در هر جامعه‌ای بازیگران و هنرمندان به الگویی برای جوانان و نوجوانان تبدیل می‌شوند و طرفداران و قشری از مردم سعی می‌کنند خودشان را به سبک زندگی آنها نزدیک کنند.

در هر جامعه‌ای بازیگران و هنرمندان به الگویی برای جوانان و نوجوانان تبدیل می‌شوند و طرفداران و قشری از مردم سعی می‌کنند خودشان را به سبک زندگی آنها نزدیک کنند.

به گزارش تیتر هنر، چهره‌های مشهور به واسطه دیده شدن زیاد توسط رسانه‌ها و جذابیت‌های ظاهری خیلی زود مورد توجه مردم قرار می‌گیرند. عکس‌هایشان روی بیلبورد آگهی‌های تبلیغاتی می‌رود، عکس روی جلد مجلات می‌شوند و فضای مجازی پر از فیلم‌هایشان می‌شود.

سلبریتی‌ها خیلی زود خودشان را در دل طرفدارانشان باز می‌کنند و هر روز عده زیادی به امید شبیه شدن به یکی از این چهره‌ها روزش را شروع می‌کند. اما آیا این چهره‌های پر زرق و برق و جذاب الگوهای مناسبی برای جامعه هستند؟ آیا این افراد انقدر از درون پُر هستند که بتوانند طرفداران‌شان را به سمت بهتر زندگی کردن سوق دهند؟

برای یافتن پاسخ مروری بر صحبت‌ها و اظهارنظرهای برخی از این چهره‌ها داریم. هفته گذشته نیوشا ضیغمی مهمان برنامه دورهمی بود. مدیری با دورهمی معمولا یکسری سوال کلیشه‌ای از زندگی خصوصی این چهره‌ها می‌پرسد تا برنامه‌اش را داغ کند. در یکی از سوال‌هایش از بازیگر خانم پرسید اگر شوهر شما وضع مالی خوبی نداشت باز هم با او ازدواج می‌کردید؟ جواب در دهان ضیغمی خشک شد و با مکثی گفت بهرحال هر کس برای خودش ایده‌آل‌هایی دارد. او در بخش‌های دیگری از تجارت و کسب و کار حرف زد و برنامه تمام شد.

سحر قریشی نمونه واضح دیگری برای تعریف سلبریتی‌های پوچ و کم سواد است. کسانی که جز صورت ظاهر و تفریح و خوشگذرانی خیلی به چیزهای دیگری فکر نمی‌کنند. قریشی در برنامه «دید در شب» رضا رشیدپور عمق فاجعه را نشان داد. او در این برنامه رئیس وقت صداوسیما، تارانتیو کارگردان مولف امریکایی و خالق فیلم ماندگار پدرخوانده را نمی‌شناسد. کسانی که ساده‌ترین علاقه‌مند به سینما آنها را می‌شناسد و بازیگر که هر سال چند فیلم سینمایی بازی می‌کند هیچ شناختی ندارد.

این هنرمندان حتی با آثارشان هم نمی‌توانند الگوسازی کنند. بازی در یک مشت فیلم توخالی و گیشه‌ای هیچ دستاورد دیگری جز پرپول کردن جیب عده‌ای برای علاقه‌مندان سینما ندارد. حالا این چهره‌ها به واسطه گسترش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیجیتال بیشتر دیده می‌شوند و انتظارات بیشتری از آنها می‌رود.

متاسفانه قد آدمها در جامعه کوتاه شده و سطح هنرمندان هم پائین آمده است. در همه جای دنیا یک هنرمند نخست باید به لحاظ تئوریک غنی باشد تا بتواند هنرش را به مخاطبش منتقل کند. اما در جامعه سرمایه‌داری بدون قید و بند ایران پول در آوردن و دیده شدن تنها ملاک است و دیگر کسی به مسائل دیگر کار ندارد. شوربختانه پای این سلبریتی‌ها به حوزه‌های دیگر هنری مثل تئاتر که نیاز به تفکر و اندیشیدن دارد باز می‌شود و بعد از مدت کوتاهی هنر به یک کالای مصرفی برای سرگرمی تبدیل می‌شود. مخاطبان به واسطه مسئولان خواب و هنرمندان کوتاه قامت تنبل می‌شوند و حس و حالشان برای تکفر از بین می‌رود.

این بازیگران انقدر غرق در دنیای مادی خودشان هستند که خیلی متوجه احوالات دنیای پیرامون‌شان نیستند. این سلبریتی‌ها که تعدادشان هم کم نیست فقط پول در آوردن و مصرف کردن را بلد هستند و از پرداختن به مسائل جدی‌تر عاجز هستند. به همین خاطر این سینما دیگر توانانیی بازتولید بزرگ‌مردانی چون علی حاتمی را ندارد و چهره‌هایی مثل خسرو شکیبایی و علی نصیریان برای بازیگرها دست نیافتنی می‌شود.

نویسنده: احمد محمدتبریزی