چرا حاتمی‌کیا به خاطرات علی خوش‌لفظ غبطه می‌خورد؟
چرا حاتمی‌کیا به خاطرات علی خوش‌لفظ غبطه می‌خورد؟

امسال سومین شب خاطره حسینیه امام خمینی با سومین روز خرداد متقارن بود و لحظات ناب زیادی را رقم زد.

امسال سومین شب خاطره حسینیه امام خمینی با سومین روز خرداد متقارن بود و لحظات ناب زیادی را رقم زد.

به گزارش تیترهنر،‌ در این جلسه شب خاطره که با حضور رهبر انقلاب برگزار شد، هنرمندان حوزه دفاع مقدس حضور داشتند.

در بخشی از این برنامه، ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان آخرین راوی پشت تریبون آمد و حرف‌های جالبی زد.

حاتمی‌کیا درباره خاطرات علی خوش‌لفظ گفت:«من اگر یک هزارم خاطرات آقای خوش لفظ را داشتم خیلی بیش از اینها می‌توانستم تصویر بسازم». بعد هم ماجرای دستان مجروح رزمنده شهیدی را روایت می‌کند که هنگام عقب نشینی از خط، پای او را گرفته بود. دستانی که حاتمی کیا می‌گفت: احساس میکنم بعد از سه دهه از جنگ هنوز پای من را رها نکرده.

خاطرات جانباز علی خوش‌لفظ در کتابی با نام «وقتی مهتاب گم شد»‌ به قلم حمید حسام منتشر شده است. این کتاب قبل از آنکه شرح زندگی رزمنده همدانی، علی خوش‌لفظ باشد روایتی عینی از یک واقعه تاریخی است که موجب شد سرنوشت خیل وسیعی از مردمان ایران تغییر کند. کتاب بیانگر شرح تغییر و دگرگونی جوانان و نوجوانان یک شهر به واسطه انقلاب اسلامی است. تحولی که معطوف به یک یا چند شخص نبود بلکه با دربرگرفتن طیف وسیعی از مردم به امری همه گیر تبدیل شد.

علی خوش‌لفظ  صبح امروز بر اثر جراحات شیمیایی ناشی از دوران دفاع مقدس به شهادت رسید.