مسعود فراستی در «هفت» لاک قرمز را نقد کرد: فیلمساز گمان کرده هرچقدر بیشتر دردهای اجتماعی را بگوید یک امتیاز برای فیلمش است
مسعود فراستی در «هفت» لاک قرمز را نقد کرد: فیلمساز گمان کرده هرچقدر بیشتر دردهای اجتماعی را بگوید یک امتیاز برای فیلمش است

برنامه سینمایی «هفت» در حالی بر روی آنتن رفت که این هفته بر روی سینمای انیمیشن و فقر انیمیشن باکیفیت در سینمای ایران تمرکز داشت.

برنامه سینمایی «هفت» در حالی بر روی آنتن رفت که این هفته بر روی سینمای انیمیشن و فقر انیمیشن باکیفیت در سینمای ایران تمرکز داشت.
به گزارش هفت هنر؛ برنامه سینمایی «هفت» ساعت ۲۲:۳۰ روز جمغه در حالی رو آنتن رفت که بهروز افخمی این برنامه را به سینمای انیمیشن اختصاصی داده بود. در ابتدای این برنامه میزگردی با حضور  بهرام عظیمی و امیرمحمد دهستانی برگزار شد.
امیرمحمد دهستانی، کارگردان سینما و کارشناس انیمیشن در میزگرد بررسی سینمای انیمیشن ایران بیان داشت: بنظرم سینمای انیمیشن در ایران در حال پا گرفتن است. هرچند در ابتدای راه هستیم اما واقعا در حال شکل گرفتن است.

بهرام عظیمی، کارگردان انیمیشن نیز بیان داشت: سال گذشته در جشنواره فیلم فجر صرفا هدف بهادادن به انیمیشن ها بود و واقعا فیلم سینمایی نبودند و نمی توان آنها را آمار سینمای انیمیشن در نظر گرفت، بعضا نسخه ۹۰ دقیقه ای از یک انیمیشن سریالی تلویزیونی بودند. اما فکر می کنم در مجموع به تعداد انگشتان دو دست انیمیشن سینمایی تولید کرده ایم. سینمای انیمیشنی که بخواهیم کودک را در آن دخیل کنیم به غیر از «شاهزاده روم» انیمیشن سینمایی نداشته ایم که کودکان را شامل شود.

دهستانی در ادامه گفت: بخاطر وسواس ها و حساسیت های کار ساخت یک انیمیشن سینمایی و شرایط تولیدی خاص آن تاکنون این فرصت دست نداده که خودم انیمیشن سینمایی بسازم. اما باید به آمار فروش، هزینه ها، وقت، مدیریت نیروی انسانی و … در سینمای انیمیشن توجه کرد. اساسا شرایط تولید انیمیشن در ایران آنقدر سخت است که گاها تا ۳ سال زمان می برد و تهیه هزینه ها در این مدت برای تهیه کنندگان بسیار دشوار است. شکستن رکورد کمترین زمان تولید یک انیمیشن سینمایی در ایران امروز موضوعیت دارد. لذا انیمیشن بخاطر بودجه بر و زمان بر بودنش قطعا حمایت می خواهد. امروز حتی تلویزیون هم فیتیله را پایین کشیده و مثل گذشته وارد تولید انیمیشن نمی شود.

عظیمی نیز اظهار داشت: تولید یک انیمیشن منوط به کار تیمی است چیزی که کمتر درمیان ایرانیان معنا دارد. برخلاف این ما در کشورهای روز دنیا در انیمیشن نظیر ژاپن می بینیم تولید یک انیمیشن توسط گروه های تیمی ۳۰۰ نفره ای انجام می شود که در هنگام کار تمام تمرکزشان بر کار است و یاد گرفته اند در کار تیمی نقش آفرینی کنند.

دهستانی تصریح نمود: تولید انیمیشن در ایران را نمی توان به کشورهایی مثل ژاپن مقایسه کرد. به هر حال روحیات و خلقیات ما ایرانی ها گاهی با مردم دیگر کشورها متفاوت است. ما تمایلات به تک روی بیشتر داریم. به هر صورت باید با همین خصوصیات شیوه های تولید را طراحی کنیم. تولید پروژه هایی نظیر «فیلشاه» یا «شاهزاده روم» در ایرن به همین صورت است که با حداقل امکانات و تیم های کوچک انجام می شود و موفق بوده است.

عظیمی، کارگردان انیمیشن های سیا ساکتی درخصوص خلق شخصیت های انیمیشنی گفت: خلق شخصیت سیا ساکتی در انیمیشن ها اتفاقی بود و این طور نبود که بر اثر یک کار مطالعاتی و پژوهشی باشد. چون اساسا مشکل ما در خلق شخصیت ها در قصه ها برای کودکانمان است. دقیقا مسئله از کتاب کودک شروع می شود. امروز تعداد کسانی که در حوزه کتاب کودکان کار می کنند، چه تعداد است؟ بسیاری از نویسندگان ما گمان می کنند ساده ترین داستان نوشتن برای کودکان است. درحالی که تنها برتری کتاب کودکان ما نسبت به جهان، تصویرسازی خوب آن است و اساسا در قصه گویی برای کودکان ناتوانیم. ما در این قضیه مشکل داریم. لذا در فیلمنامه نویسی و خلق شخصیت برای کودکان دچار مشکل هستیم. شما چه تعداد فیلم خوب برای کودکان در سال می بینید که قصه خوب تعریف کند؟ حالا به سراغ انیمیشن بیاییم. انیمیشن کمی جلوتر و سخت تر از فیلم برای کودکان است. چون همه چیز را خلق می کنید. ما همواره به دنبال آمدن یک مدیر جدید هستیم. منتظریم بیاید ببینیم چه تفکر، تصمیم و سیاست جدیدی دارد. فارغ از اینکه اتفاق در خودمان رخ می دهد.

دهستانی اظهار داشت: ما باید «پله» هایی را در حوزه انیمیشن پیدا کنیم و توپ را در دست آنها بدهیم. نمی توان به سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های بلندمدت امید داشت.

عظیمی نیز گفت: فیلمنامه های زیادی در حوزه انیمیشن برای من می فرستند. حتما باید در نگارش فیلمنامه انیمیشن، آدم انیمیشنی در آن باید دخیل باشد تا به سادگی و بی مزگی قصه های کتاب های کودک امروز ما شبیه نشود. از نویسنده ای می توان خواست برای انیمیشن فیلم ساخت که اطلاعات بروزی داشته باشد و بداند امروز در سینمای انیمیشن جهان به اتفاقاتی رخ داده است. انیمیشن امروز نیاز به نوآوری دارد، اما متاسفانه در فیلمنامه هایی که امروز به دست ما می رسد خالی از نوآوری در ادبیات و قصه کودک است.

دهستانی گفت: انیمیشن های بزرگ و جذاب دنیا امروز ذائقه سازی کرده اند و ذائقه کودکان ما را انیمیشن های آمریکایی شکل داده اند و لذا برای موفقیت باید روی همین مدار راه رفت. حتی «شاهزاده روم» از ساختاری مشابه انیمیشن های روز دنیا و آمریکایی پیروی می کند. ما برای خلق دائقه و قهرمان خودمان نیاز به حمایت داریم. هنوز کسی سفارش چنین کاری را به ما نداده است. ما باید به فرد در حوزه انیمیشن ایران اعتماد کنیم. انیمیشن ایران برای رشد به «پله» هایی احتیاج دارد که این صنعت را دگرگون کنند.

عظیمی تاکید کرد: من یک داستان بکر پرفروش به نام «ابرقدرتی از نازی آباد برمی خیزد» بر اساس داستان ۷ ابرقهرمان جدید در منطقه نازی آباد طراحی کردم و قصد تولید آن را داشتم. در میان این ۷ چهره، حداقل ۴ قهرمان جدید معرفی می کنم که تابحال نمونه اش وجود نداشته است. با ارائه این طرح در کشورهای خارجی، توافقاتی نیز با کشور چین به میزان ۱۵ میلیون دلار در خصوص تولید آن داشته ایم. اما چه اتفاقاتی رخ داد که من نساختم؟ نیروهای توانمند و متعهد تولید انیمینش در ایران محدود است و متاسفانه امروز این افراد با پول هنفگت نهادهای دولتی جذب شده اند و این نهادها چرخه طبیعی انیمیشن سازی در ایران را بهم ریخته اند. لذا یا من باید نامردی کنم و افراد را با پول بیشتر بخرم یا تولید نکنم.

عظیمی گفت: در حوزه بازار جهانی برای انیمیشن ایرانی، اولا انیمیشن خوب است که می تواند بازار جهانی داشته باشد. در چین در طول سال ۹۶ فیلم خارجی تولید می شود که در این میان ۶ فیلم انیمیشن خواهد بود. طرف چینی به ما گفت اگر فیلم شما در میان این ۶ فیلم راه یابد، حداقل ۲ میلیون نفر آن را می بینند و این موفقیت بزرگی است.

دهستانی تاکید کرد: در حوزه بازار جهانی این بحث ظرفیت بزرگ این بازار را نشان می دهد، اما مسئله این است که بسیاری از انیمیشن ما کف کیفیت برای عرضه خارجی را ندارند. وقتی ما برای همزبانان خود نمی توانیم داستان خوب و قصه جذابی را در انیمیشن روایت کنیم، چطور می توانیم برای مخاطب جهانی فیلم جذاب بسازیم؟ مسئله این است که اگر بتوانیم برای مخاطب خود فیلم خوب بسازیم و او را جذب کنیم قطعا در حوزه جهانی نیز موفق خواهیم بود. ۳ انیمیشن بزرگ در دست تولید و اکران داریم که با نمایش آنها ان شاالله زمینه اکران جهانی و روند رو به رشد سینمای انیمیشن ایران پدید خواهد آمد. یکی انیمیشن «پشت دروازه بهشت» به کارگردانی علی اسکویی ست که به بخش مسابقه جشنواره فجر نیز راه یافته، بعدی انیمیشن «فیلشاه» به کارگردانی هادی محمدیان است و نهایتا انیمیشن «آخرین داستان» به کارکردان اشکان رهگذر است.
میز نقد با حضور مسعود فراستی و شاهرخ دولکو به بررسی فیلم سینمایی «لاک قرمز» اختصاص یافت.

مسعود فراستی درباره این فیلم گفت: فیلم می توانست اگر فیلمنامه اندازه ای می داشت، فیلم بدی نشود. خود فیلمنامه مشکل اول فیلم است. اسم فیلم «لاک قرمز» است. علی القاعده باید این قرمزی در فقر تنیده می شد؛ لاک قرمز و شور و شری. این در نیامده است. باید این میزان تلنبار مصیبت در فیلم، با لاک قرمز، درد، شور و شیطنت تنیده می شد که نشد.

شاهرخ دولکو بیان کرد: درباره این فیلم صحبت کردن برای من سخت است. چون فیلم اول این فیلمساز است و من خیلی دوست ندارم یک فیلمساز جوانی را که فیلم بدی هم نساخته، نقد کنم. از طرفی فیلم نه آنقدر بد است که از آن صحبت نکرد، و نه آنقدر خوب است که از بدی هایش نگفت. بنظرم شاید بتوان گفت استراتژی فیلم غلط است. یعنی نگاهی که فیلمساز به فیلمش داشته که حرف چیست و از طرفی آنکه آن را چگونه بیان کند، غلط است. و در ادامه در فیلمنامه و کارگردانی ست. والا بازی خوبی در بازیگران می بینیم. فیلمبرداری خوبی داشته است و تدوین می توانست کمک بیشتری به فیلم کند.

فراستی تاکید کرد: فیلم قصه ۱۶ ساله ای را روایت می کند و خوشبختانه از نگاه دختر می بینیم و همین یعنی یک قدم جلوتر از فیلم های اجتماعی دیگر که از نگاه فیلمساز فیلم را می بینیم.

دولکو گفت: جز یک اشکال که در ترمینال از دختر جدا می شویم و برای مدتی از نگاه مادر به فیلم نگاه می کنیم.

فراستی خاطرنشان کرد: این زاویه نگاه نقطه قوت فیلم است. اما در برخی لحظات فیلم نوع رفتار یک دختر ۱۶ ساله با پدرش به درستی روایت نشده است. بیشتر به یک رابطه عاشقانه یا مادر و فرزندی شبیه است.

دولکو تاکید کرد: من این مسئله را خیلی قائل نیستم. این را نشانه ای از این می گیرم که دختر در نهایت فیلم قرار است بزرگ شود و به یک مادر تبدیل شود. ظاهر فیلم این است که فیلم درام براساس شخصیت است. اما در واقع هیچ کنش مندی توسط او نمی بینیم، بعد از اتمام فیلم و تیتراژ، چیزی برای مخاطب باقی نمی ماند چون قهرمانی خلق نشده است.

فراستی گفت: به نظر می رسد در شروع می خواسته یک شخصیت کنش مند فاعل قلدر سمج در همین طبقه باشد. قلدری که درد می فهمد. یعنی هم گریه کند و هم دعوا کند. دعوایی که در پشت آسایشگاه از دختر می بینیم اصلا اندازه او نیست و بنظر از بیرون به او اضافه شده است.

دولکو گفت: از نکات مثبت فیلم است که خیلی خیلی آگاهانه از سانتیمانتالیزم و اشک مخاطب را درآوردن، دور شده است.

فراستی تصریح کرد: این آگاهی اصلا خوب نیست. صحنه مرگ پدر را به یاد بیاور. بدون دیدن صحنه مرگ، با یک افکت مرگ را می شنویم و با یک کات بد، به مراسم ختم او میرویم. بعکس باید این حس تنهایی دختر را حس می کردیم. فیلم را از حس می اندازد. و به شدت لحظه های مهم فیلم را کات می کند. یکجور خویشتن داری خودآگانانه نابجا که حس را از فیلم می اندازد. در تمام فیلم حذف ها به همین شکل است. این اتفاق یک چیز دیگر را نیز موجب می شود، این که ما همدرد دختر نمی شویم. یعنی به نوعی دردها را برچیده اند.

دولکو تاکید کرد: برعکس من فکر می کنم این مسئله نیست که فیلم را ضعیف کرده است. اشتباهاتی در شخصیت فیلسوفانه پدر در آن طبقه جامعه، یا انباشتن این میزان سیاهی در فیلم – که بیشتر به واقع گرایی تلخ شبیه است – و … است که فیلم را از نفس انداخته است. یعنی مشکل اصلی در فرم است.

افخمی بیان کرد: با این تحلیل بنظر می رسد اگر خودت قرار بود این فیلم را بسازی به همین میزان سرد و دور از ملودرام می ساختی. این خویشتن داری بیجاست.

فراستی اظهار کرد: فیلمساز گمان کرده هرچقدر بیشتر دردهای اجتماعی را بگوید یک امتیاز برای فیلمش است. آنقدر این دردها را در فیلمش پرتاب کرده که دیگر نمی تواند اینها را جمع کند. اگر روی دو مسئله می ایستاد و باقی به فیلم اضافه نمی شد تا مسئله ای را حل کند، فیلم خوبی می شد. برای همین مسئله و پرهیزی که نمی خواهد برای نغلطیدن در ملودارم بکند، سبب شده که فیلم را اخته کند. در فیلم با یک نگاه طرفیم که به نوع روایت اول شخص نزدیکیم. اشکال در این جنس فیلم ها این است که نگاه فیلمساز گاهی جایگزین شخصیت اصلی فیلم می شود. نکته دوم اینکه دردها دراماتیزه نمی شوند. یعنی ما این همه صحنه های دردناک داریم که درد در آن نیست و ما را هیجان زده نمی کند و حس ما را درگیر نمی کند و لذا بسیاری از اینها را به دیالوگ یا کات های بی مورد می آورد. چند صحنه خود داریم. پیرمرد بهزیستی و دعوایش خیلی خوب است. عروسک فروختن دختره و حمله سدمعبری ها هم بسیار خوب است. صحنه آخر کاملا مشکل نگاه فیلمساز و فرم را نشان می دهد. دختر وارد کوچه می شود، چیزی شبیه رئال و سورئال است. وارد خانه می شود. عروس و لباس عروس را نگاه می کند و لباس عروس می دوزد. یکهو فیلم از یک لحن رئال، تبدیل به یک فیلم نیمه فانتزی می شود و همین را هم تا آخر رعایت نمی کند. وارد خیابان می شود، به عروسک ها لاک زده و لباس خود هم سفید است. دوربین به ناگهان سراغ یک دختر بچه مدرسه ای دیگر می رود و می خواهد به شکل سوری فیلم را گرد کند. از موضوعی تمام نشده وارد موضوع دیگر می شود. این یک مشکل فیلم اولی است که در استراتژی نگاه و فرم فیلم پدید آمده است.

دولکو گفت: همه اینها مشکل از فرم است. من معتقدم در اکثر فیلم های ایرانی مشکل فرم داریم. به گونه ای که فیلمساز اسیر محتوا می شود و برای بیان حرفش، از فرم خارج می شود.

فراستی بیان کرد: من اما معتقدم ما هنوز قبل از بحث فرم هستیم. اینها مشکل تکنیک است. مشکل تکنیک سبب می شود کارگردان ادا دربیاورد. فیلم یکهو روشنفکر می شود. مشکل بینش و نهایتا تکنیک سبب می شود فیلم خراب شود.

در نظرسنجی برنامه هفت این سوال پرسیده شد: مهمترین عامل برای تولید آثار انیمیشن کدام است؟ که جواب‌های زیر به دست آمد:

۱. شخصیت سازی و پیداکردن داستان های جذاب ۳۹%
۲. حمایت از تشکیل شرکت های تولید تخصصی انیمیشن ۴۷%
۳. بازاریابی و تلاش برای نفوذ در بازارهای جهانی ۱۴%