سال ۲۰۱۷ شبیه «۱۹۸۴» نیست / شرایط حاضر پیچیده‌تر از تفکرات «جورج اورول» است
سال ۲۰۱۷ شبیه «۱۹۸۴» نیست / شرایط حاضر پیچیده‌تر از تفکرات «جورج اورول» است

یک هفته پس از شروع به کار «دونالد ترامپ» کتاب «۱۹۸۴» نوشته «جورج اورول» در سایت «آمازون» پرفروش شد. قلب معلمین ادبیات از این موضوع شاد شد که مردم برای فرار از اتفاقات موجود به یک اثر داستانی پناه می‌برند اما باید دید آیا قضاوت مردم از شرایط جدید و مقایسه آن با اتفاقات کتاب «اورول» صحیح است یا خیر! این مطلب در پی آن است شباهت و تفات زمانه حاضر را با «۱۹۸۴» نوشته «جورج اورول» کشف کند.

یک هفته پس از شروع به کار «دونالد ترامپ» کتاب «۱۹۸۴» نوشته «جورج اورول» در سایت «آمازون» پرفروش شد. قلب معلمین ادبیات از این موضوع شاد شد که مردم برای فرار از اتفاقات موجود به یک اثر داستانی پناه می‌برند اما باید دید آیا قضاوت مردم از شرایط جدید و مقایسه آن با اتفاقات کتاب «اورول» صحیح است یا خیر! این مطلب در پی آن است شباهت و تفات زمانه حاضر را با «۱۹۸۴» نوشته «جورج اورول» کشف کند.

به گزارش هفت هنر به نقل از ایندیپندنت- مکان داستان «اورول» از تفکر او درباره جنگ سرد نشأت می‌گیرد. او در واقع وقوع «جنگ سرد» را پیش‌بینی کرده بود و عبارت «جنگ سرد» را نیز خود وی خلق کرد. او این کتاب را کمی پس از اینکه «روزولت»، «چرچیل»، و «استالین» در تهران با هم ملاقات کردند به نگارش درآورد. «۱۹۸۴» درباره ابعاد مختلف شوروی تحت سلطه «استالین»، شرق آلمان و چین تحت حکومت «مائو» است.

خود «اورول» یک سوسیالیست بود و این کتاب در واقع انعکاس نگرانی وی از این موضوع است که سوسیالیسم دموکراتیک تحت سلطه دیکتاتوری «استالین» قرار گیرد. مشاهدات او بسیار دقیق بود و استالینی‌ها نیز تلاش کردند او را به قتل برسانند.

در سال ۱۹۳۶ یک کودتای نظامی اکثریت سوسیالیست جامعه اسپانیا را که به صورت دموکراتیک انتخاب شده‌ بودند تهدید کرد. «اورول» و سوسیالیست‌های متعهد از سراسر دنیا از جمله «ارنست همینگوی» برای جنگ با شورشی‌های راستی داوطلب شدند. در این میان «هیتلر» نیروهای هوایی خود را به راستی‌ها قرض داد اما «استالین» از مقاومت جمهوری‌خواهان چپی حمایت کرد. وقتی «اورول» و دیگر داوطلبان استالینی‌ها را به مبارزه طلبیدند آنان تصمیم به از بین بردن این مخالفت‌ها گرفتند. «اورول» و همسرش در سال ۱۹۳۷ مجبور شدند از «اسپانیا» بگریزند.

وقتی در زمان جنگ جهانی دوم به «لندن» برگشت احساس کرد لیبرال دموکراسی توانایی مقابله با آقابالاسر دنیا را دارد. وی شروع به کار در بی‌بی‌سی کرد و تلاش نمود در این جبهه با شوروی مقابله کند. دو سال بعد به دلیل اینکه احساس کرد کارش تبدیل به تبلیغات و بیان دروغ شده است آن را ترک کرد و از خود بسیار ناراحت بود.

امپریالیسم او را منزجر کرده بود. وی در دهه ۲۰ میلادی به عنوان نیروی پلیس در «برمه» خدمت کرده بود. همان جا بود که وجود قدرتی که برای همه تصمیم می‌گیرد و به آنان حق استفاده از حقوق شهروندی‌شان را نمی‌دهد پیش‌بینی کرد.

آن دسته از افرادی که نزول استانداردهای مذاکره را در آمریکا بررسی می‌کنند کسانی را مرود سرزنش قرار می‌دهند که از دهه ۷۰ میلادی سبب کاهش اعتماد به کنگره و اعضای آن و از بین بردن اعتبار تخصص شدند. وقتی تخصص در یک زمینه‌ای بی‌اعتبار شود باید به دنبال فاکتورهای دیگری در قدرت بود.

«اورول» حتی فکرش را نمی‌کرد اینترنت و نقش مهم آن موجب ایجاد چه فاکتورهایی عجیبی خواهد شد و حتی تصور نمی‌کرد مردم با تلفن‌های هوشمند خود همه جا حضور داشته باشند. حالا دیگر در این زمانه آقابالاسری! وجود ندارد و همه مردم با داشتن دوربینی در دست توان ایفای چنین نقشی را دارند.

در دنیای «جورج اورول» هیچ آزادی بیانی برای مردم وجود ندارد و فقط مقامات رسمی هستند که حق بیان نظرات خود را دارند. در سال ۲۰۱۷ که در آن مردم رئیس‌جمهور خود را انتخاب کردند دیگر به مقامات رسمی نمی‌توان اعتماد کرد و مردم به هر نظری که از مقامات خود می‌شنوند شک دارند. برای شخصیت کتاب «۱۹۸۴» آزادی «آن است که معتقد باشد نتیجه دو به علاوه دو چهار است.» اما در حال حاضر برای این اقلیت در قدرت آزادی «آن است که معتقد باشد نتیجه دو به علاوه دو پنج است!»

«اورول» باور به تغییر زمانه خود داشت و برای آن جنگید. تمام تلاش او بیان حقیقت بود و هر جا احساس می‌کرد به مردم دروغ تحویل داده است منزجر و سرخورده می‌شد. اگر «اورول» در عصر حاضر می‌زیست از این حجم عظیم دروغ و تهدید و ارعاب شگفت‌زده نمی‌شد؟!