وقایع تاریخی «اولین اربعین» پس از شهادت امام حسین(ع) در بین علمای گذشته و معاصر مخالفان زیادی دارد که به رد این موضوع پرداخته‌اند. گذشته از چهره‌های مخالفی همچون سیدبن طاووس، علامه مجلسی، محدث نوری، شیخ عباس قمی و… در بین محققان معاصر نیز کسانی چون علامه شعرانی، شهیدمطهری، استاد آیتی و سیدجعفر شهیدی واقعه […]

وقایع تاریخی «اولین اربعین» پس از شهادت امام حسین(ع) در بین علمای گذشته و معاصر مخالفان زیادی دارد که به رد این موضوع پرداخته‌اند.

گذشته از چهره‌های مخالفی همچون سیدبن طاووس، علامه مجلسی، محدث نوری، شیخ عباس قمی و… در بین محققان معاصر نیز کسانی چون علامه شعرانی، شهیدمطهری، استاد آیتی و سیدجعفر شهیدی واقعه اربعین را رد می‌کنند. اگرچه گفته می‌شود درباره مستند بودن «زیارت اربعین» شبهه یا تردیدی در منابع وجود ندارد.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از منابع و کتب شیعه درباره «اولین اربعین» پس از شهادت امام حسین(ع) بحث‌ها و پرسش‌های بسیاری تاکنون مطرح شده است. برخی پرسش‌های جدی مخالفان به شرح زیر است:

پرسش هایی که مخالفان وقابع تاریخی اربعین مطرح می کنند

۱. آیا اهل بیت امام حسین(ع) در همان اولین اربعین در سال ۶۱ هجری بر سر تربت سیدالشهدا حاضر شده اند؟ یا نه در اربعین دیگری بوده است؟

۲. آیا اساساً اسرای اهل بیت(ع) در راه بازگشت از شام به مدینه، از کربلا هم گذشته اند یا نه؟

۳. آیا جابر بن عبدالله انصاری و عطیه، در همان اربعین نخست، قبر امام حسین(ع) را زیارت کرده اند؟ و آیا از نظر مسافت و فاصله زمانی چنین چیزی امکان دارد؟

۴. آیا از نظر تاریخی، برخورد اهل بیت(ع) با جابر بن عبدالله در کربلا صورت گرفته است؟ و اولین زائر قبر امام حسین(ع) در اربعین، جابر بوده است یا اهل بیت(ع)؟

۵. منابع تاریخی در این مورد چه نگاشته اند و کدام نظر صحیح است؟ چرا حضور اهل بیت(ع) در کربلا، در بسیاری از منابع ذکر نشده است؟

۶. آیا از نظر امکان وقوع، ممکن است که در فاصله زمانی چهل روز، کاروان اهل بیت با آن همه زن و کودک، که به صورت اسیر برده می شدند، از کربلا به کوفه و پس از چند روز از کوفه به شام بروند و پس از مدتی که در دمشق اقامت داشتند، دوباره این مسیر طولانی را به کربلا بازگردند؟

این پرسش ها سبب شده تا محققان درباره این موضوع، پژوهش های تاریخی انجام دهند. برخی معتقدند که اهل بیت(ع) در همان اربعین به کربلا بازگشتند و برخی نیز آن را عملی نمی دانند.

دلائل شهید مطهری در مخالفت با واقعه تاریخی اربعین

درباره زیارت کاروان اسرای اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از مرقد شهیدان کربلا در اولین اربعین سخنان بسیاری گفته شده، برخی از محققین معتقدند که کاروان اسیران در راه بازگشت به مدینه از کربلا عبور کرده و به زیارت شهیدان رفتند ولی برخی معتقدند چنین چیزی امکان ندارد بلکه اسرای اهل بیت ـ علیهم السلام ـ در اولین اربعین به زیارت نرسیدند و ملاقات با جابر صحت ندارد. این مسئله نیز یکی از مسائل مورد اختلاف بین محققین است.

مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک در کتاب لؤلؤ و مرجان این قضیه را با دلایل و شواهدی بعید دانسته و رد کرده است.

شهید مطهری هم که در نوشتن کتاب حماسه‌ی حسینی و برخی از آثارش مقداری از مرحوم محدث و کتابش تاثیر پذیر بوده است، آن را رد کرده است.

شهید مطهری می نویسد: اربعین جز موضوع زیارت امام حسین علیه السلام هیچ چیز دیگری ندارد و ماجراهایی که در خصوص بازگشت اسرا و دیدار با جابر و… نقل می شود، فقط در لهوف نقل شده که سید بن طاوس در کتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است.

استاد مطهری همچنین به دلائل زیر اشاره می کند:

۱- اصلا راه شام از کربلا نیست

شهید مطهری درباره اربعین می‌گوید: اصلاً راه شام از کربلا نیست و چنین قضیه‌ای غلط است که به کربلا آمدند و اهل‌بیت با جابر ملاقات کردند و اربعین تحریف شده است.

۲- دروغی که جامعه ایرانی پذیرفته است

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی این واقعه را یکی از دروغ هائی دانسته که جامعه مرده آنرا پذیرفته و همین مطلب را یکی از دلائل بر مرده بودن جامعه آنروز ایران دانسته است.

۳- در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد

شهید مطهری در سخنرانی روز اربعین خود نیز می گوید: «یک جریان ساختگی که در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و تنها در یک کتاب وجود دارد که آن کتاب به اتفاق تمام ارباب مقاتل معتبر نیست … ولی هیچکدام از مورخین و محدثین و مقتل نویسان اسلام این را ننوشته‌اند بلکه تکذیب کرده‌اند و عقل هم آن را تکذیب می‌کند.» ( کتاب حماسه حسینی)

این دو محقق بزرگ جهان تشیع بدین ترتیب وقوع این اتفاق تاریخی را انکار کرده‌اند.

پاسخ موافقان اربعین به شهید مطهری:

موافقان در مخالفت با نظر شهید مطهری می گویند:

از نظر عاطفی و عقلی اصلاً بعید نیست که انسان بعد از از دست دادن عزیزانش به هر نحوی که ممکن باشد برای تسلی خاطر و تسکین آلام روحی بر سر مزار او برود و در آنجا عزاداری کند! عقل چگونه با چنین چیزی مخالف بوده و آنرا تکذیب می‌کند.

بانویی مثل زینب که محبوبترین فرد خاندانش(برادرش حسین) و سایر برادران و فرزندان و برادر زادگان را از دست بدهد و خودش به اسارت برده شود و در راه بازگشت به مزار آنها نرود، امام زین‌العابدین ـ علیه السلام ـ امام معصوم که از هر لحاظ در کمال و در اوج عواطف انسانی و عظمت معنوی مزار عزیزانش را زیارت نکند و فرزندان و خاندان پدرش را برای وداع به کربلا نبرد! اتفاقا اگر نرفته باشد، جای بسی تعجب است و از نظر عقلی رجحان با رفتن اسراء به کربلاست و نرفتن مورد مذمت عقل است! چون مسیری که اسراء را از کربلا به سوی شام آوردند از همان مسیر ممکن است اسراء از شام به کربلا برگردند در هر صورت شهر مدینه بعد از سرزمین کربلاست و کربلا در بین راه سوریه کنونی(شام) و کشور عراق واقع است و از نظر عقلی هیچ استبعاد و مانعی وجود ندارد و از محالات نیست که خاندان امام حسین ـ علیه السلام ـ در راه بازگشت به مدینه در اولین فرصت به زیارت قبور مطهر شهیدان رفته باشند.

دلیل دیگر شهید مطهری برای رد واقعه اربعین

یکی از دلائل شهید مطهری این است که هیچ یک از مقتل نویسان و مورخان اسلامی این واقعه را ذکر ننموده‌اند. مطهری در کتاب حماسه حسینی می نویسد:

«… هیچکدام از مورخین و محدثین و مقتل نویسان اسلام این را ننوشته‌اند بلکه تکذیب کرده‌اند و عقل هم آن را تکذیب می‌کند.»

هفت اشکالی که محدث نوری و شهید مطهری به اربعین وارد می دانند

محدث نوری از جمله کسانی است که بازگشت اهل بیت(ع) را در همان اربعین بعید شمرده است. اگرچه شهید قاضی طباطبایی(ره) به اشکالات هفت گانه مرحوم نوری پاسخ داده است. اشکالات از این قرار است:

اشکال اول: عدم تناسب زمان چهل روز، با حادثه رفتن به شام و برگشت به کربلا؛

اشکال دوم: سکوت منابع کهن تاریخی درباره بازگشت آنان به کربلا؛

اشکال سوم: حرکت اهل بیت از شام به سوی مدینه و رسیدن آنان به مدینه در بیستم صفر؛

اشکال چهارم: سکوت برخی منابع تاریخی کهن از دیدار اهل بیت با جابر در کربلا؛

اشکال پنجم: مسافت طولانی بین شام و کربلا و منازل متعدد و حوادث میان راه؛

اشکال ششم: این که در منابع مختلف، جابر بن عبدالله انصاری را اولین زائر اربعین شمرده اند، نه اهل بیت پیامبر را؛

اشکال هفتم: این که کربلا در مسیر شام به مدینه نیست و قدر مشترکی هم بین این دو مسیر (کربلا به مدینه) وجود ندارد.

چهره ها و محققان مخالف و موافق اربعین

در پایان لازم است اشاره کنیم که علامه مجلسی در «بحار الانوار»، محدث نوری در «لؤلؤ و مرجان»، شیخ عباس قمی در «منتهی الآمال» و مرحوم شعرانی در «ترجمه نفس المهموم» و …. از جمله مخالفان واقعه اربعین هستند.

از معاصران هم مرحوم محمدابراهیم آیتی، دکتر سید جعفر شهیدی و شهید مطهری، ورود اهل بیت به کربلا را در نخستین اربعین نپذیرفته اند.

اما کسانی همچون ابن نما حلّی (۶۴۵ ق) در «مثیر الاحزان»، سید بن طاووس در «لهوف» و شیخ مفید معتقدند که اهل بیت(ع) در همان نخستین اربعین به کربلا آمده اند. ابوریحان بیرونی، ملاحسین کاشفی و شیخ بهایی نیز بر این نظرند.

منابع و ماخد علمی و تاریخی برای مطالعه بیشتر:

[۱] اقبال الأعمال، ص ۵۸۹٫ [۲] مصباح المتهجد، ص ۷۳۰٫ [۳] ر. ک: سنن ترمذی، ج ۵، ص ۶۵۷؛ المعجم الکبیر، ج ۲۳، ص ۳۷۳، ح ۸۸۲؛ تاریخ دمشق (ترجمه الامام الحسین علیه‏السلام)، ص ۳۸۸؛ کفایه الطالب، ص ۴۳۳؛ اسد الغابه، ج ۱، ص ۲۲؛ الخصائص الکبری، ج ۲، ص ۱۲۶؛ البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۲۰۲؛ سیر اعلام النبلاء، ج ۳، ص ۳۱۶؛ الصواعق المحرقه، ص ۲۹۴؛ تهذیب الکمال، ج ۲، ص ۴۳۹؛ مقتل الخوارزمی، ج ۲، ص ۹۶؛ ذخائر العقبی، ص ۱۴۸؛ نظم درر السمطین، ص ۲۱۷؛ جواهر المطالب، ج ۲، ص ۲۹۸؛ امالی شیخ صدوق، ص ۲۰۲٫ [۴] امالی شیخ طوسی، ص ۳۱۵، مجلس ۱۱، ح ۶۴۰٫ [۵] المعجم الکبیر (طبرانی)، ج ۳، ص ۱۱۴، ح ۲۸۱۷؛ کفایه الطالب، ص ۴۲۶؛ مقتل الخوارزمی، ج ۱، ص ۱۶۲؛ تهذیب الکمال، ج ۶، ص ۴۰۸؛ مجمع الزوائد، ج ۹، ص ۱۸۹؛ الصواعق المحرقه، ص ۲۹۲؛ تهذیب التهذیب، ج ۲، ص ۳۴۶؛ ذخائر العقبی، ص ۱۴۶؛ الخصائص الکبری، ج ۲، ص ۱۲۵؛ الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۹۳؛ الارشاد، ج ۲، ص ۱۳۰؛ دلائل الامامه، ص ۱۸۰؛ اعلام الوری، ص ۲۱۷؛ روضه الواعظین، ج ۱، ص ۱۹۳؛ نظم درر السمطین، ص ۲۱۵٫ [۶] ر. ک: الرکب الحسینی فی الشام و منها الی المدینه المنوره، ص ۳۷۳٫ [۷] بحارالأنوار، ج ۱۰۱، ص ۳۳۴٫ [۸] منتهی الآمال، ص ۵۲۵ – ۵۲۴٫ [۹] بررسی تاریخی عاشورا، ص ۱۴۸٫ [۱۰] حماسه‏ی حسینی، ج ۱، ص ۳۰٫ [۱۱] مثیر الأحزان، ص ۱۰۷٫ [۱۲] توضیح المقاصد، ص ۶٫ [۱۳] تسلیه المجالس، ج ۲، ص ۴۵۸٫ [۱۴] جلاء العیون، ص ۴۵۰٫ [۱۵] ینابیع الموده، ج ۳، ص ۹۲٫