گزارشی از دهمین روز تئاتر فجر
گزارشی از دهمین روز تئاتر فجر

نمایش «از زیر زمین تا پشت بام» در دهمین شب از جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در حالی روی صحنه‌ی بدون دکور رفت که نخست تماشاگران را گریاند و در پایان با خنده‌ی روی لب آن‌ها را بدرقه کردند.

نمایش «از زیر زمین تا پشت بام» در دهمین شب از جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در حالی روی صحنه‌ی بدون دکور رفت که نخست تماشاگران را گریاند و در پایان با خنده‌ی روی لب آن‌ها را بدرقه کردند.

به گزارش هفت هنر، افسانه ماهیان در حالی «از زیر زمین تا پشت‌بام» را در این دوره از جشنواره کارگردانی کرد که پیش از این نیز تجربه‌ای دیگر را با اجرای «هم‌هوایی» روی صحنه برده بود.

سعید زارعی، هوتن شکیبا و الهام کردا، مارین ون هولک «از زیر زمین تا پشت‌بام» داستان را به صورت مونولوگ‌ روایت می‌کنند.

گروهی جوان ایرانی با تشکیل یک باند موسیقی زیرزمینی، برای موفقیت بار سفر می‌بندند و با استفاده از ویزائی توریستی در ابتدا و در ادامه به شکل غیرقانونی، در نیویورک ساکن می‌شوند و در هر مکانی که می‌توانند اجراهایی را برگزار می‌کنند.

این جوانان در یک ساختمان سه طبقه در نیویورک با یکدیگر زندگی می‌کنند، تا این‌که یکی از اعضای باند به نام رفیع، اول دوستان خود را می‌کشد و سرانجام با شلیک یک گلوله به زندگی خود نیز پایان می‌دهد.

الهام کردا در نقش خواهر رفیع (قاتل)، هوتن شکیبا در نقش دوست رفیع و دیگر اعضای گروه که به قتل رسیده‌اند، سعید زارعی تنها نجات یافته آن قتل عام و یکی از اعضای باند موسیقی زیرزمینی و «مارین ون‌هولک» دوست یکی دیگر از کشته شدگان در سالن استاد سمندریان در ایرانشهر به بیان این اتفاق از دید خود می‌پردازند.

علاوه بر تاخیر حدود ۲۰ دقیقه‌ای برای آغاز این اجرا و پُر شدن سالن به اندازه‌ای که برخی تماشاگران روی زمین نشستند. حضور بازیگران از ابتدای اجرا در میان تماشاگران نیز قابل توجه بود. همچنین ترجمه مونولوگ‌ها برای تماشاگران خارجی در سالن به صورت بالا نویس نشان داده می‌شد و بازیگران چندین بار در زمان اجرای مونولوگ‌های خود از تماشاگران سوال‌هایی پرسیدند و هر کس می‌توانست جواب می‌داد.

استفاده از تلفن همراه توسط بازیگران در حین اجرا نیز نکته‌ی قابل توجهی در این اجرا بود.

«از زیر زمین تا پشت‌بام» نوشته «مهین صدری» در حالی شب گذشته با دو اجرا در جشنواره حضور داشت که در اجراهای پیش از آغاز جشنواره، صابر ابر، نقش پوریا و تنها کسی که از کشتار در نیویورک نجات یافته است را بازی می‌کرد.

نکته جالب توجه در این اجرا آن‌جاست که پس از بیان همه‌ی اتفاقات تلخ و ناگوار رخ داده برای خانواده و دوستان این چهار نفر، در آخر داستان تنها بازمانده آن کشتار یاد نخستین اجرای زیرزمینی خود می‌افتد با اجرای زنده یک گیتاریست و خوانندگی یک دختر بچه با لباس محجبه‌ی مدرسه‌ای به زبان انگلیسی ترانه‌ای را اجرا می‌کند که با توجه به صدای پخته و گرم آن کودک، تماشاگران با تشویق زیاد رضایت خود را نشان می‌دهند و با شادی از سالنی بیرون رفتند که تا چند دقیقه قبل از آن، عمق زندگی تلخ افرادی که غیرقانونی به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند، را به نظاره نشسته بودند.

******

«لوسیا» نمایش دیگری بود که در بخش مسابقه تئاتر جوان به روی صحنه رفت، اما چندان در جذب مخاطب موفق نبود.

این تئاتر از استان تهران به کارگردانی شهاب مهربان‌پور، داستان بردارکشی را روایت می‌کرد که در بازی‌های آن از عنصر آب، استعاره از پاکی، بهره زیادی گرفته بود تا گناهی نابخشودنی را بهتر به نمایش بگذارد.

لوسیا که در سالن سایه تئاتر شهر به روی صحنه رفت، تماشگران زیادی داشت که بیشترین آن‌ها، گروه‌های تئاتر استان‌ها بودند که به تماشای اثر رقیب خود نشستند، با این حال این کار هنرمندان جوان استان تهران چندان نتوانست با مخاطب ارتباط برقرار کند، به گونه‌ای که برخی از آن‌ها با وجود فریادهای بازیگران در سالن نمایش به خواب رفته بودند.

سپهر زمانی، نیکان راست قلم، جواد پولادی، امیر محمدی، فاطیما بهارمست و ساناز طاری از بازیگران این نمایش بودند.

******

در ادامه نمایش‌های سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر، شامگاه ۱۰ بهمن ماه نیز گرجستان نیز اثر دیگری را به روی صحنه برد که «روان پریشی ۴٫۴۸» نام داشت، این اثر، بیماری افسردگی را در زنی به نمایش می‌گذارد که در آستانه خودکشی است.

روان پریشی با بازی دو زن گرجی همراه است که دو وجه از شخصیت یک زن در تقابل عشق و نفرت را نمایش می‌دهد.

این تئاتر گرجی که زمان نمایش آن با تغییراتی همراه شده بود، روز گذشته مقابل داوران بین المللی جشنواره در دو اجرا به روی صحنه تالار «هنر» رفت که با استقبال شماری از این داوران نیز روبرو شد، درحالیکه تماشاگر ایرانی ارتباط زیادی با موضوع و دیالوگ‌های ترجمه شده آن برقرار نکرد.

روان پریشی یک اثر پر دیالوگ همراه با موسیقی دلهره آور و اجرای بیمارگونه بازیگران آن بود تا افسردگی را به تماشاگر بهتر القاء کند. نمایش از طراحی صحنه بسیار ساده‌ای بهره برده که تداعی کننده رویای یک بیمار افسرده در آستانه رهایی از جسم بود.

بیشتر مخاطبان روان پریشی بدون داشتن بلیت به تماشای این اجرا نشستند، هنگام آغاز نمایش همهمه جمعیت در بیرون سالن نیز باعث شد صدای بازیگران که میکروفونی همراه نداشتند، به خوبی شنیده نشود و چندین بار تذکر داده شود. صدای ضعیف بازیگران گاهی با موسیقی نیز تلفیق شده بود که امکان شنیدن آن نبود. با این حال بالانویس که ترجمه متن نمایش را به دو زبان فارسی و انگلیسی نشان می داد، باعث شد این مشکل چندان حاد جلوه نکند.

روان پریشی ۴٫۴۸ اثر سارا کین است که ماکاناتسولشویلی از گرجستان آن را کارگردانی کرده و روسودان ماکاشویلی و ماریان کیتیان بازیگران آن بودند.