ضیاء موحد فلسفه‌خوانده است، منطق می‌داند، شعر می‌گوید و با ادبیات کلاسیک ایران آشنایی بسیار دارد و با مترجمان و نویسندگان ادبیات معاصر ایران ازجمله بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و منوچهر بدیعی نیز حشر‌و‌نشر داشته است.

ضیاء موحد از پسِ سالیان دور ‌و‌ دراز شاعری‌اش اینک مجموعه‌ای از گزیده اشعارش را با عنوانِ «با به ازِ من» در نشر نیلوفر به چاپ سپرده است. او خود غربال به دست گرفته و منتظر نمانده تا کسی غربال به دست از عقب کاروان بیاید. اهالی ادبیات بیش از همه شاید ضیاء موحد شاعر را با کتاب شعرهای «غراب‌های سفید» و «و جهان آبستن زاده شد» می‌شناسند. شعرهایی که جهان و رنگِ تازه‌ای در شعر نو فارسی رقم زدند. خود موحد معتقد است: «بعضی‌ها «غراب‌های سفید» را از همه کارهایم بیشتر دوست دارند و بعضی‌ها هم «و جهان آبستن زاده شد» را. فکر می‌کنم در «و جهان آبستن زاده شد» آن ابهامی که در شعرهای قدیمی‌ترم بود، قدری کمتر و زبان یک‌کمی راحت‌تر شده ولی جای پای آن شعرها در همین کار هم هست». اما کتابِ اخیر، «با به ازِ من» از این منظر هم قابل‌تأمل خواهد بود که گزینش شاعر از کارنامه‌ شعری خودش به شمار می‌آید، شاعر صاحب سبک و ایده در شعر که شعرهایش بنابر وجهِ دیگری از شخصیت و کار او که با منطق و فلسفه پیوند دارد، رنگ فلسفی گرفته و از این منظر در شعر معاصر ما یگانه است.
موحد در گفت‌وگویی با شهر کتاب می‌گوید که این مجموعه هم شامل شعرهای گذشته او است و هم شعرهایی تازه‌سروده‌ دارد: «من شش مجموعه شعر داشتم و از من می‌‌خواستند که آنها را یک جا چاپ کنم. یک فرق دیگری هم که دارد این است که آن مجموعه‌ها ترتیب تاریخی نداشتند اما این مجموعه ترتیب تاریخی هم دارد. یعنی از ابتدایی که شعر نو گفتم تا الان». همین ترتیب و توالی تاریخی و نیز انتخاب و گزینش از میان اشعار است که کتاب «با به ازِ من» را از یک مجموعه شعر فراتر می‌برد و آن را به کتابی بدل می‌کند که امکان بازخوانی کارنامه شعری ضیاء موحد را فراهم می‌سازد. شعر فلسفه‌دانی که با رویکرد انتقادی به جهان و پیرامونش می‌نگرد در انتخاب و سرند شعرهایش هم سختگیری کرده است و از این‌رو می‌گوید در کتابش جز شعرهایی که دیگر به آنها دسترسی نداشته، شعرهایی هستند که اکنون دیگر آن را نمی‌پسندیده و به همین خاطر کنارشان گذاشته است. ضیاء موحد هم‌چنین از عنوان کتابش «با به ازِ من» می‌گوید که از شعری در همین مجموعه برگرفته شده و آن شعر این است: «با تو/ به تو/ و از تو/ با به ازِ من این است» که او بخش اولش را در کمال اختصار به شکل «با به ازِ من» درآورده است و می‌گوید گرچه این عنوان ممکن است تازه به نظر بیاید که هست، در شعر گذشتگان هم ردپای چنین شگردی را پیدا کرده‌ است و ازجمله آنها عطار است که در منطق‌الطیر چنین کاری کرده است.
ضیاء موحد فلسفه‌خوانده است، منطق می‌داند، شعر می‌گوید و با ادبیات کلاسیک ایران آشنایی بسیار دارد و با مترجمان و نویسندگان ادبیات معاصر ایران ازجمله بهرام صادقی، هوشنگ گلشیری، ابوالحسن نجفی و منوچهر بدیعی نیز حشر‌و‌نشر داشته است، این‌همه از او شاعری ساخته است با جهان‌بینی خاص و منحصربه‌فرد. موحد درباره آنچه از این آموخته‌ها بر کارش تأثیر گذاشته می‌گوید: «هر‌چه خوانده‌ام مجموعه‌ای است که مانند آبی از شنزار رد می‌شود و تمام ناخالصی‌های‌اش گرفته می‌شود و بعد از جایی بیرون می‌آید. این آب که املاح و گوارایی خاص خودش را دارد نتیجه گذر از صافی سال‌هاست: مطالعات مختلف، فیلم‌هایی که دیدم، فلسفه‌ای که خواندم و به‌خصوص شعرهایی که میراث قدیمی ما بوده است همه دست ‌به دست هم داده است و البته مطالعه شعرهای غربی هم مسلما تأثیرگذار بوده است. این شعرهایی که قبل از آشنا‌شدن به شکل امروز از شعر جدید سروده‌ام، هیچ ربطی به شعرهای غربی ندارد یعنی خیلی پیش از آنها این شگردها را کشف کردم و در شعرهایم آوردم». گرچه بسیاری ضیاء موحد را با مقالات و کار فلسفی او خاصه در مؤسسه حکمت و فلسفه می‌شناسند اما خودش می‌گوید: «شعر از اول با من بوده است. از دوران کودکی شعر با من بوده است. حتا اولین شعر نو که گفتم و با آن وارد شعر نو شدم و ظرفیت‌ها را کشف کردم مال زمان بسیار دوری است و در آن هیچ اثری از آثار شعر غرب نیست. آن‌جایی که گمان می‌کنند شعر من متأثر از شعر غرب است، این‌طوری نیست. بسیاری از این شعرها اصلا قابل ترجمه به زبان انگلیسی نیست‌ و من بسیار متأثر از زبان فارسی هستم». موحد به آسیب‌های امروزی پیرامون شعر هم اشاره می‌کند که تسلط فضای مجازی است و به قول موحد در فضای مجازی غوغایی است از شعر. که موجب فوران شعرهای مینی‌مالیستی شده است و البته سویه مثبت این اتفاق را هم می‌بیند: «از یک جهت خیلی خوب است چون شاعران متوجه شدند که درازنفسی و پرگویی نکنند و حشو و زواید را کم کنند و شعر را که چکیده زبان و روح شاعر است به همان شکل بگویند». با این‌همه او باور دارد که «تازه شعر شروع شده است. من فکر می‌کنم الان یک دوره تازه‌ای در شعر جهان آغاز شده است. بارها ناقوس مرگ شعر را منتقدان ادبی و فلاسفه به صدا درآوردند و بعد بلافاصله شاعرانی پیدا شدند که اشتباه بودن پیش‌بینی‌های‌شان را ثابت کردند».
قریب به پنج دهه از شعرگفتنِ ضیاء موحد گذشته است، به روایتِ خودش او نخستین شعرهایش را در سال ۴۱-۴۲ زمانی که دانشجو بود سروده است. پیش از اینکه به شعر نو روی بیاورد شاعر شعر قدیم بوده است، و آن‌طور که خودش می‌گوید او را به شعر قدیم می‌شناختند و حتا در کتاب تاریخ شعرای معاصر اصفهان هم عکسی از او هست و شعری هم از او در آن‌جا چاپ شده است. اما شعر نو همیشه برایش جذابیت داشت یا به قول خودش «شعر نو برای من مسئله شده بود». تا اینکه مجموعه‌ مقالات‌ «نوعی وزن در شعر امروز فارسی» اخوان را می‌خواند و به حقانیت شعر نو امیدوار می‌شود. «بعدها تعدادی شعر نو سرودم که نپسندیدم و به دلم نچسبید. تا این‌که یک شب این شعر یک‌باره در ذهنم شروع شد و معلوم شد که ذهنم مشغول این کار بوده است و تا صبح نخوابیدم تا شعر را تمام کردم». از ضیاء موحد پیش از این مجموعه شعرهای «آوازهای آبی» منتشر شده بود که شامل منتخبی از شعرهای این شاعر از نخستین دفتر شعر منتشرشده او «بر آب‌های مرده مروارید»، تا مجموعه «و جهان آبستن زاده شد» است. «آوازهای آبی دو زبانه چاپ شده و همراه با متن فارسی شعرهای موحد در این کتاب، ترجمه انگلیسی سعید سعیدپور از این شعرها هم آمده است.
همچنین اخیرا کتاب دیگری از موحد در نشر هرمس بازنشر شده است که شامل مجموعه مقاله‌های فلسفی-منطقی او است و «از ارسطو تا گودل» نام دارد. کتاب چهار بخش دارد: «فلسفه منطق و زبان»، بخش اول کتاب است که بیشتر جنبه توضیحی و تعلیمی دارد، بخش دوم کتاب اما با عنوان «نقد منطق سنتی» به قول ضیاء موحد بخش خودمانی‌تر کتاب است و به این اعتبار مهم‌ترین بخش کتاب هم همین بخش است. فلسفه قرن بیستم و فلسفه ریاضی نیز از دیگر بخش‌های کتاب‌اند. این مجموعه مقاله‌ها برگزیده‌ای است از نوشته‌های فلسفی-منطقی ضیاء موحد که هر‌کدام در زمانی و به هدف برآوردن نیازی یا پاسخی به پرسش‌های خاصی نوشته شده و در نشریات گوناگون چاپ شده است. به این ترتیب، از ضیاء موحد بعد از چندین دهه نوشتن شعر و مقالات فلسفی گزیده‌هایی در دست است که امکان مرور کارنامه کاری او را از شعر تا فلسفه و منطق فراهم می‌سازد.

 

منبع شرق