مسابقه استعدادیابی «عصر جدید» در کنار حواشی و مسائل ریز و درشتش یک نکته قابل تامل دارد که کمتر به آن توجه شده و بیشتر تمرکز بینندگان بر حضور شرکت‌کنندگان بوده است.

مسابقه استعدادیابی «عصر جدید» در کنار حواشی و مسائل ریز و درشتش یک نکته قابل تامل دارد که کمتر به آن توجه شده و بیشتر تمرکز بینندگان بر حضور شرکت‌کنندگان بوده است.

به گزارش تیتر هنر، نکته کمتر دیده شده حضور مادران دلسوز شرکت‌کنندگان برای هر اجرا است. بسیاری از شرکت‌کنندگان همراه مادرشان به مسابقه رفتند و این مادران همچون رفیقی دلسوز در پشت صحنه در تب و تاب موفقیت فرزندش است.

اینجا منظور ما به طور ویژه متوجه مادران متولد دهه ۳۰ و ۴۰ است. کسانی که حالا فرزندانشان ۲۰ یا ۳۰ سالگی را رد کرده‌اند ولی آنها مثل همان روز اول تولد نگران دردانه‌شان هستند.

اغلب این مادران را در پشت صحنه در حال دعا و ذکر گفتن می‌بینیم. آنها گوشه‌ای از تصویر ایستاده‌اند و با استرس زیاد تمام توجهشان به موفقیت فرزندشان است. با موفقیت او خوشحالی تمام وجودشان را می‌گیرد و با شکستش از اعماق وجود ناراحت می‌شوند. این مادران در سایه نقش حمایت‌گر خودشان را دارند و هیچ علاقه‌ای به دیده‌شدن ندارند. به دور از هیاهو حتی حاضرند خودشان را فدا کنند تا فرزندش به آنچه می‌خواهد برسد.

مادر رضا خواننده با استعدادی که چهار رای مثبت از داوران گرفت نمونه خوبی برای این مدعاست. او در تمام مدت اجرا در گوشه سالن حضور داشت و با تمام وجود مشغول حمایت از پسرش شد. به دنبال دیده شدن نبود و در کمال سادگی و ایمان پسرش را تشویق کرد و در آخر با موفقیت فرزندش لبریز از شادی و غرور شد. او همه چیز را برای فرزندش می‌خواست و اگر می‌شد جانش را هم برایش فدا می‌کرد.

این تصویر نسلی از زنان ایرانی است که در سخت‌ترین شرایط با ایثارگری تمام از خودشان گذشتند تا اعضای خانواده‌اش در راحتی باشند. آنها برای خودشان چیزی نخواستند و همه چیز را برای خانواده‌شان خواستند. این مادران ترجمان واقعی واژه ایثار و فداکاری هستند. کسانی که با از تب عزیزان‌شان می‌مردند و ذره ذره وجودشان را وقف عزیزان‌شان می‌کردند.

این مادران نه علاقه‌ای به دیده شدن‌های آدم‌های امروزی داشتند نه به مانند بسیاری از والدین امروزی نخست به دنبال لذت‌های خودشان بودند. آنها تمام هستی خودشان را فدای خانواده می‌کردند تا مبادا آسایش و آرامش‌شان از دست برود. تمام خواسته‌شان از دنیا همین بود و هیچ چیز دیگری برای خودشان نخواستند. شاید آنطور که باید و شاید فداکاری‌هایشان دیده نشد ولی برای آنها که در خانواده‌شان چنین مادرانی دارند این جنس از فداکاری بسیار آشنا و ملموس است. آنها آخرین نسل از مادرانی بودند که واژه ایثار و گذشت را به معنای واقعی کلمه نشان دادند و تمام وجودشان را فدای فرزندان‌شان کردند.

 

نویسنده: مهدی محمدتبریزی