روایت یک کشتار دسته‌جمعی در حکومت «مائو»
روایت یک کشتار دسته‌جمعی در حکومت «مائو»

در سال ۱۹۶۷ دو ماه خشونت و ظلم در منطقه‌ای روستایی در «چین» ساکنین آن را شگفت‌زده کرد. ۴۰۰۰ نفر در این درگیری‌ها قتل‌عام شدند. حالا و پس از گذشت پنجاه سال از این اتفاق کتابی به همت «تن هِچنگ» داستان این اتفاق را در قالب یک کتاب روایت کرده است.

در سال ۱۹۶۷ دو ماه خشونت و ظلم در منطقه‌ای روستایی در «چین» ساکنین آن را شگفت‌زده کرد. ۴۰۰۰ نفر در این درگیری‌ها قتل‌عام شدند. حالا و پس از گذشت پنجاه سال از این اتفاق کتابی به همت «تن هِچنگ» داستان این اتفاق را در قالب یک کتاب روایت کرده است.

به گزارش هفت هنر به نقل از ایندیپندنت – «هِچنگ» پسری دبیرستانی بود که با یکی از اقوام خود برای دیدار بعضی از دوستانش به منطقه «دائو کانتی» رفته بود. وی برای پیاده‌روی به روستای «دائوجیانگ» رفت. اواخر سال ۱۹۶۷ و یک سال پس از انقلاب فرهنگی «مائو» بود که تلاش می‌کرد حکومت کمونیستی را در سراسر «چین» حکم‌فرما کند و هرگونه جنبش کاپیتالیستی، سنتی، و سرمایه‌داری را ریشه‌کن نماید.

«هِچنگ» در آن زمان ۲۰ ساله  و دانش‌آموز بود و به تأثیرات انقلاب فرهنگی واقف بود. اما همچنان اتفاقات حاضر در این روستا او را شگفت‌زده کرد. در روزهای اول انقلاب فرهنگی مردم از اقداماتی که برای پاکسازی کشور از کاپیتالیسم صورت می‌گرفت اطلاع نداشتند. اموال بسیاری از مردم غصب شد، بسیاری شکنجه و بعضی دیگر زندانی شدند. افرادی چون «هِچنگ» و دوستانش نیز به مناطق روستایی فرستاده شدند تا بار دیگر مراحل تحصیلی خود را سپری کنند. این ها تنها بخشی از عجایب انقلاب فرهنگی است.

اتفاق ترسناک این بود که در ۶۶ روز متوالی در سال ۱۹۶۷ قتل‌های سازماندهی‌شده در این منطقه صورت گرفت و حدود چهار هزار نفر کشته شدند. این اتفاق گسترش یافت و کمی بعدتر نه هزار نفر از جمله زنان، مردان، و کودکان که دشمن دولت «مائو» نامیده شدند به قتل رسیدند.

اگر «هچنگ»، خبرنگار نبود همه این اتفاقات به دست فراموشی سپرده می‌شد. وی در سال ۱۹۸۶ تصمیم گرفت احساسات منفی را که ۲۰ سال پیش در آن روستا درک کرده بود به روی کاغذ بیاورد. وی در آن برهه دسترسی به مدارک طبقه‌بندی‌شده درباره این قتل‌عام داشت.

اگرچه سال‌ها از حکومت «مائو» می‌گذرد اما هنوز هم در کشور «چین» مراقبت و حراست ویژه‌ای برای افرادی وجود دارد که ممکن است برای دولت خطرناک باشند. در نتیجه «هِچنگ» باید دقت می‌کرد که خود وی نیز در این دام گیر نیفتد.

«یانگ جیشنگ»، خبرنگار چینی که تحقیق جامعی درباره قحطی سال‌های ۱۹۵۹-۱۹۶۱ انجام داده است در این باره می‌گوید: «من خوب می‌دانم که تحمل فشار سیاسی در کشور چین بسیار سخت است. انجام تحقیقی درباره آن موضوع مشکلات زیادی به همراه دارد. کار «هِچنگ» بسیار قابل‌ستایش است. بیشتر اطلاعاتی که در این باره در کشور «چین» بر سر زبان‌ها افتاده است در نتیجه تلاش‌هایی است که «هِچنگ» انجام داده است.»

البته «هِچنگ» اجازه انتشار نتایج این تحقیقات را نداشت و در هنگام انجام تحقیقات از ورود وی به آن منطقه جلوگیری کردند. اما وی در سال ۲۰۱۰ توانست اثر خود را در «هنگ کنگ» که دیگر تحت کنترل «چین» نبود به زبان چینی نیز منتشر کند و نام آن را «باد کشنده» نهاد.

اما چه اتفاقی در آن ۶۶ روز افتاد؟ ذکر همین نکته کافی است که رودخانه «ژیائو» پر از اجساد مردگان شده بود و آب رودخانه کاملاً قرمز شده و تعداد کشته‌شدگان به صد عدد در ساعت ‌رسیده بود. وی گزارش کرد فقط پاکسازی آن محل از اجساد شش ماه به طول می‌انجامید.

هیچ‌کس نمی‌داند روایت این اتفاق دشمنی‌های پیشین را کاسته یا افزایش داده است. جواب هر چه که باشد باید بدانیم اگر شجاعت «هِچنگ» در ۳۰ سال پیش نبود این حقایق هیچ‌گاه برملا نمی‌شد و دستگاه‌های مسئول سانسور همچنان بر این اتفاق ناگوار سرپوش می‌گذاشتند و ماجرای کشتارجمعی «دائو»یی‌ها نیز مانند هزاران قربانی دیگری که کشته و در گورهای دسته‌جمعی دفن شده‌اند برای همیشه ناشناخته باقی می‌ماند.