با درگذشت مصطفی کمال‌پورتراب، علی رهبری موسیقیدان و رهبر ارکستر متن آخرین نامه‌نگاری با استادش را منتشر کرد.

با درگذشت مصطفی کمال‌پورتراب، علی رهبری موسیقیدان و رهبر ارکستر متن آخرین نامه‌نگاری با استادش را منتشر کرد.

به گزارش هفت هنر، علی رهبری موسیقیدان و رهبر ارکستر با بیان این که تنها حامی و شاهد واقعی ارکستر سمفونیک ما در ایران فوت شد،‌ عنوان کرد: «اخرین پیشنهاد ایشان بمن ۳ ماه قبل از اتمام قراردادم و ترک ایران بود نامه‌ای که در ادامه می‌خوانید متنی است که بین من و اقای پورتراب در دی ماه رد وبدل شده است.»

نامه‌علی رهبری

«آقای پورتراب عزیزم
با سلام

نمیدانم از کجا شروع کنم. شما تنها شخصیتی هستید که حرفش را میزند. بقیه بخاطر منافع شخصیشان خودشان را همرنگ جماعت کرده اند و این همرنگی بکار های بی منطق و دروغ هم شکل منطقی و درست و رسمی داده است
از جمله این کار ها تعریف ارکستر ملی میباشد این ارکستر که همان ارکستر صبای سابق بوده که خود من هم   در ان نوازندگی و رهبری  کرده ام    هیچ وقت در هیچ شرایطی فرقی با ارکستر سمفونیک نداشته است و مانند امروز بهترین نوازندگانش ضعیف ترین نوازندگان  در ارکستر سمفونیک بوده اند.

هم اکنون هم اگر دقت بفرمایید اقای رحیمیان کنسرت مایستر….اقای عالمی لیدر ویولون دوم….ظهیرالدینی لیدر التو…..قربانی لیدر ویونسل ها…. بیات لیدر کنترباس ها….نوازنده فلوت….نوازنده ابوا….. کلارینت….. فاگوت…. و دستیارانشان و تعداد زیادی دیگری از نوازنده ها    همه از ارکستر سمفونیک امده اند و اصلا موسیقی ایرانی تحصیل و کار نکرده اند.

با وجود این بعضی ها از بیسوادی مسولین و رسانه ها سو استفاده کرده و مانند شارلاتانها این ارکستر را با اسم ملی طوری جلوه داده اند که مسولین واقعا فکر میکنند این ارکستر فرق دارد و سر انها را کلاه گذاشته اند. نمیدانند که فرقش فقط در این بوده که رهبران نوازنده ها و قطعات فقط به فقط ضعیف تر بوده اند.  در صورتی که همین ارکستر سمفونیک قطعاتی را که ارکستر به اصطلاح ملی روز ها تمرین میکند در یک جلسه  با کیفیتی بسیار بالاتر باتمام میرساند.
وجود این ارکستر  در شرایط فعلی برای ما و مملکت مشکلات بزرگی ایجاد کرده است از جمله:

۱-هفته ای ۲ جلسه تمرین  در ارکستر ملی (رپرتوار  بسیار اسانتر و نداشتن ماه ها کنسرت ) در مقابل ۵ یا ۶ تمرین در هفته  در ارکستر سمفونیک ( رپرتوارسخت تر و ۴ کنسرت در ماه) باعث شده است که تعداد زیادی از نوازندگان ارکستر سمفونیک کارشان را ترک کرده  و با حمایت خود وزارت ارشاد  و بنیاد رودکی نوازندگی در ارکستر ملی را ترجیح بدهند.
۲-نداشتن سالن باعث شده سالن تمرین  ارکستر سمفونیک را دو روز در هفته از انها گرفته و در اختیار ارکستر ملی بگذارند
۳-نداشتن دفتر خدمات و مدیر ارکستر اینها را هم از ارکستر سمفونیک گرفته و در اختیار  ارکستر ملی گذاشته اند
بنده شخصا با ۵ تا ۱۰ ارکستر هم برای تهران  مخالفتی ندارم ولی نه باین شکل که این روزها تنها ارکستر حرفه ای ایران بخاطر مشلات مالی در حال از هم پاشیدن میباشد.

ارکسترها نباید برای افراد درست شوند ولی ارکستر ملی فقط به فقط برای اقای فحرالدینی درست شده است
اقای فخرالدینی به هر دلیل از نظر سیاسی کاری کرده اند که اقایان مرادخانی و جمالی از ایشان میترسند و همین ترس هم باعث تشکیل این ارکستر نیمه وقت  شده است. نمیدانم از دست شما چه برمیاید. فقط بودن شما باعث شده است که در این محیط فاسد احساس تنهایی نمیکنم.
قربانتان
علی رهبری
وین»

نامه مرحوم کمال‌پورتراب

«استاد رهبری بسیار عزیزم

من از این بابت بسیار ناراحت شدم و تعجب می کنم با این شهرت و محبوبیتی که شما در دنیای پیشرفته داری، چطور تا کنون با این افراد ناآگاه و هنرنشناس بسر برده ای؟!

اگر من بجای شما بودم، آنها را تحمل نمی کردم،چون آنها هنوز لیاقت شناخت هنر واقعی و ریزه کاریهای با ارزش آن را ندارند.

والسلام»