منزلتی معنوی و فروتنی دوستداشتنی و درسآموز است که باید سرمشق جوانانی باشد که متأسفانه اغلب امروزه بر لون دیگری میزیند. ضمن خجستهباد سالروز تولد حنجره طلایی گلها، برای استاد اکبر گلپایگانی آرزوی سلامتی و تندرستی و طول عمر از دادار نغمهگستر میکنم.
نویسنده: عزیز قاسمزاده،خواننده










