شمس لنگرودی: براهنی هذیان می گوید
شمس لنگرودی: براهنی هذیان می گوید

پیژامه
محمد شمس لنگرودی از شاعران و پژوهشگران مشهور کشورمان بتازگی در گفت و گویی درباره شعر امروز ایران و برخی شاعران معاصر اظهارات جالب و خواندنی بیان کرده است.


محمد شمس لنگرودی از شاعران و پژوهشگران مشهور کشورمان بتازگی در گفت و گویی درباره شعر امروز ایران و برخی شاعران معاصر اظهارات جالب و خواندنی بیان کرده است.

به گزارش جام جم آنلاین، شمس لنگرودی در این گفت و گو ابتدا سعی می کند به تبیین برخی مولفه های شعری بپردازد و در ادامه درباره نوعی پیچیده گویی و دشوار سرایی در شعر برخی شاعران معاصر به ایسنا می گوید: شعرهای آقای رویایی و براهنی شعر نیست؛ هذیان است. آخر این‌ها چه چیزی می‌خواهند بگویند که بنده و خیلی‌های دیگر نمی‌فهمیم و فقط خودشان با شاگردانشان می‌فهمند. تازه شاگردانشان هم نمی‌فهمند؛ فقط ادایش را درمی‌آورند! چطور من شعر بودلر را می‌فهمم، پل والری را می‌فهمم، بعد شعر این آقایان را نمی‌فهمم! مسئله‌ من زدودن همه‌ی این چیزها بود که خوشبختانه تا حدود زیادی این اتفاق افتاد. بعضی‌ها به من می‌گویند آیا شما باعث نشدید که شعر به ساده‌نویسی بیفتد؟! آخر به من چه ربطی دارد؟! هرکس هرکاری می‌کند تبعاتی را به دنبال دارد. در مسیر رود، خار هم می‌روید. مگر شعر پیچیده (در ساختار و زبان) باعث به وجود آمدن هذیان نشد؟!

شمس همچنین در پاسخ به پرسش مصاحبه گر درباره شعر علی باباچاهی و بیژن الهی هم می گوید: شعر آن‌ها همین‌طور است. احمدرضا احمدی یک‌بار حرف خیلی قشنگی زد. گفت «بسیاری از این مدعیان پست‌مدرن بنداندازی فلانی بودند، تابلویشان را عوض کردند گذاشتند الیزابت!» حرف احمدرضا احمدی دقیقا درست است. یعنی زیرساخت برخی از آن‌ها پیشامدرن است اما در پوسته، از پست‌مدرن دم می‌زنند. در حالی که لازمه‌اش این نیست که پوسته‌ات را نو کنی بلکه باید از درون نو شوی. یک‌جا گیر نمی‌آورید که فروغ فرخزاد گفته باشد من مدرن هستم اما تفکرش تفکری مدرن بود. آقای باباچاهی مثل آدمی است که کراوات بزند و با کت و پیژامه به خیابان بیاید! یعنی عناصرش با هم هم‌خوانی ندارد. ذهنیتش با فرمی که ارائه می‌دهد، هم‌خوانی ندارد. با رمز و اسطرلاب شاید بفهمیم منظور چیست! هرطور دوست دارند بگویند؛ به من ربطی ندارد. اما این‌که مرا متهم کنند که شعرت چون ساده است، ساده‌لوحانه است، از کج‌فهمی خودشان است. عده‌ای آب را گل‌آلود می‌کنند که بگویند آب عمیق است. من با این روند مخالف‌ام.

این شاعر کشورمان در گفت‌وگو با جام جم آنلاین درباره سهراب سپهری هم می گوید: شعر و هنر نهایتاً باید خلاقیت داشته باشد. عنصری که هنر را از غیر هنر جدا می‌کند، خلاقیت است. خلاقیت هم به معنای ایجاد ایجاز، ایهام و… برای اولین‌بار توسط آن شاعر است؛ یا اگر هم برای اولین‌بار ایجاد نمی‌کند، دخل و تصرف‌هایی در آن داشته باشد که بدیع باشد. من به این دلیل می‌گویم سهراب سپهری شاعر بزرگی است چون تمام آن‌چه می‌گوید برای اولین‌بار است که مخاطب می‌شنود. چه شعر سهراب را دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، شعر سهراب اولین‌بار است که چنین شیوه‌ی سرایشی را ارائه می‌دهد و خلاقیت دارد. و این خلاقیت هم در جهت بیان اندیشه‌های عمیق است؛ چه آن اندیشه‌ها را دوست داشته باشیم چه نه. اصل خلاقیت است. هرچه خلاقیت کم‌تر می‌شود، متن به دلنوشته و اثر رمانتیک نزدیک‌تر می‌شود.