گفت‌وگو با سازنده اقتباس سینمایی از یکی از آثار ناتمام «جیمز بالدوین»
گفت‌وگو با سازنده اقتباس سینمایی از یکی از آثار ناتمام «جیمز بالدوین»

سال ۱۹۷۹ بود که «جیمز بالدوین»، نویسنده شروع به کار در پروژه‌ای جدید کرد. قرار بود این کار را به سفارش «نیویورکر» بنویسد و از خاطرات خود درباره جنبش حقوق مدنی سخن بگوید. اما هیچ‌گاه این کار را نکرد. چند دهه از این اتفاق می‌گذرد اما «بالدوین» هر بار اقدام به نگارش می‌کرد و نیمه‌کاره آن را رها می‌کرد. حال یک فیلمساز از همین اثر ناتمام فیلمی ساخته است تا نام وی بار دیر در اذهان مردم زنده شود.

سال ۱۹۷۹ بود که «جیمز بالدوین»، نویسنده شروع به کار در پروژه‌ای جدید کرد. قرار بود این کار را به سفارش «نیویورکر» بنویسد و از خاطرات خود درباره جنبش حقوق مدنی سخن بگوید. اما هیچ‌گاه این کار را نکرد. چند دهه از این اتفاق می‌گذرد اما «بالدوین» هر بار اقدام به نگارش می‌کرد و نیمه‌کاره آن را رها می‌کرد. حال یک فیلمساز از همین اثر ناتمام فیلمی ساخته است تا نام وی بار دیر در اذهان مردم زنده شود.
به گزارش هفت هنر به نقل از لیت‌هاب- وقتی «رائول پِک»، نویسنده اهل «هائیتی» تصمیم گرفت فیلمی از زندگی «جیمز بالدوین» بسازد به نوشته نیمه‌کاره‌ای تحت عنوان «این خانه را به یاد آور» برخورد و توجه‌اش جلب شد. «پِک» در دوره نوجوانی تحت تأثیر جادوی کلمات «بالدوین» قرار گرفت. پس از پیدا کردن این نوشته احساس کرد باید فیلمی از روی آن بسازد و نتیجه فیلمی با عنوان «من سیاه‌پوست تو نیستم» نام شد. «پِک» در مصاحبه‌ای با «کریگ هوبرت»، خبرنگار مجله ما درباره «بالدوین» و تأثیر نوشته‌هایش بر او در دوره نوجوانی سخن می‌گوید.

«جیمز بالدوین» نویسنده سیاه‌پوست آمریکایی است که برای علاقه‌اش به موضوع نژاد در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی بسیار معروف شد.

اولین بار چه زمانی با آثار«بالدوین» آشنا شدید؟

وقتی نوجوان بودم. فکر می‌کنم پایان دوران مدرسه بود. فکر می‌کنم «آتش دفعه بعد» اولین اثری بود که از او خواندم. «بالدوین» درباره زندگی واقعی سخن می‌گفت. از اقلیت جامعه به عنوان یک سیاه‌پوست سخن می‌گفت. خواندن آثار او به خواننده کمک می‌کند شرایط اطراف خود را مورد بررسی قرار دهند. بنابراین در مواجهه با آثار وی فقط ادبیات نیست که اهمیت دارد بلکه زندگی و تاریخ نقشی کلیدی دارد. اینکه به عنوان یک انسان بدانید در چه زمانه‌ای به دنیا آمده‌اید و چطور با آن کنار بیایید بسیار نادر است.

فکر می‌کنید «بالدوین» روی آثار شما نیز تأثیر گذاشته است؟

من تولید تفکرات «بالدوین» هستم. از آغاز زندگی‌ام از او یاد گرفتم ادبیات نه تنها گونه‌ای هنری است بلکه به شما کمک می‌کند افکارتان را پیش ببرید. خواندن نظرات وی درباره شیوه روایت داستان به من چیزهای زیادی داد. فراموش نکنید برای یک مرد جوان سیاه‌پوست در سال ۱۹۶۰ کمکی برای درک دنیا وجود ندارد. خواندن نویسنده‌ای چون «فاکنر» بسیار سخت است. درگیر داستان می‌شوید اما ناگهان می‌فهمید آن شخصیتی که از نظر روحی به شما نزدیک است قهرمان داستان نیست. سپس چند صفحه جلوتر با موضوعی کاملا نژادپرستانه روبه‌رو می‌شوید و می‌فهمید که مخاطب کتاب شما نیستید. ناگهان متوجه می‌شوید تمام زندگی‌تان به عنوان سیاه‌پوست به همین منوال گذشته است. ما از آغاز در جهانی متناقض زیسته‌ایم و این تضاد تاکنون ادامه دارد.

از کی ایده این فیلم به ذهنتان رسید؟

ده سال پیش تصمیم کردم فیلمی بسازم. موفق شدم به نوشته‌های شخصی «بالدوین» دست پیدا کنم. ساخت این فیلم بدون دیدن آن دست‌نوشته‌ها غیرممکن بود.

شما از دست‌نوشته‌های «این خانه را به یاد آور» برای ساخت فیلم خود استفاده کردید. چرا؟

«بالدوین» انسان پیچیده‌ای بود. پروژه‌های مختلفی در ذهن داشت. همیشه روی یک اثر کار می‌کرد سپس آن را نیمه‌کاره رها می‌کردو سراغ کار دیگری می‌رفت. اما این دست‌نوشته برای او بسیار مهم بود. مردم همیشه فراموش کرده‌اند که «مارتین لوتر» در نهایت شورشی و سخنرانی‌هایشان پر از عقاید افراطی شد. پس از دیدن این دست‌نوشته احساس کردم باید فیلمی بسازم. این نوشته به من انگیزه کار داد.

فکر می‌کنید فیلم شما اثر ناتمام «بالدوین» را به اتمام رسانده است؟

این فیلم چند کاربرد دارد. نخست اینکه سبب می‌شود «بالدوین» هیچ‌گاه به فراموشی سپرده نشود و این به نظر من موفقیت بزرگی است زیرا مردم اخیراً او را از یاد برده‌اند. در وهله دوم این فیلم سبب می‌شود مردم بار دیگر به کتاب‌های او رو بیاورند. تلاش کردم مردم را با خود «بالدوین» روبه‌رو کنم. در واقع خود نویسنده این فیلم را روایت می‌کند، او قصه‌گوی فیلم من است و از دریچه دوربین من به مخاطب می‌نگرد.