حمیدرضا توکلی گفت: مولانا عالم ماده را عالم تعارض می‌داند نه عالم صلح. از نظر مولانا محدوده جنگ چهارچوب دارد اما محدوده لطف الهی بیکران است بنابراین برای لطف الهی یک افق بیکران را تصویر می‌کند و از همین رو صلح را در آن پیدا می‌کند.

حمیدرضا توکلی گفت: مولانا عالم ماده را عالم تعارض می‌داند نه عالم صلح. از نظر مولانا محدوده جنگ چهارچوب دارد اما محدوده لطف الهی بیکران است بنابراین برای لطف الهی یک افق بیکران را تصویر می‌کند و از همین رو صلح را در آن پیدا می‌کند.

به گزارش تیتر هنر، روز دوم از هشتمین نشست مهر مولانا با‌عنوان «صلح از نظرگاه مولانا» عصر روز گذشته یکشنبه (۹ دی‌ماه) با حضور مهمانانی از افغانستان، تاجیکستان و ترکیه در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

حمیدرضا توکلی، پژوهشگر ادبیات فارسی سخنرانی خود را با عنوان «مولانا؛ از جنگ تا صلح، از صورت تا معنی» ارائه کرد و گفت: مولانا با آنگه آموزگار بزرگ صلح بشری است خود در دشوارترین و ستیهنده‌ترین روزگار ایران دیده به جهان گشوده است و کام جانش با تلخی جنگ آشنا بوده است. بنابراین با اینکه او به قونیه پناه آورد اما خاطره خراسان خون آلود با جان حساس او درآمیخته بود. معنای جنگ در ذهن مولانا، مصادیق گسترده‌تری از اختلافات مذهبی دارد. البته در دوره‌ای که او می‌زیسته انواع نزاع‌های فرقه‌ای در جامعه اسلامی حضور پررنگی داشته است و جان مولانا از قدیم الایام با آن آشنا بوده و مولانا زخم خوره این جنگ‌هاست.

وی ادامه داد: اما آنچه او را آزرده خاطر می‌کرد این بود که حتی در میان حلقه پیروان و دوستان او و بین شمس و حسام الدین از نظر گرایش مذهبی اختلاف وجود داشته است.

توکلی با اشاره به برخی از داستان‌های مثنوی معنوی افزود: می‌توان از دل روایت صلح آمیز مذاهب نزاع بیرون آورد. در ذهن و زبان مولانا، بطور موکد، پیوستگی میان معانی مختلف جنگ وجود دارد و باید انواع ستیزه را بررسی کرد. اگر به مثنوی معنوی و غزلیات او از زاویه صورت نگاه کنیم، در سطح زبان هم سربه‌سر به تضادها و تعارض‌ها برخورد می‌کنیم و مدام مولانا ما را از مفهوم مادی به معنوی هدایت می‌کند.

وی با بیان اینکه مولانا عالم ماده را عالم تعارض می‌داند نه عالم صلح عنوان کرد: او همواره ما را پرهیز می‌دهد از اینکه در دام نفس بیافتیم اما در ذهنش به یک معنای موکد پیوستگی اشاره دارد. از سوی دیگر من بحث تعارض صوری کلام مولانا را در جنگ می‌بینم. باید از خود مولانا شروع کنیم چون او در این باره از فاصله بودن در زبان سخن می‌گوید و معتقد است حقیقت در بیان نمی‌گنجد و از همین رو اشاره به خاموشی دارد.

به گفته این محقق ادبیات فارسی، برخی می‌گویند، مولانا در مواردی و مواضعی متناقض سخن می‌گوید. او که خاموشی را بالاتر از سخن می‌داند و این همه حرف می‌زند و داستان سرایی می‌کند و البته متنوع ترین اوزان فارسی را با بهره‌گیری از همه قوافی در میان شعرای فارسی به‌کار می‌برد. مولانا میان بیان‌ناپذیری و این همه سخن گفتن قابل جمع نیست.

توکلی با اشاره به اینکه او تجربه مرگ و تجربه خواب را هم با تمثیل بیان می‌کند و بر این باور است که هرشب می‌خوابیم به عالم ورای تضاد و تعارض می‌رسیم عنوان کرد: از نگاه او، در تجربه خواب، عالم ازلی را تجربه می‌کنیم و صبح، حشرِ اصغر است. او از ابلیس و دوزخ هم یاد می‌کند. همچنین مولانا، از این منظر، موسیقی و سماع را نوعی تلاش می‌داند که از دل این بی وزنی و ناموزونی به گونه‌ای هماهنگی برسد.

وی در بخش پایانی سخنانش با بیان اینکه از نظر مولانا محدوده جنگ چهارچوب دارد اما محدوده لطف الهی بیکران است گفت: مولانا برای لطف الهی یک افق بیکران را تصویر می‌کند و از همین رو صلح را در آن پیدا می‌کند. تمامی داستان‌های مثنوی معنوی با یک حلقه واحد به یکدیگر متصل می‌شوند و تبدیل به نمادی برای گزارش یک جدال درونی می‌شود که قرار است حقیقتی یگانه در جلوه‌های صوری خود را نشان دهد.

سرو رسا رفیع‌زاده، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی از افغانستان  در بخش دیگری از این همایش با ارائه مقاله خود با عنوان «همزیستی مسالمت‌آمیز و ضرورت صلح در اندیشه صلح» گفت:  در علوم اجتماعی، صلح یعنی آرامش عمومی از آزادیِ پس از آشوب، امنیت و نظم عمومی و حاکمیت قانون، عدم تشویش از مداخله نیروی خارجیِ مخل اوضاع عمومی و هماهنگی و سازگاری مردم از روابط جمعی و فردی‌شان.

وی با بیان اینکه صلح درونی به عنوان خودشناسی و خودسازی و ارتقای جنبه‌های کمال معنوی است افزود: انسان های درگیر در جنگ، از صلح درونی در راه رسیدن به آرامش و صفا و در نتیجه صلح بیرونی و از آرامش درونی به آرامش بیرونی و حل منازعات جهانی گام بردارند. از نظر مولوی هم صلح در جهان بیرونی بر پایه صحل درونی است و برای پایان دادن به منازعات بیرونی باید به منازعات درونی پایان داد

به گفته این محقق، نگاه مولانا به انسان به عنوان مجموعه‌ای از اضداد است و ریشه اختلافات بشر را در آن می‌داند و مصداق این بیت مولانا: «هست احوالم خلاف همدگر/ هر یکی با هم مخالف در اثر» و یا بیت: «یک گوشه جان ماندست پیچان/ و آن پیچش از تو یابد رهایی».

رفیع‌زاده در پایان سخنانش با بیان اینکه مولانا صلح کلی را منبعث از این می‌داند که جنگ را هم باید با نگاه مثبت نگاه کرد و نتیجه آشتی و در نهایت رسیدن به کمال است اظهار کرد: اما تجربه زیسته من از جنگ و خشونت نشان می‌دهد که صلح به هر دو معنای پس از جنگ و موقتی(آتش‌بس) وجود ندارد و در این میان، توأم بودن جریان جنگ و تلاش برای صلح، با فعالیت‌های گروه‌های تکفیری و افشاندن تخم خشم و خشونت در تضاد است. بنابراین پیام صبح مولانا برای ما که در افغانستان زندگی می‌کنیم قابل لمس است.

عدنان قارا اسماعیل اوغلو، استاد زبان فارسی و مدیر گروه زبان‌ها و ادبیات شرقی دانشگاه قریق قلعه ترکیه، سخنران دیگر این همایش بود که سخنان خود را پیرامون «مباحثی پیرامون مفاهیم مِهر و محبت در مثنوی معنوی» متمرکز کرد.

وی با اشاره به واژگانی چون رحم، انصاف، وفا، صفا، رحمت، شفقت، رقت، صلح، خضوع، همدلی، جوانمردی، داد، اشتیاق، آشتی و غیره افزود: این واژگان دارای معنای بار مثبت هستند و عشق والاترین واژه برای میل به آفریدگار است. این کلمات در فرهنگ اصطلاحات عرفانی، دارای معانیِ درونی گسترده‌ای هستند. محبت در تصوف، به معنای نهایت محبت در اشتیاق به محبوب است و حتی عباراتی چون مهر دلخوشان، مهر پاکان، مهر و جاه و مال‌ها، مهر جاهل، مهر ابلهان و مهر خلق، همگی، گاهی بدون کارکرد مثبت و منفی آنها مورد استفاده قرار گرفته است و کلام مولانا، سرشار از کلمات و عبارات و اصطلاحات مهرآمیز و محبت‌گونه است. مولانا با بهره‌گیری از واژگان مهر و محبت، ارتباط بین خالق و مخلوق را  به بهترین شکل ممکن تصویر می‌کند.

اسدالله شعور، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی از افغانستان در بخش پایانی با موضوع «رمزِ برتر در سخن مولانا» سخنرانی کرد و گفت: رمز، سخن پیچیده‌ای است و ادبیات منظوم فارسی خالی از آن نیست و مهملات در ادب فارسی شامل عارفانه، عاشقانه، رندانه و کودکانه می‌شود. در این میان، ادبیات ما به حدی غنی است که عادت کرده‌ایم همیشه مطالب جدی بشنویم در حالی که مهملات ادبیات خالی از معنا می‌شود و طیف وسیعی از آن، مطابق با خواسته، تحلیل و تاویل می‌شود.

وی با بیان اینکه حتی در جهات بسیار، این گونه ادبی با ادبیات سوررئالیسم اروپا شباهت بسیار دارد و در شاخصه‌های هنجارشکنانه نزدیک به هم هستند افزود: البته تجربه‌های آن در ادبیات فارسی، زمینه برای فضای دگرگون را ایجاد کرده است و با مهمل خواندن این آثار، از موجودیت و اهمیت آنها چشم پوشیده‌ایم. در ادبیات نوشتاری، مهملات رندانه قابل توجه هستند. زیرا شطحیات، پارادوکس‌هایی هستند که عارف در حالت غیرطبیعی می‌گوید که با هنجارها در تعارض و گاهی کفرآمیز است.

شعور در پایان گفت: همه کلمات عارف در این حال، رمز است و مولانا غزلیاتش را در حالت سماع و شفاهی می‌گوید و دیگران می‌نویسند و به همین سبب، با جوش و خروش سروده شده است. رمز در کلام خداوند هم موجود است و قرآن سرشار از آن است و تنها عرفای بزرگی به این تقرب رسیده‌اند.

بر اساس این گزارش، در پایان این مراسم، با حضور محسن جوادی معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیکنام حسینی‌پور مدیرعامل خانه کتاب، ابوالفضل رفیع، اشرف بروجرودی و … از ارائه‌کنندگان و سخنرانان این همایش دو روزه تجلیل به عمل آمد.