فخیم زاده در «هفت»: در ایران چیزی به اسم «سانسور وحشت» داریم/ ارشا اقدسی: پیمان معادی، میلاد کی مرام، شهرام حقیقت‌دوست و امین حیایی معدود بازیگران ایرانی هستند که آمادگی جسمانی دارند
فخیم زاده در «هفت»: در ایران چیزی به اسم «سانسور وحشت» داریم/ ارشا اقدسی: پیمان معادی، میلاد کی مرام، شهرام حقیقت‌دوست و امین حیایی معدود بازیگران ایرانی هستند که آمادگی جسمانی دارند

برنامه سینمایی «هفت» در حالی این هفته با موضوع سینمای پلیسی و اکشن پخش شد که مهدی فخیم زاده نکات جالبی درباره اهمیت ابتکارعمل در تولید آثار سینمایی را بیان کرد.

برنامه سینمایی «هفت» در حالی این هفته با موضوع سینمای پلیسی و اکشن پخش شد که مهدی فخیم زاده نکات جالبی درباره اهمیت ابتکارعمل در تولید آثار سینمایی را بیان کرد.

به گزارش iهفت هنر؛ برنامه سینمایی «هفت» امشب -جمعه دهم دی – در حالی آغاز شد که بهروز افخمی در ابتدا درگذشت دنیا فنی زاده، هنرمند تئاتر عروسکی و عروسک‌گردان «کلاه قرمزی» را تسلیت گفت و عنوان کرد: از عجایب روزگار است که دنیا فنی زاده پس از ۱۰ سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سخت سرطان، مثل پدرش قبل از ۵۰ سالگی از میان ما رفت.

مجری هفت افزود: دنیا فنی زاده می توانست بازیگر هم باشد  و احتمالا با استعدادی که از پدرش به ارث برده بود، بازیگر خوبی هم می شد، ولی در مقابل پیشنهادات بازیگری مقاومت کرده بود و گفته بود من بخاطر اینکه در یک گفتگوی ناتمام با پدرم متوجه شدم او با بازیگرشدن من موافق نیست و بخاطر همان مرگ ناگهانی پدرم هیچ وقت نشد علت این مسئله را از او جویا شوم، در مقابل پیشنهادات خوب از کارگردانان بزرگ مقاومت کردم.

افخمی نهایتا گفت: او الان پیش پدرش است و می تواند احتمالا این گفتگوی ناتمام را با او تمام کند و از پدرش جویا شود که چرا به او وصیت کرده بود تا به بازیگری نزدیک نشود!

در ادامه این برنامه، بهروز افخمی با مهدی فخیم زاده، کارگردان سینما و تلویزیون که در خصوص سینمای پلیسی- جنایی گفت و گو کرد. فخیم زاده جزو معدود کارگردان های ایرانی است که در این ژانر سوابق متعددی دارد و به همین دلیل انتخابش برای این برنامه، انتخابی درست و با توجه به سوابق «هفت» دوره افخمی، غیرمنتظره بود.

مهدی فخیم زاده در ابتدای صحبت هایش گفت: من در ابتدای انقلاب «میراث من جنون» را در سینمای جنایی ساختم. آن زمان هنوز آقابالاسری نبود که بگوید برای ساخت مجوز بگیر. در ابتدای انقلاب ژانری به اسم ساواکی کشی درست شده بود من فکر نمی کردم اینها از جنس ژانرهایی باشد که منطبق بر مشی انقلاب باشد، لذا من هم به تهیه کنندگی خودم سراغ این ژانر رفتم. بعد از آن سینما دچار یکسری خط مشی ها، امتحان و خطا و آزمون هایی شد که گاها ساخت این نوع فیلم ها را نهی می کردند!

او درباره حضورش در عرصه تولید آثار اکشن اظهار داشت: وقتی «ولایت عشق» را تمام کردم، آقای قالیباف آن زمان فرمانده نیروی انتظامی بود به سراغ من آمد و گفت می خواهم کاری درباره پلیس بسازی. گمان کردم به دنبال یک فیلم تبلیغاتی باشند. گفتند نه فیلم تبلیغاتی نمی خواهیم، امروز مردم در جامعه ما را به چشم همان آژان ها می بینند درصورتی که ما به دنبال طراحی یک پلیس مدرن هستیم و آن زمان تازه ۱۱۰ راه اندازی شده بود. با شناختی که به این فضا پیدا کردم، فیلم «خواب و بیدار» را ساختم. دوستان نیروی انتظامی هم مشاوره هایی درخصوص این کار می دادند اما به هیچ وجه دخالتی در خط داستان و قصه نمی کردند. پس از این فیلم دو فیلم دیگر در این ژانر ساختم که ساخت آنها هیچ ارتباطی با نیروی انتظامی نداشت. اما هیچ کدام موفقیت «خواب و بیدار» را نیافت.

فخیم زاده تصریح نمود: آن زمان آقای قالیباف با این کار قصد داشت ساخت فیلم هایی در این ژانر را ترویج کند و این اتفاق افتاد. اما به مرور مخصوصا از زمانی که «ناجی هنر» شکل گرفت، عملا ترمزی شد برای تولید این جنس فیلم ها. چون اساسا به دنبال یک فیلم پروپاگاندا در جهت سیاست های بروکراتیک نیروی انتظامی و شکل گیری یک شخصیت کلیشه ای رفتند. لذا این سانسورها و محدودیت ها در ناجی هنر و درباره تلویزیون سپس هنگام پخش از تلویزیون کار را سخت کرد. لذا این نگاه از ژانر پلیسی که باید بازتاب دهنده بخش نامه های ما باشد و ما را منزه و مقدس از هر گناهی نشان دهد، سبب شد که اساسا در ایران برخلاف دنیا ژانر پلیسی جانی نگیرد و رونق نیابد.

این کارگردان سینمای ایران متذکر شد: در ایران چیزی داریم به اسم «سانسور وحشت» که بدین معنی است هنگامی که کار به دستگاه های دولتی می افتد، کارگردان از ترس از پیش با خود می گوید برای جلوگیری از سانسور احتمالی بهتر است از پیش به سراغ این مسئله نروم. لذا ممکن است حتی فرمانده نیروی انتظامی با چنین برخوردها و تصویرهایی از پلیس موافق نباشد، اما وقتی این به نیروهای زیردست می رسد، آنها برای جلوگیری از تذکر و تنبیه احتمالی، می خواهند عریضه ای بی نقص بنویسند و برخوردهای عجیب می کنند.

فخیم زاده یادآور شد: ساخت فیلم های جنایی بسیار سخت است. به راحتی فیلم های عاشقانه چند ضلعی نیست که می توان به سادگی تا ۱۰۰ قسمت هم پیش برد! همواره نفس من هنگام ساخت فیلم پلیسی می گیرد از سختی خلق درام. نمی شود پشت هنر مخفی شوی و بگویی این فیلم هنری و تجربی ست با انتهای باز که هرطور دلت می خواهد برداشت کن! اساسا این ژانر، ژانر منطق است و مخاطب منتظر پایان منطقی فیلم است. لذا خلق درام در این ژانر بسیار نفس گیر و دشوار است و فیلم پلیسی بلدی می خواهد. در فیلم پلیسی، ساختار بسیار مهم است. حرکت دوربین، جغرافیا، فضاسازی و … بسیار مهم است. اینها هم جز مشکلاتی ست که نمی گذارد فیلم پلیسی به سادگی دیگر ژانرها رشد یابد.

در ادامه علیرضا فتحی، رئیس انجمن بدلکاران خانه سینما درباره این حرفه گفت: بدلکاری یعنی کسی آموزش دوره های تخصصی ببیند و به جایی برسد که افراد عادی از پس آن برنیاید و این فرد بتواند رفتارهای خارق العاده را بدون کمترین آسیب اجرا کند.

فتحی بیان کرد: خود دست اندرکاران سینمای ما متاسفانه هنوز بدلکار را به معنای واقعی کلمه نمی شناسند. کارگردان برایش اهمیت ندارد که کار بدلکار تخصصی است و گاها از یک آبدارچی به عنوان بدلکار استفاده می کنند. یا مدیرتولید یک کار برای پرش از یک ارتفاع خودش این کار را کرده و موجب آسیب دیدگی او شده است. این نشان دهنده این است که جایگاه بدلکاری امروز در سینمای ایران مغفول است. البته خیلی از کارگردانان و تهیه کنندگان ما این حرفه را می شناسند. اساسا درواقع کارگردانی صحنه های اکشن و بدلکاری را باید به طراح این حوزه سپرد.

رئیس انجمن بدلکاران خانه سینما خاطرنشان کرد: مقدمه اصلی بدلکاری، رزمی کاری است. بدلکار باید رزم کار باشد. از طرفی  طراح بدلکاری خود نیز باید یک بدلکار باشد. متاسفانه همه چیز به این باز می گردد که در ایران به این حرفه به عنوان یک حرفه تخصصی توجه نمی شود و شاهد هستیم کمترین توجه به این افراد می شود. گاهی تیم بدلکاری از صبح آفیش می شود تا غروب یک صحنه را برداشت کنند و این باعث اتلاف انرژی و بی احترامی می شود.
فتحی خاطرنشان کرد: مشکل امنیت شغلی در همه اصناف هست در سینما نیز تهدید جدی آن به صنف بدلکاری ست. امروز بسیاری از دفاتر سینمایی برای کم کردن هزینه های تولید به جوانانی که ورزش های خیابانی بلدند و پشتک می زنند، بجای ما کار بدلکاری را می سپارند و نتیجه اش می شود خدای نکرده اتفاقات تلخی که پیش می آید. درصورتی که بدلکاری ترکیبی از ۲۰-۲۵ ورزش مختلف است و بعضا توانمندی هایی که ورزش خاصی محسوب نمی شود و بدلکار باید به مجموع این تکنیک ها توانمند شود.

ارشا اقدسی یکی از بدلکاران سینمای ایران وضعیت بدلکاری در سینما را چنین توصیف کرد: تیتراژ فیلم های خارجی را که ببینید پس از اسامی بازیگران، ابتدا اسامی بدلکاران نوشته می شود بعد مدیر فیلمبرداری می آید. اما در اینجا تیم بدلکاری در انتهای لیست اسامی می آید. در ایران بازیگران به مرور توانمندی های ساده را از دست داده اند و بیشتر به دنبال این هستند که ساده ترین صحنه ها را برایشان بدل بیاورند. دلیلش این است که کارگردان از بازیگر این مسئله را نمی خواهد حتی بدود! درصورتی که در دنیا بازیگر این توانمندی را دارد بسیاری از صحنه ها را با آمادگی جسمانی که دارد، هرچند شرکت بیمه این اجازه را به هنرپیشه ندهد.

اقدسی پیمان معادی، میلاد کی مرام، شهرام حقیقت دوست و امین حیایی از جمله معدود بازیگران ایرانی دانست که توانمندی و آمادگی جسمانی را دارند و گفت: پیمان معادی در سریال «ماه تی تی» فوق العاده ظاهر می شد! آروزی من این است یک روز در ایران بدلکاری آکادمیک شود و جز رشته های دانشگاهی قرار گیرد. تنها راه تشویق و رقابت این است که بدلکاری نیز وارد جشنواره شود و سیمرغ بگیرد. ما متاسفانه رفتیم و صحبت کردیم و نهایتا آقای علیرضا رضاداد به ما گفتند: بدلکاری اصلا هنر نیست! تقاضای اولیه ما این بود که برای تماشای ۸ فیلم خود در جشنواره کارت داشته باشیم که گفتند اگر دوست دارید فیلم ببینید بروید در سینما و فیلم تان را ببینید! اگر بدلکاری وارد جشنواره فیلم فجر شود و برای آن سیمرغ اختصاص دهند، قطعا پیشرفت می کند. همانطور که جلوه های ویژه میدانی و رایانه ای وارد شد و پیشرفت کرد.

وی در ادامه بیان کرد: من از شاگردان پیمان ابدی بودم. اما این فرصت را بیشتر نداشتم تا از او بیاموزم. اما به نظرم ایشان درگیر تعارفات سینمایی ایران شدند و جانشان را از دست دادند. اتفاق آن روز مجموعه ای از اتفاقات بد و وحشتناک بود که منجر به یک حادثه ناگوار شد. بدلکاری یا کاسکادور درواقع افرادی بودند که در سیرک کار می کردند و توانایی انجام برخی رفتارهای خاص را داشتند. رفته رفته برای اجرای برخی عملیات خاص در سینما به این افراد نیاز شد و به این درک رسیدند که متن هایی را بنویسند که توانایی این افراد ویژه برای اجرای آنها باشد. در حالی که در ایران هنوز نویسندگان ما عادت نکردند در هنگام نوشتن به خلق صحنه های خاص بر مبنای توانمندی این افراد فکر کنند.

اقدسی با انتقاد از وضعیت بدلکاری در ایران خاطرنشان کرد: متاسفانه در ایران این حرفه جدی گرفته نشده است و روز به روز در حال پسرفت هستیم. هنوز ژانر اکشن و جنایی در ایران وجود ندارد و علت بزرگ آن به غفلت از این مسئله باز می گردد. این بی اهمیتی به کیفیت فیلم عجیب است. اگر کیفیت فیلم برای ما مهم است باید به طراح لحظه های اکشن و کارگردانی آنها فکر کنیم. ما با طراحی بدلکاری بیش از ۱۰۰ فیلم سینمایی حتی به طور تجربی از آن کارگردانی که در تمام عمرش ۲۰ فیلم ساخته آن هم تعداد صحنه های اکشن آنها بسیار محدود بوده است، بهتر جای دوربین و نوع قاب را می توانیم طراحی کنیم.

وی در پایان تصریح کرد: امروز تیم های بدلکاری و توانمندی آنها در ایران در سطح خوبی از روز دنیاست اما تیم جلوه های ویژه میدانی و رایانه ای ما کجاست؟ یا تیم فیلمبرداری صحنه های اکشن و گَفِر ما کجاست؟ ما با تمام سختی ها و مشکلاتی که بدلکاری در ایران دارد در حال پیشبرد کار خود هستیم و با هر زحمتی که هست تجهیزات مورد نیاز را وارد می کنیم تا مطابق روز دنیا پیش برویم. راه پیشرفت بدلکاری در سینمای ایران، ایجاد رقابت است. باید راه را برای رقابت باز کرد.

نتیجه نظرسنجی برنامه هفت نیز به این صورت است:  کدامیک از آثار سینمایی را در ژانر پلیسی- جنایی بیشتر می پسندید؟
۱. یوزپلنگ ۱۳%
۲. نیش ۵۸%
۳. بندر مه آلود ۶%
۴. گناهکاران ۲۳%