زندگیِ مجازی برای خود ساخته ایم پس گلایه نکنیم
زندگیِ مجازی برای خود ساخته ایم پس گلایه نکنیم

فرو ریختن ساختمان پلاسکو باعث غم و اندوه فراوان شده است و همه شهروندان ایرانی و همچنین سیاستمداران و مردم جهان نسبت به آن واکنش نشان داده و ابراز همدردی کرده اند. اما در این شرایط شاهد حواشی ای هستیم که خوش آیند نیست. حضور تعداد زیادی از شهروندان در محل حادثه و همچنین گرفتن فیلم ها و عکس های سلفی موج بزرگی از انتقادات را در پی داشته است. اما چرا مردم تمایل به فیلم برداری و گرفتن عکس سلفی حتی در مواجهه با غم انگیزترین موقعیت ها دارند؟ چرا در شرایط بحران دغدغه نیروهای امدادی باز کردن راه ها از مردم موبایل به دست برای کمک رسانی به حادثه دیدگان شده است؟

فرو ریختن ساختمان پلاسکو باعث غم و اندوه فراوان شده است و همه شهروندان ایرانی و همچنین سیاستمداران و مردم جهان نسبت به آن واکنش نشان داده و ابراز همدردی کرده اند. اما در این شرایط شاهد حواشی ای هستیم که خوش آیند نیست. حضور تعداد زیادی از شهروندان در محل حادثه و همچنین گرفتن فیلم ها و عکس های سلفی موج بزرگی از انتقادات را در پی داشته است. اما چرا مردم تمایل به فیلم برداری و گرفتن عکس سلفی حتی در مواجهه با غم انگیزترین موقعیت ها دارند؟ چرا در شرایط بحران دغدغه نیروهای امدادی باز کردن راه ها از مردم موبایل به دست برای کمک رسانی به حادثه دیدگان شده است؟
کافی است نگاهی به زندگی روزمره خود بیاندازیم. دلیل همین جا است. در دنیای کنونی میل به کسب اطلاعات از هر دوره ای بیشتر شده است. ما هر روزه از خواب که برمی خیزیم تلفن همراه، سایت ها و فضای مجازی را چک می کنیم تا متوجه شویم که چه خبر است. شاید محتوای خبر اهمیت چندانی نداشته باشد ولی گوناگونی و تلون اخبار بسیار برای ما با اهمیت شده است. همین میل ما به کسب اخبار ریز و درشت و البته سرگرم کننده باعث شده تا هر فرد در درون خود این وظیفه را حس کند که من نیز باید در کانون این اخبار باشم؛ من نیز می باید منبعی از این گستره خبر سازی قرار بگیرم تا به این صورت میزان تاثیرگذاری خود را به اثبات برسانم. میل به نشان دادن کلیپ های گرفته شده از وقایع و همچنین لذت تایید شدن از سوی دیگران آنچنان برایمان خوش آیند است که خودِ اتفاق اهمیت اش را برایمان از دست می دهد. این کششی که فضای مجازی برای کاربران ایجاد کرده هر نوع حد و مرزی را درنوردیده است تا جایی که در برنامه هایی همچون اینستاگرام جایی برای اشتراک گذاشتن ثانیه به ثانیه زندگیمان تبدیل شده است. همین اشتراک گذاری و متعاقب آن لایک ها و دنبال کردن ها این ایده را در ذهن ها نهادینه می سازد که اهمیت کوچک ترین عملی که از من سر می زند تنها در تایید دیگران نهفته است و اعتماد به نفس ها برای ادامه زندگی در تایید های مجازی و بدون دقت قرار گرفته است. پس ما همگی دست به دست هم داده ایم تا در دنیایی مجازی زندگی کنیم. اگر امروزه شاهد انتقادات هستیم که چرا اینگونه شده است پاسخ اولیه همنجاست و نیاز به واکاوی های ساختاری، روانشناسی و جامعه شناسانه ندارد. ما انتظار اخبار و وقایع متنوع را می کشیم و باید انتظار خبرسازان را هم داشته باشیم. در همین اتفاق ناگوار فرو ریختن ساختمان پلاسکو میل دیدن زوایای مختلف فرو ریختن ساختمان و یا میل دیدن مصدومان و از دست رفته گان، افراد متعددی را می طلبید که این کار را انجام دهند. این افراد این کار را انجام می دهند چون منتظرانی چون ما لحظه شماری می کنند تا اخبار و حواشی را ببیند. خوب است به عملکرد خود در این چند روز دقت کنیم و ببینیم که چه میزان از عکس ها و فیلم هایی که از این واقعه گرفته شده است را دست به دست کرده ایم و چه مقدار اخبار راست و دروغ را به اشتراک گذاشته ایم. البته این به معنی عدم توجه به اتفاقات پیرامونی نیست اما خود بهتر می دانیم که چارچوب های اخلاقی را در شرایط این چنینی دستکاری کرده ایم.
پس اگر گلایه ای هست از خود و وضعیتی که به وجود آورده ایم باشد چون این ما هستیم که در چرخش موتور محرک این چرخه معیوب شریک هستیم. وقتی در دنیای مجازی غرق شده ایم تبعات اینچنینی را نیز باید بپذیریم.

نویسنده: علی یاور پناه نژاد