پس از جنگ جهانی دوم توجه دوباره ای به فلسفه سیاسی در غرب به وجود آمد.

نوزیک با بازگشتی آگاهانه به اصول مورد توجه جان لاک به مثابه پدر لیبرالیسم سیاسی، تاکید دوباره ای بر ایده حقوق طبیعی می گذارد و غیرقابل نقض بودن حق مالکیت را یادآور می شود و با تفسیری فردگرایانه از نظام فکری لاک وظایف دولت حداقلی را تبیین می کند. او با تاسی به ایمانوئل کانت دفاعی اخلاقی و ارزشی و نه سودانگارانه و فایده طلبانه از دولت حداقلی و بازار آزاد می کند و با تشبث به جان لاک نظام فلسفه سیاسی آزادی خواهانه خویش را از مسیر تبیین دوباره ای از حقوق طبیعی انسانی معماری می کند.

اگر چه نوزیک نظریه پرداز وضع طبیعی است، اما نظریه پرداز قرارداد اجتماعی نیست.

مایکل.ایچ. لسناف

پس از جنگ جهانی دوم توجه دوباره ای به فلسفه سیاسی در غرب به وجود آمد. فلسفه ای که به راست و چپ نیز تقسیم شد و آزادی و عدالت را در کانون مباحث وارد کرد. «در قرن بیستم بیشتر لیبرال های راست گرا مانند فردریش هایک و رابرت نوزیک و میلتون فریدمن برابری را مخل آزادی و با آن جمع ناپذیر می دانند و سخن گفتن از عدالت اجتماعی را در جامعه مرکب از افراد آزاد موجب پیدایش قدرتی برتر و سلب آزادی انسان ها می شمارند.»۱ در این میان رابرت نوزیک جایگاه مبهمی دارد. برخی او را به عنوان فیلسوف سیاسی به حساب نمی آورند و برخی دیگر اثر او را انقلابی در فلسفه سیاسی محسوب می کنند. کتابی که به سرعت جایگاه خود را به عنوان اثری کلاسیک در سنت فکری آزادیخواهی پیدا کرد. «اثر نوزیک در احیای سنت لیبرالی کلاسیک مربوط به بینش آرمانشهری، که تقریبا همه لیبرال ها (به جز هایک) آن را به عنوان امری نامطلوب برای کثرت گرایی مورد درخواست آرمان لیبرالی ترک کرده بودند، از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. نوزیک به جای رد کردن آرمانشهرگرایی، پیشنهاد کرد که نهادهای دولت حداقل به صورت عناصر تشکیل دهنده چارچوبی برای نوعی فوق آرمانشهر تلقی شوند.»۲ هر چند نوزیک آثار دیگری در زمان تصدی کرسی استادی فلسفه دانشگاه هاروارد نوشت، اما هیچ یک شهرت «آنارشی، دولت و یوتوپیا» را پیدا نکرد و مورد بحث و کنکاش واقع نشد.

فلسفه سیاسی

هنوز که هنوز است رساله «آنارشی، دولت و یوتوپیا» رابرت نوزیک که چهل سال پیش منتشر شده، یکی از مهجورترین و البته پرسش برانگیزترین رساله هایی است که امروزه به مثابه قوی ترین دفاع از دولت حداقلی در سنت فکری لیبرالیسم معاصر مطرح است. اگر چه نام او در دهه های پایانی قرن بیستم زیر سایه بلند نام هایی نظیر چارلز تیلور، الساندر مک اینتایر و جان الزر قرار گرفته است، اما نمی توان از کنار رساله منحصر به فرد او در فلسفه سیاسی به سادگی عبور کرد. رابرت نوزیک استاد سابق فلسفه دانشگاه هاروارد که «آنارشی، دولت و یوتوپیا» تنها رساله او در فلسفه سیاسی است و البته تا آخر عمر نه چندان درازش نیز از اطلاق عنوان فیلسوف سیاسی به خودش ناخرسند بود، در دوران دانشجویی گرایشات چپ گرایانه داشت تا اینکه با خواندن کتاب «فردگرایی و نظم اقتصادی» فردریش فون هایک از اعتقادات سوسیالیستی اش دست کشید. خودش در این مورد می نویسد: «هایک در فردگرایی و نظم اقتصادی و میزس در کتاب پردامنه و اندیشه برانگیز سوسیالیسم به من نشان دادند که تا آن هنگام به جزئیات عملکرد سوسیالیسم درست و به طور جامع فکر نکرده بودم. به ویژه یکی از استدلال های آنان درباره عدم امکان محاسبه عقلانی اقتصادی در نظام های سوسیالیستی به کلی مرا مبهوت کرد… این استدلال چیزی بود که حتی در یک میلیون سال هم به فکر من نمی رسید.»۳ پس از آن رویکرد آزادی خواهانه در آراء و آثار نوزیک روز به روز بیشتر شد. تا جایی که رساله «آنارشی، دولت و یوتوپیا» را در پاسخ به جان رالز که به دنبال تبیین نوعی فلسفه سیاسی عدالت طلبانه بود به نگارش در آورد و از آن پس به عنوان نظریه پرداز دولت حداقلی و هوادار بازار آزاد بدون محدودیت شناخته شد. شناسایی که تا به امروز نیز به همان کیفیت تداوم دارد. چه اینکه «به نظر او در لیبرالیسم جایی برای دولت به مفهوم رایج باقی نمی ماند و صرف وجود دولت موجب نقض حقوق فردی می شود. تنها دولت حداقل، یعنی دولت محدود به وظایف بسیار معین و مشخصی چون حمایت از فرد در برابر زور و خشونت و تضمین رعایت قراردادها موجه است. دولت بزرگتر از این، مخل آزادی ها و حقوق فرد است.»۴ بدین رابرت نوزیک به قصد حفاظت از جوهر لیبرالیسم، به اندیشه حقوق طبیعی بازمی گردد و با هدف حمایت بی چون چرا از دولت حداقلی، به جنگ با لویاتان به مثابه تمثیل نظریه پردازی دولت در تاریخ اندیشه سیاسی غرب می رود. او جایگاه نهاد دولت را از جایگاه مصدر اقتدارگرایی حاکم بر شئونات جامعه، به جایگاهی برای مواظبت از آزادی های فردی فرو می کاهد.

جوهر لیبرالیسم

نوزیک با مطرح کردن حقوق مطلق و غیرقابل تفویض فرد به مثابه جوهر لیبرالیسم، یکی از سخت ترین مواضع را در برابر نهاد دولت و مفهوم عدالت اتخاذ می کند. موضعی که در تاریخ فلسفه سیاسی قرن بیستم بی سابقه است. رابرت نوزیک تنها مشروعیتی که برای نهاد دولت قائل است، پاسداری از امنیت دارائی های شهروندان و حراست از ضمانت اجرای قراردادهای اجتماعی و اقتصادی است. چه اینکه هر میزان که نقش و اختیار بیشتری برای دولت در نظر گرفته شود، برابر با از دست رفتن سنخ هایی از آزادی خودبنیاد فردی است. نوزیک از آن رو که معتقد است امکان برآورده ساختن خواسته های برخی از شهروندان، تنها در گرو از بین رفتن حقوق برخی دیگر از شهروندان است، دخالت دولت در جامعه را ممنوع و مضر می داند و نظریه دولت حداقلی را تبیین می کند. نظریه رابرت نوزیک که در ایران به عناوین عجیبی نظیر «دولت کمینه» و «کمترین دولت» نیز ترجمه شده است، ناظر بر دولتی است که به هیچ شکلی و در هیچ شرایطی نباید وارد مقوله های اقتصادی به ویژه بازتوزیع اقتصادی شود. چه اینکه نوزیک معتقد است هیچ کالایی بدون صاحب نیست که دولت برای بازتوزیع آن اقدام کند. او هر گونه اقدام دولت در این زمینه را مخالف عدالت ارزیابی می کند و با تکیه بر مالکیت خصوصی به عنوان آرمان و واقعیت گرانیگاه نظام مطلوب اش و همچنین  ناعادلانه دانستن هرگونه محدودیت برای آن، بهترین دولت را لویاتان بی یال و دم و اشکمی می داند که وظایف اش قابل تلخیص در یک آژانس حفاظتی است. همانطور که ذکر شد، ‌دولت مدنظر نوزیک وظایف بسیار اندکی دارد. «وظایف بسیار محدودی مانند حفاظت از فرد در برابر زور، دزدی، کلاهبرداری و تفیذ قراردادها و چیزهایی از این قبیل دارد.»۵ البته نباید از یاد برد همانگونه که نوزیک معتقد است امکان برآورده ساختن خواسته های برخی از شهروندان، تنها در گرو از بین رفتن حقوق برخی دیگر از شهروندان است، منتقدان نوزیک نیز با این ادعای او که دولت حداقلی می تواند بدون هیچ نقض حقوقی بوجود آید مخالفت دارند.

حقوق طبیعی

نوزیک با بازگشتی آگاهانه به اصول مورد توجه جان لاک به مثابه پدر لیبرالیسم سیاسی، تاکید دوباره ای بر ایده حقوق طبیعی می گذارد و غیرقابل نقض بودن حق مالکیت را یادآور می شود و با تفسیری فردگرایانه از نظام فکری لاک وظایف دولت حداقلی را تبیین می کند. او با تاسی به ایمانوئل کانت دفاعی اخلاقی و ارزشی و نه سودانگارانه و فایده طلبانه از دولت حداقلی و بازار آزاد می کند و با تشبث به جان لاک نظام فلسفه سیاسی آزادی خواهانه خویش را از مسیر تبیین دوباره ای از حقوق طبیعی انسانی معماری می کند. از نظر نوزیک «دولت حداقل تنها برای حمایت از حقوق مورد نظر لاک، که انسانها در حالت طبیعی از آن برخوردار هستند، وجود دارد. در میان این حقوق، در تعبیر نوزیک از نظریه لاک، حق غیرقابل نقض مالکیت قرار دارد، حقی که از طریق مالیات بر درآمد که نوزیک آن را شبیه به کار اجباری توصیف می کند، نقض می شود.»۶ به عبارت دیگر حکومت مدنظر نوزیک حکومتی است که محدود به دفاع از حقوق مالکیت است و در این سیستم مالیاتی به جز آنچه برای دفاع از حقوق مالکیت مورد نیاز حکومت است، نباید از شهروندان اخذ شود.

پی نوشت ها:

۱.تاریخ اندیشه های سیاسی در قرن بیستم. جلد دوم. حسین بشیریه. چاپ پنجم. تهران. نشر نی. ۱۳۸۳. صفحه ۲۴

۲.لیبرالیسم. جان گری. محمد ساوجی. تهران. انتشارات وزارت امور خارجه. ۱۳۸۱. صفحه ۶۷

۳.در سنگر آزادی. فردریش فون هایک. عزت الله فولادوند. تهران.۱۳۹۰. صفحه ۱۲

۴.دولت و جامعه مدنی. حسین بشیریه. کتاب نقد و نظر. ۱۳۷۸. صفحه ۱۲۵

۵.فیلسوفان سیاسی قرن بیستم. مایکل ایچ لسناف. خشایار دیهیمی. تهران. نشر ماهی. ۱۳۸۵. صفحه ۳۶۱

۶.لیبرالیسم. جان گری. محمد ساوجی. تهران. انتشارات وزارت امور خارجه. ۱۳۸۱. صفحه ۱۲۳

منبع: سازندگی