سر توماس شان کانری بازیگر اسکاتلندی نخستین کسی بود که نقش مامور مخفی انگلستان یعنی جیمزباند را در فیلم «دکتر نو» (۱۹۶۲) برعهده گرفت. در حقیقت قهرمانی تخیلی که تا سال ۱۹۸۳ در هفت فیلم بر پرده سینماهای جهان آمد و به محبوبیت فوق‌العاده‌ای رسید. آغاز فعالیت‌های کانری در دهه ۱۹۵۰ در «کینگز تیاتر» بود. […]

سر توماس شان کانری بازیگر اسکاتلندی نخستین کسی بود که نقش مامور مخفی انگلستان یعنی جیمزباند را در فیلم «دکتر نو» (۱۹۶۲) برعهده گرفت. در حقیقت قهرمانی تخیلی که تا سال ۱۹۸۳ در هفت فیلم بر پرده سینماهای جهان آمد و به محبوبیت فوق‌العاده‌ای رسید.
آغاز فعالیت‌های کانری در دهه ۱۹۵۰ در «کینگز تیاتر» بود. طی مسابقه انتخاب قهرمان زیبایی‌اندام در لندن به سال ۱۹۵۳ مورد توجه سازندگان موزیکال معروف «جنوب اقیانوس آرام» قرار گرفت و نقش کوتاهی جزو گروه پسران خواننده به او سپرده شد. پس از آن موقعیت بازی در نمایش‌های دیگری نصیبش شد و کانری را وارد تئاتر «وست‌اند» کرد.  آشنایی با مایکل کین به هنگام  تولید «جنوب اقیانوس آرام» موجب شد نقش‌های جدی‌‌تری در نمایش‌ها برعهده بگیرد. فعالیت در تئاتر او را با بازیگر امریکایی آلبرت هندرسون آشنا کرد و این بازیگر نسخه‌هایی از کارهای ایبسن را به کانری داد و کم‌کم با آثار پروست، تولستوی، تورگنیف، برنارد شاو، جویس و شکسپیر ارتباط برقرار کرد. هندرسون به او آموخت که چگونه باید نقش را با تمام وجودش بازی کند. کانری را به تئاتر «میدا ویل» لندن آورد و این درست زمانی بود که بازی در فیلم را شروع کرده بود.

نقشی در موزیکال «زنبق‌های بهاری» ساخته هربرت ویلکاس در سال ۱۹۵۴ و بازی همراه با آنا شیگل اما همه این نقش‌های فرعی برایش دستمزد کافی به همراه نداشت و او به ناچار به مشاغل دیگری برای امرارمعاش رو آورد.  شانس وقتی به کانری جوان دست داد که با ستاره هالیوودی شلی وینترز روبه‌رو شد. همان موقع وینترز گفته بود: «کانری مردی بلندقد و جذاب و یک اسکاتلندی قوی است». هرچند هنوز موقعیت لازم برای او در هالیوود پیش نیامده بود لیکن هندرسون نقشی را در نمایشنامه آگاتا کریستی «شاهدی برای تعقیب» به عهده‌اش سپرد. صحبت‌های شلی وینترز باعث شد کانری بتواند اولین نقش سینمایی خود را در فیلم «راه برگشتی نیست» (۱۹۵۷) در قالب یک گنگستر کوچک بازی کند. همان زمان هم ترنس یانگ از او در نقش کوچکی از فیلم «حمله ببر» در مقابل وان جانسون و مارتین کارول بهره گرفت ولی تا سال ۱۹۵۸ که در ملودرام «وقت دیگر، جای دیگر» با لاناترنر همبازی شد، شهرت چندانی نداشت.  اتفاق عجیبی که برای شان کانری به هنگام بازی در این ملودرام پیش آمد، جنجال به پا کرد.

او در فیلم نقش یک خبرنگار انگلیسی را داشت که درگیر عشق با لاناترنر- ستاره محبوب هالیوود- بود. طی فیلمبرداری دوست پسر لاناترنر گنگستری به نام جانی استامپاناتو که به لس‌آنجلس آمده بود، پی می‌برد لاناترنر با کانری رابطه‌ای عاشقانه – خارج از فیلم – برقرار کرده و به او خبر داده بودند آن دو را در رستوران‌ با یکدیگر دیده‌اند. استامپاناتو خشمگین از چنین خبری سر صحنه حاضر می‌شد و بلافاصله به سوی کانری اسلحه می‌کشید ولی کانری – به عینه جیمزباند آینده – با ضربه‌ای اسلحه و استامپاناتو را زمین می‌انداخت. دو مامور اسکاتلندیارد از گنگستر می‌خواستند تا آنجا را ترک کند و سپس او را به فرودگاه می‌بردند. شان کانری بعدها گفته بود که از طرف رییس و ارباب استامپاناتو یعنی میکی‌کوئن، مدت‌ها تهدید می‌شده (نمی‌دانیم می‌دانید یا نه سرانجام رابطه استامپاناتو با لانا ترنر هم به آنجا رسید که وقتی ستاره هالیوود دریافت با دخترش نزدیک شده به کمک هم استامپاناتو را به قتل رساندند. علت این قبل بعدا تجاوز اعلام و پرونده آن بسته شد). در سال ۱۹۵۹ کارگردان رابرت استیونس نقش اصلی فیلم «داربی اوگیل و آدم‌های کوچولو» را به کانری داد.

او یک ایرلندی خوش‌خلق بود و در نبرد با کوچولوها. فیلم توفیق یافت و منتقد نیویورک‌تایمز درباره کانری نوشت: «چهره‌ای قدبلند و بسیار جذاب». اشتهار و معروفیت شان کانری با بازی نقش جیمزباند آغاز شد، البته هیچ تصورش را نمی‌کرد این نقش زندگی او را بسازد. بین سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ کانری مامور ۰۰۷ در فیلم‌های «دکتر نو»، «از روسیه با عشق»، «گلدفینگر»، «تندربال» و «تو فقط دوبار زندگی می‌کنی» ظاهر شد. پنج فیلم اول را برای کمپانی ایون پروداکشنز بازی کرد. پس از جدا شدن از این کمپانی – که نقش جیمزباند را مدتی رها ساخت – در فیلم «الماس‌ها ابدی‌اند» (۱۹۷۱) بر پرده آمد، کانری آخرین فیلم باند را در سال ۱۹۸۳ به اسم «هرگز دوباره نگو هرگز» به پایان رساند و فیلم برداشت تازه‌ای از «تندربال» بود. هفت فیلم جیمزباندی شان کانری بالاترین توفیق را در جهان داشته است و به او لقب «بزرگ‌ترین قهرمان تاریخ سینما» را داده‌اند. طی ساخت و بازی در آثار جیمزباند، کانری در فیلم‌های گوناگون دیگری هم درخشیده است. مانند اثر دلهره‌ای / روانی آلفرد هیچکاک «مارنی» (۱۹۶۴) و «تپه» (۱۹۶۵) فیلم جنگی سیدنی لومت. از دیگر فیلم‌های عمده‌اش می‌توان «مردی که می‌خواست سلطان باشد» (۱۹۷۵)، «شیر و باد» (۱۹۷۵) و «رابین و ماریان» (۱۹۷۶) را نام برد. شان کانری به خاطر بازی در فیلم «تسخیرناپذیران» (۱۹۸۷) اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل گرفت.

 

منبع اعتماد