قدرت رسانه‌ای در صدر فهرست منابع قدرت آشکار و پنهان کشورها
قدرت رسانه‌ای در صدر فهرست منابع قدرت آشکار و پنهان کشورها

«سیاستمداران واقعگرای امروز جهان، «قدرت رسانه‌ای» را در صدر فهرست منابع قدرت آشکار و پنهان کشورها قرار می‌دهند».

«سیاستمداران واقعگرای امروز جهان، «قدرت رسانه‌ای» را در صدر فهرست منابع قدرت آشکار و پنهان کشورها قرار می‌دهند».

بخش اول:

سیاستمداران واقعگرای امروز جهان، «قدرت رسانه‌ای» را در صدر فهرست منابع قدرت آشکار و پنهان کشورها قرار می‌دهند؛ اتفاقی که شاید درک وتحلیل کاربردی آن برای منادیان مکتب واقعگرایی سنتی مانند هانس جی مورگنتا در کتاب ارزشمند «سیاست میان ملت‌ها» در نیم قرن گذشته قدری مبهم می‌نمود. این موضوع در عصر حاضر و در جهان گوگلی شده‌ی ما، نیازمند خردمندی و نبوغ سیاسی خاصی نیست، بویژه در دهه اخیر و با حوادث جهان و منطقه‌ی پر ماجرای خاورمیانه.

با تولد نسل‌های متوالی رسانه‌های تکنولوژیک به عنوان منبع الهام و تغذیه فکری بشر امروز، باید بپذیریم که توسعه تکنوژی با تعریف تازه از مرزهای عینی جغرافیایی، از جهان، قلمروزدایی کرده و ترسیم ذهنی تازه‌ای از آنها ارائه کرده است. دیگر مانند گذشته بسیاری از تجارب زیسته ما، ریشه در محل زندگی ما ندارد. همزمان که در زمین خاکی قدیمی نفس می‌کشیم و وقت می‌گذرانیم، در کره غیر خاکی دیجیتالی نوین خود، سوار بر فوتون‌های الکترونی، زمان می‌سوزانیم و عمر می‌گذرانیم؛ با سرعتی بیشتر و در یک جغرافیای متفاوت و دو رگهی واقعی – مجازی. شهروندان امروز همزمان با تعلق به یک مرز سرزمینی واقعی، نت وندان کشورهای مجازی دیگری همچون تلگرام، اینستاگرام، فیس بوک و توئیتر هستند.

خبردار شدن ساکنان زمین از اتفاقات لحظه به لحظه زندگی همنوعانشان نشان می‌دهد، جهان بیش از همیشه در دسترس همگان است و ژورنالیسم سیاسی، زمین جنگ و صلح آن. این یعنی: تبدیل «پرسنل رسانه‌ها» به «لشکر رسانه‌ها» که به جای اجرای صرف تصمیمات اتاق‌های فکر در نهادهای امنیتی و سیاسی کشورها و سازمان‌های رسمی و غیر سمی، در جمع اصلی مشاوران و تصمیم‌سازان برای بده بستان‌های سیاسی، حضور دارند.

جهان فراموش نمی‌کند قدرت‌نمایی طالبان را با پخش پیامهای صوتی بن لادن از شبکه نوپای الجزیره پس از حملهی رعد آسای یازده ستامبر ۲۰۰۱ به برج‌های دوقلو در قلب تجارت جهان در نیویورک. همچنین یک دهه بعد، تصویرهای رعب‌آور از آدم کشی‌های فجیع و زنده سوزی‌های مکرر پرچم بدستان سیاه قلب داعش، با سوء استفاده از شعار «لا اله الا الله، محمد رسول الله». سازمانی زاییده دستگاه‌های امنیتی آمریکا و محصول تفکر نئوکان‌های آمریکایی ازجمله جرج دبلیو بوش با همدستی و اجرای قهرآمیز ابوبکر البغدادی، از متهمان آزاد شده گوانتانامو و رهبر «کولیهای جهان مدرن» با ماموریت انتشار ویروس تروریسم و اسلام هراسی پس از ۱۱ سپتامبر در منطقه . گروه خشنی که از رفتارشان در محافل اندیشمندان معتدل جهان به عنوان نماد فاشیستی و گفتمان‌ستیزی منتسب به اسلام یاد می‌شود.

تلاشی بدخواهانه و هدایت شده برای اردوکشی و مقابله قطب‌های قدرت در اردوگاه کشورهای اسلامی یا به تعبیری دیگر، کشمکشی بزرگ که به قول میشل فوکو «رویارویی گفتمان‌ها از طریق گفتمان‌ها» در یک رابطه قدرت توصیف می‌شود و در ادامه آن «آن جا که قدرت هست، مقاومت هم شکل می‌گیرد و این به چرخه‌ی بازتولید خشونت و یک آرایش گفتمانی جدید منتهی می‌شود». خشونتی که مردم جهان بویژه ساکنان خاورمیانه و اروپا در سال‌های اخیر بهای روانی و عاطفی سنگینی برای بازتولید آن در لباس افراط‌گرایی سلفی مورد حمایت عربستان پرداخت کرده‌اند.

مطالعات موردی فراوان و گسترده‌ای از نقش رسانه‌ها در تحولات منطقه‌ای و جهان در دهه‌های گذشته رمزگشایی کرده است. جان کین نویسنده کتاب رسانه‌ها و دمکراسی با تحلیل دو سویه‌ای از نقش رسانه و قدرت می‌گوید: «تنوع رسانه‌ها و شبکه ها موجب شده است که آگاهی مردم از درک جدید نسبت به قدرت افزایش یابد». موضوعی احساسی که مردم جهان را در عین تماشاچی بودن اتفاقات، به عامل رخدادها تبدیل کرده است. احساسی شبیه همان احساس که اثر زیبای ترومن کاپوتی نویسنده کتاب «در کمال خونسردی»، هنگام روایت داستان یک قتل به خواننده‌اش منتقل می‌کند. در این کتاب، همه‌ی آدم‌ها، بطور خواسته و ناخواسته، در وقوع یک قتل شریک و مسئولند: قاتل، نویسنده و حتی خواننده بیچاره داستان؛ زیرا نویسنده می‌خواهد جهانی را توصیف کند که در آن همه چیز به هم مربوط و در هم آمیخته است.

بر افکارعمومی جهان پوشیده نیست که جنگ اول آمریکا در عراق در اگوست سال ١٩٩٠ – که به بهانه دفع بزرگترین شبیخون کشوری به کشور دیگر پس از جنگ جهانی دوم – صورت گرفت، با سناریوی خارج شده از پنتاگون، سی ان ان و همچنین دلارهای نفتی اعراب منطقه، مدیریت و کنترل شد. با اجرای طرح حمله آمریکا موسوم به «عملیات صحرا»، به حضور هفت ماهه نیروهای بعثی صدام ، به امیر نشین کوچک کویت در جنوب غربی ایران – در نقطه تماس اضلاع عربستان سعودی، عراق و خلیج فارس- پایان داد؛  حمله‌ای که کمتر از دو سال بعد از آن، با حمله آمریکا به عراق، با دروغ بزرگ رسانه‌های غربی در باره‌ی تلاش صدام برای دستیابی به سلاح هسته‌ای، تکرار شد. نتیجه این عملیات نظامی و رسانه‌ای غربی، سی ان ان را به عنوان یک شبکه استراتژیک مطرح کرد و جایگاه رسانه‌ها را در مباحث آکادمیک، از «ابزاری برای قدرت، به بخشی از قدرت» ارتقا داد. شاید بتوان گفت با این تحول رسانه‌ای متکی به توسعه ماهواره‌ها و ارتباطات چند رسانه‌ای دیجیتال، خواب آشفته «موج سوم» آلوین تافلر برای جهان ارتباطات قبل از آغاز هزاره سوم تعبیر شد.

این داستان‌سازی زنده‌ی تلویزیونی برای دریافت‌کنندگان تصاویر آن در جهان، با فهرست بلند بالایی از رویدادها و تحولات مشابه -کمرنگ و پر رنگ – در منطقه و جهان همچنان ادامه دارد: سرنگونی شاه و پیروزی انقلاب اسلامی ، تسخیر سفارت آمریکا در ایران ، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ، خروج شوروی از افغانستان، ظهور و افول طالبان، بحران‌های تلخ و نسل‌کشی آشکار صرب‌ها در بوسنی و جنگ کوزوو در بالکان، درگیری‌های خونین  توتسی‌ها و هوتوها در رواندای آفریقا، جنبش‌های دانشجویی در چین، جابجایی و سرنگونی نرم و انقلاب‌های نارنجی و مخملی در حوزه آسیای میانه و قفقاز و اروپا. جنبش یک درصدی‌های وال استریت در قلب امریکا بدنبال بحران اقتصادی عمیق در اروپا و امریکا، تحولات اجتماعی و سیاسی اخیر در کشورهای خاورمیانه و آفریقا در تونس ، مصر، مراکش، لیبی و یمن و ترکیه و… و مذاکرات هسته‌ای ایران با ١+۵ و برجام؛ و نیز موج گسترده مهاجرت از منطقه، به عنوان بزرگترین مهاجرت تاریخی بشر در اثر جنگ ویرانگر پنج‌ساله قدرت‌ها در سوریه در چهار دهه‌ی گذشته، در حافظه بلندمدت جهان، قابل بازیافت و خاطر آوری است.

در این فهرست، «جنگ بزرگ» نیروهای دولت سوریه – با ائتلاف بزرگی از سازمان تروریستی داعش و گروه‌های هفتادگانه از مخالفان دولت و دسته‌های وابسته به قدرت‌های عرب منطقه و غیر عرب خارج از منطقه – در یک جنگی نیابتی- آخرین سوژه رسانه‌ای منطقه در جهان بود. سوژه‌ای که به نظر می‌رسد فعلا با یک «قرار بزرگ» برای پایان دادن به خشونت پنج‌ساله در بخش وسیعی از سوریه و عراق و اقلیم کردستان در همسایگی با ترکیه و همچنین بیرون راندن نیروهای داعش و حزب‌النصره و سایرین از حلب فروکش کرده است و بسیاری از خانواده‌های آواره در حال بازگشت از اردوگاه‌ها، به شهرهای ویران و خانه هایشان هستند.  ویرانه‌هایی که تصویر هوایی آن‌ها، در سال‌های اخیر جزو تصاویر دهشتناک یک جنگ فرسایشی‌شهری و حمله‌ی هوایی مخابره شده از منطقه به جهان بود.

با پایان گرفتن پخش تصویرهای تلخ از خشونت جنگ و حرمان آوارگان، بی‌شک باید شبکه‌های رسانه‌ای منطقه‌ای و بین‌المللی را – با تاثیرگذاری‌های متفاوت سیاسی و منحصر بفرد – از بازیگران اصلی نبرد در صحنه سوریه و مناطق وابسته برشمرد. فهرست عمده‌ای شامل شبکه‌های داخلی و بین‌المللی ایران، شبکه الجزیره قطر، شبکه‌های مختلف دولتی و خصوصی ترکیه، العربیه عربستان، تلویزیون سوریه و شبکه‌های منطقه‌ای نظیر روداو و کرد ٢۴، در کنار شبکه‌های محلی و مختلف عربی . بی بی سی انگلیسی و عربی و فارسی و سی ان ان و همچنین راشا تودی یا RT  شبکه خبری بین المللی روسیه. شبکه فعالی با کانال‌های زبانی مختلف و تصاویر روز، مصاحبه‌های متنوع و گرافیک جذاب، به یکی از منابع خبری خاص منطقه تبدیل شده است.

به نظر می رسد RT در ماه های اخیر و در سالگرد دوازده سالگی، تلاش بسیار داشته است تا با توسعه و بازتعریف عمق استراتژیک رسانه ای خود، حضور منطقه ای مسکو را به رخ کشیده و در چارچوب سیاست ارتقای پرستیژ بین المللی و برند سازی ملی جدید، از سیاست ها و منافع ملی روسیه و همراهان منطقه ای همچون ایران، تصویری قدرتمند ارائه و ثبت کند. سیاستی که میدان بازی و رفتار سیاسی بازیگران آن، در نمایشی بزرگ و به هم پیوسته، از محل حادثه تا محل حضور و زندگی عمومی مردم در جریان است: نمایش ”جنگ تلویزیون ها” و گلادیاتورهای رسانه ای در فضای ژورنالیستی ای به وسعت خانه های مردم در جهان. به تعبیری دیگر نوسازی نظام ژورنالیستی دویست ساله شوروی با هدف سازگاری با مولفه های جدید قدرت که در چارچوب ضرورت تولید گفتمان رسانه ای متناظر با گفتمان رایج دربلوک غرب قابل تحلیل است: ”توازن قوا در قدرت نرم، به مثابه توازن قوا در قدرت سخت”.

مرور کوتاهی از سابقه شکل گیری شبکه بین المللی RT که می توان از آن به عنوان یک خبرگزاری رادیو تلویزیونی یاد کرد، معرف مسیر توسعه ی بنگاه رسانه ای و سیاست های نوین کرملین در حوزه سخن پراکنی است. تجربه ای کاربردی از دگردیسی در صنعت فرهنگ و رسانه داری و پخش اخبار در کشوری که تا قبل از گلاست نوست و پروسترویکا در دهه ی ۱۹۸۰ در اتحادجماهیر شوروی تحت سیطره پراودا – بزرگترین بنگاه سخن پراکنی ایدئولوژیک حزب کمونیست در بلوک شرق – قرار داشت. شاید نقل قولی از یک روزنامه قدیمی امریکایی بهترین گواه درباره نقش تلویزیون بین المللی جدید روسیه باشد. نیویورک تایمز در یکی از شماره های ماه اکتبر ۲۰۱۶ خود در تحلیلی خاص با اشاره به چشمگیر خواندن رشد کمی و کیفی راشا تودی در سهم خواهی روسیه از “کیک قدرت” قطب بندی های منطقه ای و آینده جهان، نوشت: “راشاتودی یک ابزار و سلاح قدرتمند روسی در دیپلماسی و صحنه های درگیری و جنگ به نفع روس هاست. “

اگر لباس نظریه “داد و ستد” و ایده “تعادل” پروفسور جان نش را بر تن این اظهار نظر بپوشانیم، معنای استراتژیک بهتری پیدا می کند. او می گوید: “در هر بازی بیش از یک راه حل برای بازیگرها وجود دارد تا به سود دو طرفه برسند. مسئله مهم، پیدا کردن راهیست که حد اکثر سود را برای دو طرف تامین کند. این سود تعبیری دیگر از رسیدن به تعادل و پایداریست؛ چراکه همه چیز به سمت رسیدن به تعادل پیش می رود و تشخیص اینکه این پایداری چگونه حاصل می شود، نقش کلیدی در پیش بینی آینده دارد.” با این تعبیر می توان گفت: همچنانکه شوروی دیروز با تشکیل بلوک شرق و رقابت هسته ای به نقطه تعادل تنش زدایی در مناسباتش با جهان غرب رسید، روسیه امروز تعادلش با غرب را در تقویت حضور رسانه ای و ایجاد بلوکی دیجیتالی در رقابت با صنعت فرهنگ امریکایی می بیند.

عوامل بسیاری بر سرمایه گذاری همیشگی روس ها در صنعت رسانه موثر بوده است که مقابله با ترویج سبک زندگی و مصرف امریکایی به عنوان ایدئولوژی لیبرالیستی و فرهنگ غربی در قبل و بعد از حاکمیت نظام حزبی کمونیسم از آن جمله است.

ناگفته نماند در شوروی بعد از گورباچف نیز رفتار رسانه ای متکبرانه و تحقیر آمیز امریکایی ها در جنگ بالکان و جنگ اول خلیج فارس که با تفسیر یک سویه غرب از جهان چند قطبی همراه بود، سیاست خارجی روسیه را به سمت رسانه داری مدرن و تولید محتوا با هدف جلب احترام جهانی به جای ترسی که پروپاگاندای امریکایی در جهان بر ضد روس ها منتشر می کنند، ترغیب کرد. به همین دلیل پوتین، که سال هاست پادزهر رسانه را در رسانه یافته بود، از زمان روی کار آمدن در سال ۲۰۰۰ ، بهره مندی از ”قدرت رسانه” را در کنار توانمندی اقتصادی برای روسیه بطور جدی در دستور کار قرار داد. زهری که دو دهه قبل، بقای میراث انقلاب بلشویکی و اندیشه های مارکسیستی لنین، استالین و خروشچف را در کشور شوراها به چالش کشید و با استقرار نظم نوین جهانی، با خلاء هویتی روبرو کرد. بنابر این روسیه امروز بدنبال تغییر نظم موجود است و ابایی ندارد که از رسانه های خود به عنوان ”اسب تروا” در زمین رقیب استفاده کند و بازی روسی را جایگزین بازی امریکایی کند. ”نظم نوین چند قطبی روسی” با ایده ”جهانی سازی منطقه ای” به جای نظم نوین لیبرالیستی امریکایی. موضوعی که الکساندر دوگین به عنوان مشاور عالی نخست وزیر روسیه و استراتژیست و طراح آینده این کشور در موارد مختلف از آن به عنوان ”پایان نظم بین المللی لیبرال در جهان” یاد می کند و معتقد است این نظم لیبرالی و مبتنی بر بازار آزاد و جهانی شدن ارمغانی جز گسترش فقر و از همپاشی دولت-ملت ها نداشته است.

بخش دوم:

RT امروز، تصویر مدرن شده همان سرباز سرخ ضد امپریالیستی است که رییس جمهور اسطوره‌ای این سال‌های روسیه از نسل آن هاست. یک افسر تشکیلات اطلاعاتی کا گ ب، که با پرهیز از کیش شخصیت اسلاف حزبی اش و حتی مخالفت با نصب عکس هایش در سازمان های دولتی و خیابان های روسیه، با کمک متخصصان و قواعد ژورنالیستی مدرن و با شعار تکریم آزادی های فردی و حقوق اجتماعی، پارادایم متفاوتی از گفتمان رسانه ای و جنگ روایت ها را به میدان افکار عمومی و دیپلماسی رسانه ای جهان آورده است.

 RT نشان اختصاری و لوگوی خبرگزاری رادیو و تلویزیون برونمرزی روسیه با نام کامل ”Russia Today ” است که بصورت حروف درشت، در زمینه ی گرافیکی مربع شکلی به رنگ سبز، حک شده است. دو کلمه ای بودن این نشان اختصاری هم در فهرست شبکه های خبری جهان که بدلایل زیبایی شناسانه و هنری عمدتا سه کلمه یا بیشتر دارند، گویای نوگرایی، تفاوت در دیدگاه و روحیه معترضانه نسبت به هژمونی اطلاع رسانی موجود در جهان است.

RT از وابستگان برند رسانه ای روسی “TV-Novosti “ است و از خبر گزاری “ریا نووسیتی” نیز به عنوان مادر این شبکه یاد می شود. نام هایی که همگی زیر نظر و تحت هدایت کمیته رادیو و تلویزیون روسیه قرار داشته و بصورت غیر دولتی و مستقیما با نظر سیاستمداران کرملین و ساختار حاکمیتی این کشور هدایت می شود.

شبکه چند زبانه راشاتودی ، نخستین گام تاسیس خود را به زبان انگلیسی و در بحبوحه ی بحران مالی اروپا و امریکا در آوریل  ٢٠٠۵ با  دستور نخست وزیر برداشت و در دسامبر آن سال پخش رسمی خود را آغاز کرد.

موفقیت و نفوذ راشاتودی در منطقه، اروپا و امریکا آنقدر قانع کننده و فریبنده بود که بعد از هشت سال از آغاز به کار، ریانووسیتی را به تعطیلی کشاند و خود با نام روسی “راسیا اِسوودنیا” یا نام بین المللی”راشاتودی” یا RT، رسما به عنوان یک خبرگزاری بین المللی مکتوب و رادیو و تلویزیونی عهده دار وظایف آن شد.

در معرفی اولیه این شبکه خبری ٢۴ ساعته آمده است: ” RT با هدف معرفی چهره ی جدید روسیه به جهان تاسیس شده است و در کانون توجه تمام سازمانهای استراتژیک روسیه قرار دارد. قصد دیگر این شبکه شکستن انحصار رسانه ای و ساختارهای حاکم بر پخش برنامه های زنده در بریتانیا و برنامه سازی اصیل و بومی در کشورهای انگلیسی زبان و نیز رقابت و تصاحب مخاطبان News Sky و BBC است.”

استولنا میرانیوک مدیر اجرایی موسسه دولتی ریانووستی در مراسم افتتاحیه شبکه راشا تودی در یک روز سرد پاییزی در دهم دسامبر ۲۰۰۵ در مسکو با انتقاد از جریان یک سویه خبری در جهان گفت: ” متاسفانه درک غرب از روسیه فقط با سه کلمه مرتبط است: کمونیسم، برف و فقر. ما می خواهیم تصویر درست وکاملی را از زندگی در کشور خود به جهان ارایه کنیم.” این اظهار نظر و مطالب مشابه دیگر نشان می دهد روسیه به دنبال طراحی یک ماشین قدرت نرم برای دهه های آینده است؛ دهه ای که بدلیل رسانه ای شدن زندگی بشر، الگوهای سخت تقابل و توازن قدرت، با کمک زیبایی شناسی هنری، تکنیک های واقعیت سازی تصویری و تکنولوژی های چند رسانه ای، به الگوهای نرم جنگ روانی، تغییر حالت داده است. این ها همه در کانال های مختلف شبکه ”روسیه امروز” قابل بازنمایی و تایید است و سردبیر نشریه امریکایی پولیتیکو از آن به عنوان “جنگ اطلاعاتی” و خنثی سازی تبلیغات انگلو صهیونیستی جمهوری فدراتیو روسیه با ایالات متحده امریکا یاد می کند. این نشریه می نویسد: سال ۲۰۱۴ و در اوج بحران کریمه، ژنرال فلیپ بریدلاو فرمانده ارشد وقت نیروهای ناتو رویکرد رسانه ای مسکو در جریان بازگرداندن منطقه کریمه به خاک روسیه را حیرت انگیز خوانده و گفته است: “حضور روسیه با کمک شبکه تلویزیونی اش جالب توجه ترین حمله غافلگیرکننده در یک جنگ اطلاعاتی در تاریخ بود.” یک خبرنگار روس نیز در گزارشی از منطقه اعلام می کند: “از اتهاماتی که در جنگ داخلی اکراین به استقلال طلبان زده می شود این است که به محض اشغال هر منطقه، آنتن های تلویزیونی را به سمت مسکو سوئیچ می کنند.”

این جنگ خاموش اطلاعاتی ابعاد آشکار و پنهان گسترده ای دارد. از اجرای بلند پروازانه طرح مشترک “چتر ماهواره ای” با چین و راه اندازی موتور سرچ بسیار مجهز و موفق یاندکس (Yandex) در دو دهه ی قبل -که از آن به عنوان ”قویتر از گوگل” یاد می شود- گرفته تا تاسیس و توسعه خبرگزاری خارجی اسپوتنیک، پذیرش و میزبانی ادوارد اسنودن کارمند سابق آژانس امنیت ملی و سازمان اطلاعات مرکزی امریکا که اطلاعات جاسوسی این کشور را افشا کرده است و همچنین نفوذ سازمان یافته در شبکه های اطلاعاتی امریکا که از تازه ترین آن ها می توان به هک شبکه حزب دمکرات و دسترسی به اطلاعاتی از هیلاری کلینتون و در نهایت تاثیر گذاری حاشیه ساز بر پنجاه و هشتمین انتخابات جنجالی ریاست جمهوری امریکا با پیروزی دونالد ترامپ – نامزد جمهوریخواهان،  ایجاد آشتی و تاثیر گذاری بر قیمت نفت در بازار اوپک و در این اواخر آوردن ترکیه بر سر میز مذاکره در باره سوریه با حضور ایران، همگی روسیه را در مسیر تقویت یک نظام اطلاعاتی متمایزی از نظام رسانه ای حاکم و غالب غربی و امریکایی نشان می دهد. موضوعاتی که در مقاله مشترک والتر راسل مید و هری زیو کوهن دو تحلیلگر برجسته موسسه مطالعاتی هادسن امریکا در ماه ژانویه با عنوان ”جابجایی قدرت ها” در پایان ۲۰۱۶ بخوبی فهرست شده است.

راشا تودی در این مسیر با مخالفت ها و فشارهای بسیاری از سوی رقبا روبرو بوده است. “آفکام” نهاد ناظر بر فعالیت محتوایی رسانه ها در بریتانیا بارها با انتقاد از شیوه پخش خبر در RT اعلام کرده است که: “این شبکه قوانین پخش خبر در انگلیس را نقض کرده و محتوای گمراه کننده منتشر کرده است. ” انتقادهایی که به نظر می رسد مدیران راشاتودی را مصمم تر کرده است.  این شبکه چندی پیش با انتشار اسنادی از سایت هک شده “وادا” آژانس جهانی مبارزه با دوپینگ، از یک طرف انتقام محرومیت احتمالی روس ها برای شرکت در المپیک و پارالمپیک را بخاطر اتهام به ورزشکارانش گرفت و از طرف دیگر پاک بودن برخی از سرشناس ترین قهرمانان ورزشی امریکا را در کنار اعتبار کمیته جهانی المپیک، زیر سوال برد.

افشای اسناد رسمی و غیر رسمی از فعالیت سیاسی ریاکارانه امریکا در پشت صحنه خاورمیانه از جمله نشان دادن چراغ سبز و همدستی با عوامل دولت خودخوانده اسلامی- داعش در ویرانگری عراق و سوریه در برنامه های خبری و غیر خبری راشاتودی همزمان با انتشار اسنادی در سایت ویکی لیکس و علنی کردن کردن تجارت نفت بین ترکیه و داعش و پخش تصاویر هوایی انتقال تانکرهای نفتکش از موصل به اربیل و سلیمانیه عراق با وساطت ترک ها از موارد تاثیر گذار این شبکه بوده است. شدت این افشاگرایی ها در اواخر سال ۲۰۱۵ به حدی بود که اروپا پس از موج انتشار این اسناد از حمایت ترک ها در مقابل سوریه دست کشیده، و امریکا نیز سعی کرد با بهره برداری از تکنیک های فرافکنی و لاپوشانی، موج های خبری جایگزینی را مطرح کند.

در ادامه این فهرست، افشای عملیات نقل و انتقال نیرو و تسلیحات از کانال های  امریکایی برای پشتیبانی ائتلاف داعش و مخالفان دولت سوریه در حلب و موصل، نقش موثری در مچ اندازی این شبکه با شبکه های قدرت در منطقه و هدایت و مدیریت بحران سوریه به سمت آرامش داشته است. حتی چانه زنی گروه های درگیر سوریه بعد از توافق آتش بس و صلح درباره تخلیه نیم بند دو شهرک شیعه نشین کفریا و فوعه در غرب حلب در استان ادلب در واپسین روزهای قرارداد ترک مخاصمه و عقب نشینی در ازای تخلیه اتوبوس های سبز رنگ حامل مخالفان اسد، که به نمایشی تصویری در این شبکه تبدیل شد. این فشار رسانه ای، به فشاری بین المللی ضد امریکا تبدیل شد تا در این زور آزمایی، خروج مخالفان و تخلیه شهرک های شیعه نشین بطور همزمان صورت پذیرد. اقداماتی که در آن ها رد پای کانال های رسانه ای و مشورتی مرتبط با ایران در منطقه بشدت مشهود بوده است.

روس ها می گویند: ”همه چیز خریدنیست؛ حتی غیر ممکن ها، ولی پول بیشتری می خواهد”. این موضوع در باره بودجه یک شبکه لاکچری مانند راشاتودی صدق می کند؛ چراکه قرار است جای خیلی چیز ها را برای روسیه پر کند و تصویری واقعی از یک کشور ثروتمند را به جای “کالخوزهای” کمونیست به جهان منتقل نماید.

بودجه رسمی اعلام شده این شبکه طی دهسال، از ۳۵ میلیون دلار در سال نخست (۲۰۰۵) تا ۳۲۰ میلیون دلار(در سال ۲۰۱۴)، رشد داشته که بیشتر آن صرف تامین زیر ساخت ها، جذب ستاره های رسانه ای و نیروهای خارجی حرفه ای و همچنین پوشش جهانی آن شده است. (برای مقایسه با یک رقیب بین المللی بد نیست بدانیم بودجه بی بی سی در سال۲۰۱۴ کمی بیش از ۳۷۰ میلیون دلار اعلام شده است). قابل توجه است که بودجه این شبکه با تصویب پیشنهادی، در دولت روسیه تضمین شده است. با همین تمهیدات بود که وقتی راشاتودی در سال ۲۰۰۹ و بدنبال بحران اقتصادی اروپا با کسری شدید بودجه روبرو شد، این کسری بودجه به دستور نخست وزیر از محل اعتبارات اضطراری تامین و تدارک شد. وقتی بدانیم اعتبارات اضطراری، ذخیره دولت برای پاسخ به  شرایط بسیار خاص نظیر حوادث غیر مترقبه، بحران و جنگ است، جایگاه استراتژیک این شبکه را بیشتر درک می کنیم.

RT در ادامه اجرای طرح های رسانه ای میان مدت و درازمدت برای روسیه پس از هزاره – که تاکنون بیش از ۵ کانال تلویزیونی داخلی را به چشم ندیده بود و آن کانال ها هم خاص مسکو بود و مردم سایر شهرها دو کانال داشتند که یکی از آن ها به پخش برنامه های رقص باله ودیگری به نطق مقامات حزبی اختصاص داشت – بعد از تاسیس نخستین کانال تلویزیونی بین المللی خود ان هم به زبان انگلیسی در سال ٢٠٠۵، RT عربی را با نام روسیا الیوم در سال ٢٠٠٧ و RT اسپانیایی را با نام IRASدر سال ٢٠٠٩ راه اندازی کرد. همچنین RT America را در سال٢٠١٠٠ برای پوشش کامل قاره امریکا و کانادا و RT UK را در سال ٢٠١۴۴ برای پخش ویژه در بریتانیا به آنتن سپرد.

به نظر می رسد مسیر ۹ ساله اخیر با سازماندهی یک کمپین تبلیغات رسانه ای محلی و میدانی مکمل در شهر های هدف، ازجمله لندن، نیویورک، دیترویت و… با برنامه ریزی خوبی پیش رفته است که هوشمندی روس ها را برای بازار سازی نوین رسانه ای نمایان می کند. تجربه رسانه ای موفقی که اتفاقی نیست و از یک عزم استراتژیک رسانه ای با هدفگذاری، سازماندهی و زمانبندی منظم حکایت دارد.

در نوسازی نظام رسانه ای روسیه ، ژورنالیست های جوان پیشگام نوگرایی بوده اند. دوازده سال پیش بود که الکسی نیکولوف با  ۳۵ سال سن مدیریت اجرایی و مارگریتا سیمونیان با ۲۵ سال، سردبیری راشاتودی را عهده دار شدند؛ تا جایی که در ابتدای کار از این سردبیر ارمنی تبار -که در خانواده ای ژورنالیست بزرگ شده است- به عنوان جوانترین سردبیر در شبکه های بین المللی جهان یاد می شد.

سیاست جوانگرایی در ایده پردازی و اجرا در این شبکه برونمرزی که پخش برنامه های آن غیر روسیست و برای مخاطبان متنوعی از گروه های سنی جوان و میانسال در خارج از این کشور طراحی شده است، آنقدر موفق و اطمینان بخش بوده است که روس های جوان ۱۸ تا ۳۰ سال را هم به سمت خود کشانده است. این را مصاحبه های مختلف پخش شده این شبکه با روس های جوان در مسکو و سایر شهرهای این کشور نشان داده است. جوانی و نوگرایی در رنگ سبز لوگوی این شبکه هم مستتر است و شادابی و نگاه رو به آینده این شبکه را معنا می کند.

روس ها به چیزی که کار می کند، کار ندارند؛ می روند سراغ کارهایی که زمین مانده است. راشاتودی، کار زمین مانده کرملین برای پیگیری سیاست ضد امریکایی آن ها بوده است. ماشین تبلیغاتی ای که چرخ های آن پس از فروپاشی شوروی برای نقش آفرینی در اتفاقات جهان مورد نظر مسکو، لنگ می زد.

هنوز خون ضد امریکایی در رگ های روس ها جریان دارد. اشتباه بزرگیست اگر فکر کنیم روسهای عاشق جین و مک دونالد و شیدای موسیقی راک اند رول پیش از فروپاشی، با تمام احساسات ضد امریکایی در دوران دو قطبی و جنگ سرد خداحافظی کرده اند. این را نظر سنجی معتبر سال ۲۰۱۴ موسسه امریکایی پیو (PIO)درباره نفرت ملت ها نسبت به امریکا تایید می کند. روس ها در این پیمایش با ۷۱ در صد، در بالای فهرست ملت های متنفر از امریکا قرار دارند؛ حتی بالاتر از مردم ایران، فلسطین، مکزیک، ترکیه، پاکستان، ژاپن و چین.

بخش سوم:

مجموعه رسانه ای RT علاوه بر پنج کانال یاد شده، دو کانال تلویزیونی مستند هم به زبان های انگلیسی و روسی دارد. سایت های خبری آن نیز علاوه بر زبان های فعال در کانال های خبری و مستند، به دو زبان فرانسه و آلمانی اطلاعات خود را ارائه می کنند. این پایگاه های خبری در ارتباط مکمل با شبکه های اجتماعی این خبرگزاری- بویژه توییتر و فیس بوک- از امکان کمپین سازی به هم پیوسته برای ایجاد یک جریان خبری برخوردارند. روال عادی این است که خبرنگاران این خبرگزاری در رویدادهای مهم، با توییت یک متن کوتاه و هشتک گذاری تخصصی برای آن، سر آغاز یک جریان خبری در منابع و شبکه های اجتماعی شده و اطلاعات و گزارش های بعدی خود را در رادیو و تلویزیون کامل می کنند و توسعه می دهد.

شاید تداعی یک مسیر فنری شکل عمودی برای توصیف این شکل از جریان سازی خبری دور از واقعیت نباشد.  مدلی از خبررسانی نوین که با یک جریان ابتدایی از پایین فنر یک رویداد آغاز شده و با توسعه و تکمیل آن، جریانی از فرایند اطلاعات و داستانسرایی، به سمت بالا پیش می رود. حجم این فنر خبری فرضی، طول و عرض آن و انعطاف و سختی اش، به اهمیت سوژه مورد نظر، سیاست ها و ارزش های خبری و منافع هر کدام از طرف های ارسال و دریافت کننده پیام بستگی دارد.

این شبکه در تمام مناطق جهان و برای ۷۰۰ میلیون مشتری، از طریق ماهواره، کابل، خدمات IPTV و شبکه های آنلاین و افلاین تحت وب، قابل دریافت و اشتراک است. طبق آخرین گزارش ها تنها در قاره امریکا ۸۵ میلیون آمریکایی شبکه آرتی را در فهرست شبکه های قابل دسترسی خود دارند و برای آن پول پرداخت می کنند. محتوای برنامه های راشا تودی غیر تجاری و غیر تبلیغاتیست و غالب آن را موضوعات خبری، ورزشی، گفتگو، سیاسی، مستند و برنامه های فرهنگی تشکیل می دهد. بیش از یک چهارم محتوای راشاتودی به اخبار و مسایل داخلی روسیه می پردازد و بقیه نیز به ارائه دیدگاه های متنوع در باره تحولات و تفسیر رویدادهای جهان اختصاص دارد و معتقد است: “تفسیر جهان، مقدمه تغییر جهان است.”

این شبکه روسی در ۱۶کشور مهم دفتر فعال و در بیش از ۳۵ کشور خبرنگار و گزارشگر حرفه ای دارد؛ بویژه در مناطق پر مناقشه جهان مانند خاورمیانه: فلسطین و اسراییل. همچنین از پیشرفته ترین امکانات برای پخش زنده و تجهیزات پوشش استودیویی و خارج از استودیو در شهرهایی از جمله مسکو، واشنگتن، میامی، لس آنجلس، بغداد، کیف، قاهره و دهلی برخوردار است.

به جز معدود مقامات ارشد که به نوعی کارگزار حاکمیت و دولت این کشور هستند، کادر مدیریتی، ستادی و عملیاتی RT را در تمام سطوح، افراد تحصیل کرده در حوزه ژورنالیسم و حرفه ای در تولید و پخش تلویزیونی تشکیل می دهند. استانداردهایی هم که برای جذب مشاغل و نیروهای مورد نیاز روسی و غیر روسی در مسکو و سایر دفاتر خارجی تدوین شده است، اساسا مبتنی بر تخصص در حوزه های مختلف رسانه ایست. مدل همکاری نیروها و پرسنل این خبرگزاری رادیو تلویزیونی که شمار آن ها – با احتساب شاغلان مستقیم و غیر مستقیم – بیش از دو هزار نفر در سراسر جهان است، بصورت غیر رسمی، موقتی، کارمزدی، پروژه ای و قراردادیست. بیشتر کارها در این شبکه بصورت برونسپاری بوده و چابکی، سرعت عمل و کارامدی مشهود در این شبکه را هموار می کند.

قاعده بر آن است که استخدام پرسنل روس و غیر روس از طریق آگهی صورت گیرد و افراد از بین داوطلبان و متقاضیان جویای کار با رزومه آموزشی و مهارتی و پس از مصاحبه جذب شوند اما در ابتدای تاسیس کانال انگلیسی از بیش از ۷۰ حرفه ای تلویزیونی در شبکه های خارجی اروپا و امریکا برای مشاغل خاص دعوت به همکاری شد؛ مانند برخی ستاره های اجرای تلویزیونی و مشاغل فنی و هنری. بعد از افراد سرشناس کسانی هم که از تجربه های موفق برخوردار بوده و به چند زبان و چند مهارت مسلط بوده اند، شانس بیشتری برای موفقیت داشتند؛ و همچنین افرادی که درباره حقوق اولیه سخت گیر نبودند! اطلاعات جزئی درباره میزان حقوق مشاغل مختلف در جایی اعلام نشده است اما به استثناء قراردادهای گران قیمت با برخی افراد خاص مانند لری کینگ، کف حقوق در مشاغل این شبکه از میانگین حقوق بخش های تخصصی روسیه در مسکو بالاتر است. حقوق عوامل مختلف فنی و محتوایی در دفاتر خارج از کشور نیز از نرخ متعارف مالی در شبکه های بین المللی مانند بی بی سی برخوردار است.

ساختار شکلی تلویزیون بین المللی روسیه، شیک و مدرن بوده و بدلیل بهره مندی از آخرین تکنولوژی های روز جهان می توان آن را در سه کلمه خلاصه کرد: آگاه، با نفوذ، و جذاب: پوشش زنده اخبار، گزارش های خبری میدانی و مصاحبه های متنوع با افراد، شخصیت ها و دیدگاه های گوناگون از شهرها و کشورهای مهم جهان با اجرای مجریان حرفه ای که از آزادی عمل بسیاری در مدیریت تولید محتوا و نحوه اجرا بر خوردارند و گاهی رفتارشان به هنر بازیگری نزدیک می شود. همراه با مستند های جدید اجتماعی، تاریخی و سیاسی تولید شده در راشاتودی درباره روسیه و جهان یا تهیه شده از منابع خارجی که فاصله تاریخ تهیه آن ها تا زمان پخش از آنتن، کوتاه است. مستند هایی ماجراجویانه مانند مستند عتیقه های خونین (eBlood Antiqu) درباره بازار فروش عتیقه های به سرقت رفته از سرزمین های دو هزارساله آپامه آ و پالمیرا در سوریه شامل آثار منحصر بفردی از تمدن های کهن بین النهرین، بیزانس و هلنی که به دلالی کثیف و تجارتی پر سود برای داعش در بازارهای ترکیه، لندن، پاریس و نیویورک در سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶  تبدیل شده بود.

در محتوا نیز بدون تقید به خط قرمز های سلیقه ای و محافظه کارانه، صرفا مقید به رعایت اصول کلی و دستور العمل های مدرن رسانه های حرفه ای در جهان است؛ با اولویت پیگیری اهداف و منافع ملی جمهوری فدراتیو روسیه. گروه متخصصی در چند اتاق فکر برای ایجاد و مدیریت جریان های خبری و رسانه ای فعالند تا نقطه آغاز خبر را به دروازه ی پایانی و آنتن هدایت کنند. در میان این ورودی و خروجی، فراوری خبری و تولید محتوای اختصاصی که بار آن بر دوش پوشش های زنده رویدادهای خبری و گزارش ها و مستند های خاص در راشاتودی است، حرف اول را می زند تا بتواند پاسخگوی شعار این شبکه باشد: “Question more ” (بیشتر بپرسید). این شعار حلقه وصل ایده های محتوایی مورد نظر گردانندگان راشاتودی است. “بیشتر بپرسید”، دعوت مردم جهان به پرسشگری است. پرسش از نتایج و تاثیرات جهانی شدن، زیر سوال بردن انگاره های ذهنی و ایماژهای ساخته شده رسانه های غربی بویژه امریکا درباره شرق و شکستن فضای تک صدایی ضد روسی در حالی که خود را ابرقدرت مهمی در جهان می دانند و به نظام سلطه خبری امریکا نقد جدی دارند. چیزی که آن ها می خواهند بر هم زدن ”نظم اطلاعات” و ”نظم احساس” تزریقی رسانه های امریکایی درباره زندگی روزمره مردم و رویدادها در جهان است.

این شبکه با پرهیز از تلاش برای اختراع دوباره چرخ و بهره برداری از مدل های برتر رسانه ای تجربه شده در جهان، راه خود را برای قرار گرفتن در سبد رسانه های موثر جامعه هدف، کوتاه کرد. اگر مدل های رسانه های خبری داخلی و بین المللی در جهان را به پنج نوع تقسیم کنیم، بررسی و تحلیل کلان پوشش رسانه ای سالهای اخیر نشان می دهد، راشاتودی در پی آن بوده است تا خود را در جمع رقبای مطرح منطقه ای و جهانی، به رسانه ای مولف، جریان ساز و مرجع تبدیل کند:

“رسانه خبری مولف”، رسانه ایست که بدلیل داشتن توان برتر در تولید، پردازش و توزیع اطلاعات، از قدرت سیاسی، مالی و لجستیک برتر برای ایجاد سبک و جریان رسانه ای، شکل دادن به شبکه ای از کاربران و مخاطبان و ابتکار عمل برای طراحی زمین بازی با حریفان برخوردار است. رسانه مولف، توان اقدام استراتژیک وتاکتیکی پیش دستانه داشته و با ترسیم نقشه راه، سعی در ایجاد کنش و واکنش موثر بازیگران دربازی ای دارد که خود ساخته است. با تعبیر قدیمی نیکسون، می توان رسانه داران جدید روسی را بیشتر سیاستمدار رویداد توصیف کرد تا مدیر رویداد. نیکسون می گوید: ”یک سیاستمدار اتفاقات را رقم می زند در حالی که یک مدیر اتفاقات را مدیریت می کند.”

سایر مدل ها با تعاریفی ساده از آن ها عبارتند از:

“رسانه خبری مقلد”: رسانه ای که تصور می کند جریان ساز است اما بدون ابتکار عمل رسانه ای به تقلید از رقبایی کشیده می شود که سحرخیزترند. این مدل همیشه در مرز تقسیم بندی مدل های مولف و منفعل قرار می گیرد و سبک رسانه ای با ثباتی ندارد.

“رسانه خبری منفعل”: رسانه ای که فاقد طراحی و استراتژی اقدام بوده و بدلیل ضعف، بروکراسی شدید و سانسور و ناکارامدی سیستماتیک، ترجیح می دهد نقش تماشاچی جریان های خبری را داشته باشد و برای همین کار هم مناسب است.

“رسانه خبری تاخیری”: رسانه ای که به مرز تماشاگر بودن هم نمی رسد و غافل از جریان های خبری و رویدادهاست و بدلیل محافظه کاری و تقید نسبت به حفظ منافع یک گروه، جماعت یا نظام رسانه ای خاص، خود را به غفلت می زند و از تب و تاب ها و تحولات خبری دور نگه می دارد.

“رسانه خبری خاموش”: رسانه  – عمدا یا سهوا – غایب از جریان های خبری. رسانه ای که مهارت ویژه ای در بی خبر نگهداشتن مخاطبانشان دارند. رسانه های سفارشی با محوریت تبلیغات سیاسی و مصلحت گرایی دولتی که معمولا با ارکان قدرت و اقتدار رابطه خوبی دارند.

مدل های رسانه ای یادشده مطلق نیست و سه عامل در تعیین مرزبندی آن ها با هم نقش دارد:

 ۱- سیاست و ارزش های رسانه ای حاکم؛ ۲- اکوسیستم هر رسانه و مخاطبانش؛ ۳- الگوی رفتاری و کنش-واکنشی رسانه نسبت به رویدادها در بازه زمانی حیات و ممات یک حادثه و فرایند های آن.

با توجه به در نظر گرفتن مولفه ها و مدل های رسانه ای یاد شده، راشاتودی می تواند در مقایسه با رقبای منطقه ای و جهانی خود، در سبد تلویزیونهای بین المللی برتر و بازیگران موثر و جریان ساز در منطقه شانه به شانه اسامی دیگری چون بی بی سی عربی، سی ان ان عربی و انگلیسی، الجزیره و پرس تی وی قرار گیرد.

آنچه از تجربه راشا تودی دارای اهمیت است، اولویت دادن به کیفیت، حرفه ای گری و کارائیست. موضوعی که برند جوانRT را با وجود مقاومت های ضد روسی افکار عمومی در منطقه و جهان – بخاطر گرایشات دولتی، تک صدایی و تقابل با برخی از جریان های افکار عمومی نخبه در جهان عرب و غرب – در مسیر موفقی قرار داده است. باید پذیرفت چهره ی رسانه ای محافظه کارانه و استالینی ”ریانووسیتی” در شوروی جایش را به با چهره میانه رو و سازگار با افکار تجدیدنظر طلبانه ”روسیه امروز” داده است. در رسانه داری جدید روسیه که برای نخستین بار به زبانی جهانی و غیر روسی ارائه می شود، نگاه صرفا امنیتی و اقتدارگرایانه به رویدادها و همچنین تبلیغات رسمی سیاسی از اولویت خارج شده است. راشاتودی به عنوان ویترین یک دیپلماسی عمومی، به هر بیننده خارجی نشان می دهد که نگاه رسانه ای و زبان روسیه امروز بیشتر از تبلیغات یکسویه سیاسی توجیه کننده ی سیاست های کاخ کرملین، بدنبال برقراری ارتباط با افکار مردم جهان و پیگیر یک دیپلماسی رسانه ایست.

 روسیه امروز پذیرفته است: تغییر ذهنیت جهان نسبت به روسیه، نیازمند تغییر دیدگاه های رسانه ای نسبت به موضعگیری کشورهای رقیب و بدخواه، و پروپاگاندا درباره این کشور است. بررسی نتیجه جستجوی واژه های استفاده شده در گوگل نشان می دهد واژه ”پروپاگاندا”، با افت و خیزهای متناوب – از دوم فوریه سال ۲۰۱۲ تا ۲۵ اکتبر ۲۰۱۶ – از یک رشد کمی که بانقش روسیه  در تحولات سوریه معنا می شود، برخوردار بوده است. نیکولای چوک از اعضای مرکز مطالعات استراتژیک روسیه معتقد است: ”در سال ۲۰۱۴ رسانه های غربی شروع به گسترش پروپاگاندای ضد روسی کردند که به معنی یک ”جنگ جهانی اطلاعاتی” علیه روسیه بود.”

این مرکز در ۱۸ فوریه ۲۰۱۵ نخستین نتایج مطالعات رسانه ای خود را با عنوان ”سیستم متریک رسانه ای” یا ”نمایه خصومت ها و تبلیغات رسانه ای علیه روسیه” منتشر کرد. در این نمایه که در آن به اخبار خنثی و منفی به عنوان واحد تحلیل و ارزیابی پرداخته می شود، نام آلمان و امریکا در بالای فهرست کشورهای فعال در تبلیغات ضد روسی قرار دارد. هدف اصلی این ارزیابی، درجه بندی کشورهای دوست و دشمن روسیه است. یک واحد تحلیل در سیستم متریک رسانه ای عبارت است از یک خبر رسانه ای مهم که دربردارنده ارزیابی خاصی درباره روسیه و رهبران آن در افکار عمومی کشور مقابل باشد؛ بنابر این شامل تمام خبر های پخش شده در باره ی روسیه نمی شود. در این روش مخرج کسر اخبار خنثی به منفی تعیین کننده است. اگر در اخبار منتشره کشور مورد مطالعه به ازای هر خبر خنثی، پنج خبر منفی منتشر شود، اینگونه تعبیر می شود که آن کشور وارد جنگ تبلیغاتی علیه روسیه شده است. در نمایه یاد شده از کشورهای انگلوساکسون شامل امریکا و انگلیس؛ اتحادیه اروپا؛ ژاپن؛ اکراین؛ گرجستان و اردن به عنوان جبهه های رسانه ای ضد روسی نام برده شده است. ( در سال ۲۰۱۴ آلمان با ۸۹۲۹ خبر و امریکا با ۵۷۷۱ خبر بیشترین اخبار ضد روسی را منتشر کرده اند و انگلیس با ۵۲۰۹؛ فرانسه ۴۸۱۰ و سوئیس با ۴۱۰۵ خبر به ترتیب در ادامه این فهرست جای دارد.)

عوامل موفقیت آر تی را پس از حمایت مالی و سیاسی تمام قد دولت – و پشتیبانی معنوی شخص ولادیمیر پوتین، که این شبکه را چون فرزندی به او نسبت می دهند – می توان به چهار بخش مدیریتی، هنری، محتوایی و تکنولوژیکی، دسته بندی کرد که چهار محور یاد شده، بیان کننده “سبک” و “سازماندهی” رسانه ای نوین با مُهر “ساخت روسیه” بر آن است و تشریح آن ها مجال دیگری می خواهد.با این وجود موفقیت اصلی تصمیم سازان این شبکه این بوده است که طرح رسانه مدرن روسیه را در زمینی تازه و با افکاری نو و با نگاه به آینده بنا کرده اند؛ نه روی ویرانه های نظام رسانه ای .

با توجه به ارزیابی های صورت گرفته فهرستی شامل موارد زیر می تواند در کانون توجه برنامه ریزان این خبرگزاری رادیو تلویزیونی بوده باشد که هر متخصصی در امر رسانه، آن ها را برای ایجاد یک “برند ژورنالیستی” سازگار با تغییرات جهان و تحولات دنیای رسانه ضروری می داند:

– بهره برداری از منابع دست اول، متنوع و متکثر رسانه ای در تلاش برای اول بودن و مرجعیت رسانه ای در بازار رقابت شبکه های خبریست؛

– ارائه تحلیل و تفسیر های متعارض و نقد آن ها با نگاهی آزاد و سوم شخص که از اصول و مبانی طراحی یک رسانه مستقل به ما هو رسانه – یعنی رسانه به معنی خاص و واسطه سوژه و مردم است؛

– خبر سازی و ایجاد موج خبری، با بهره مندی از شیوه های هنری خلاقانه و داستانی دراماتیک در “تولید”، “توسعه”  و “تکامل”  خبر؛

– تلویزیون نگاری حرفه ای- با دقت بر رعایت قواعد و اصول ادبیات نوین خبر- بدور از کیش شخصیت، تحکم و تحمیل کلامی در خطاب و پرهیز از زرد نویسی سفارشی دولتی ؛

– بکارگیری تکنیک های جذاب تصویری و گرافیک و انیمیشن که ظرف زیبایی را برای این شبکه فراهم کرده است. می توان گفت هر ناظر خارجی تایید می کند این شبکه با بکارگیری پیشرفته ترین نرم افزارهای بومی و گرافیست های خلاق، آخرین مدل های اجرا در استودیوهای ویرچوال یا مجازی را در جهان ارائه کرده است. یک نمونه آن واقع نمایی حرکت همزمان یک تانک سوری و حمله هواپیماها به مواضعی در سوریه و بلند شدن گرد و خاک و سر و صدای انفجار در استودیوی خبر کانال عربی RT است. این تکنیک با اجرای مسلط گوینده در حالی که گرد و غبار ظاهری نشسته بر لباسش را برطرف می کند، عینیت عجیبی به خبر می دهد و بیننده را با خود به محل رویداد برده و با یک صحنه واقعی مواجه می کند . همچنین توجه به “محتوای رنگی” به عنوان بخشی از “سبک” و هویت این تلویزیون زنجیره ای. این شبکه رنگ “سبز” را به عنوان لی اوت و رنگ غالب نهایی تصویر، انتخاب کرده است. مانند رنگ قرمز در بی بی سی و رنگ آبی در، سی ان ان، که بخشی از پدیدار شناسی و برند سازی آن را شامل می شود.

– شوهای جذاب متنوع با موضوعات متنوع سیاسی، اجتماعی، ورزشی و مباحث آزاد که با حضور ستاره های رسانه ای چون: لری کینگ، سوفی شواردنادزه، شان استون، افشین رتنسی که هرکدام صاحب برند برنامه تلویزیونی مشهوری در جهان یا روسیه هستند. حضور این ستاره ها با وجود تحمیل هزینه های بسیار زیاد، راه طولانی کسب اعتماد، ضریب نفوذ و مقبولیت عام این شبکه را کوتاه کرده است. این یعنی درک درست از اقتصاد رسانه.

گروهی دریک اتاق فکر به ترسیم خطوط خبری درازمدت و روزانه برای ایجاد و مدیریت جریان های خبری و رسانه ای می پردازند و نقطه آغاز خبر را به دروازه ی پایانی و آنتن هدایت می کنند. در میان این ورودی و خروجی، فراوری خبری و ایده های  تولید محتوای اختصاصی در راشاتودی حرف اول را می زند تا بتواند پاسخگوی شعار این شبکه باشد: “Question more ” (بیشتر بپرسید).

این شعار حلقه وصل نکات محتوایی مورد نظر گردانندگان راشاتودی است. “بیشتر بپرسید”، فراخوانی از مردم جهان برای شکستن فضای تک صدایی مورد انتقاد رسانه های شرقی با تفکرات مختلف از جمله رسانه های روسیست که خود را هنوز ابرقدرت مهمی در جهان می دانند و به نظام سلطه خبری امریکا نقد جدی دارند.

چیزی که آن ها می خواهند به هم زدن ”نظم اطلاعات” و ”نظم احساس” تزریقی رسانه های غربی درباره زندگی روزمره مردم و رویدادها در جهان است. بی شک اراده روس ها برای نوسازی نظام رسانه ای و ژورنالیسم قدیمی و اقتدارگرایانه شوروی با هدف پاسخگویی به نیازهای روز و مولفه های جدید قدرت، در چارچوب ضرورت تولید گفتمان رسانه ای متناظر با گفتمان رایج دربلوک غرب قابل تحلیل است: ”توازن قوا در قدرت نرم، به مثابه توازن قوا در قدرت سخت”.

به نظر می رسد روس ها با طرح نام واقع گرایانه راشا تودی یا “روسیه امروز” قصد دارند این پیام را به دنیای مخابره کنند که: ” روسیه، امروز ، تصویر تازه ای برای ارائه به جهان دارد.” گزاره ای که چهره ضعف و کاستی های بسیاری را از این کشور می پوشاند. جالب اینکه اگر این عبارت با این ضرب المثل همراه شود که: “فردا، نیز از آن کسیست که امروز را داشته باشد”؛ نشان می دهد روس ها با شبکه بین المللی RT عمق استراتژیک گسترده ای را برای روسیه جستجو می کنند؛ وسعتی که آن را، قدرت ملی ، بُرد و قدرت رسانه ملی آن ها تعیین می کند.

یافته نهایی این مطالعه مختصر، نشان می دهد که در توسعه راشاتودی، برنامه ریزی اعلام شده ای برای یک کانال فارسی به چشم نمی خورد. موضوعی که با توجه به ظرفیت زبان دیرپای فارسی و منطقه زبانی پارس با بیش از دویست میلیون مخاطب که به فارسی صحبت می کنند یا زبانشان، هم خانواده با این زبان هندواروپائیست، قابل توجه است.

فعالیت شبکه های بین المللی و بازاریابی رسانه ای برونمرزی ایران از جمله شبکه سحر نیز تایید می کند، تهران هم برای یک جامعه مخاطب دویست میلیونی از روس های پراکنده در جغرافیای شمال ایران فرصت بسیار خوبی دارد که می تواند از آن برای تعمیق مناسبات فرهنکی و سیاسی دوستانه و استراتژیک خود با مسکو بهره برداری کند. حدود یک پنجم روس زبان ها، مسلمان هستند و علقه های عاطفی نسبت به ایران و زبان فارسی دارند. مناسباتی که می تواند در پیگیری دیپلماسی عمومی، الگوی یک دیپلماسی رسانه ای جمعی موفق در منطقه باشد و با پیوستن سایر رسانه های ملل همسود از جمله چین، هند و … بلوک رسانه ای قدرتمندی را برای محافظت از فرهنگ و منافع ساکنان در مقابل سلطه رسانه های غرب شکل دهد. ماده نود و چهارم آخرین سند سیاست خارجی روسیه مصوب نوامبر سال گذشته که در آن اعلام می کند: ”روسیه خط مشی توسعه همه جانبه همکاری با جمهوری اسلامی ایران را دنبال می کند”، می تواند در صورت عزم متقابل، زمینه ساز توسعه فعالیت های رسانه ای ایران و روسیه در دهه های آینده باشد و روابط راهبردی این دو کشور را که در این سند به آن اشاره ای نشده است، شکل دهد.»

منبع/ایسنا