بالاخره مسعود صابری کیست که حاشیه‌هایش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها را پر کرده است
بالاخره مسعود صابری کیست که حاشیه‌هایش شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها را پر کرده است

روز گذشته همه از پست اینستاگرامی رامبد جوان حرف می‌زدند.

روز گذشته همه از پست اینستاگرامی رامبد جوان حرف می‌زدند. پستی حاوی عذرخواهی او بابت دعوت از یکی از میهمانان برنامه خندوانه. خواننده‌ای به نام مسعود صابری که حرفه اصلی‌اش جراحی مغز و اعصاب است. او البته هنرهای دیگری هم دارد، یکی این‌که خواهرزاده علی سرتیپی، تهیه‌کننده پرنفوذ سینماست و دیگر این‌که رسول صدرعاملی نسبت فامیلی نزدیکی با او دارد. به احتمال فراوان دلیل دعوت این پزشک خواننده برای هنرنمایی در یکی از پرمخاطب‌ترین برنامه‌های تلویزیونی صداوسیما همین تجمیع انواع هنرها در وجود یک نفر بوده است…
مجری برنامه خندوانه، در روز میهمانی مسعود صابری از صدای خوب او گفت. صدایی که همین چند وقت پیش در یکی از بزرگترین سالن‌های کنسرت این شهر کنسرتی را نیز برگزار کرده بود. اما آواز خواندن این پزشک، جراح، خواننده انگار به مذاق مردم خوش نیامد و داد بسیاری از مخاطبان موسیقی از این موضوع درآمد، به‌خصوص در فضای مجازی که انواع و اقسام انتقادات را از حضور او شاهد بودیم و همین هم رامبد جوان را به عذرخواهی مجاب کرد، با این‌که خیلی زود به دلایل نامعلوم این نوشته از اینستاگرام رامبد جوان که نزدیک به ۸‌میلیون دنبال‌کننده دارد، حذف شد. جوان نوشته بود: «سلام بابت دعوت ایشون به خندوانه از همه مردم عزیز ایران
عذرخواهی می‌کنم»…
اما مسعود صابری کیست؟
این روزها در رسانه‌های مجازی ویدیویی در نقد مسعود صابری دست‌به‌دست می‌گردد. ویدیویی تحلیلی و بسیار منطقی با عنوان «پولدار باش، لبخند بزن و ابتذال بفروش!» درباره این «جراحی که خواننده شده» یا «دکترِ خواننده» که در یکی دو‌سال اخیر به‌طور ناگهانی سروکله‌اش همه جا پیدا شده، از بیلبوردهای کنسرتش در اتوبان‌های تهران تا حضورش در برنامه‌های تلویزیونی گوناگون، از به خانه برمی‌گردیم، تا برنامه اکسیر فرزاد حسنی، مسابقه پنج ستاره حمید گودرزی و البته خندوانه که دردسرساز شده. در آن گزارش درباره پدیده مسعود صابری که در ادامه روند خواننده‌های یک‌شبه موسیقی پاپ سر برآورده، او را محصول برندسازی خود این فرد نامیده‌اند، چیزی در مایه‌های کیم کارداشیان که با این‌که هیچ هنری ندارد، اما از بس تصویرش پخش شده و در کنار سلبریتی‌های دیگر دیده شده، کم‌کم حضورش به‌عنوان یک سلبریتی مورد پذیرش قرار گرفته و درحال حاضر جزو کنجکاوی‌برانگیزترین چهره‌های آمریکاست…
مسعود صابری از زبان خودش
مسعود صابری همین چند هفته پیش یکی از معدود گفت‌وگوهایش را با «شهروند» انجام داد. گفت‌وگویی به مناسبت کنسرت برج میلاد او؛ که از بس ناگهانی بود، کنجکاوی‌های زیادی را موجب شده بود. بهتر است پدیده مسعود صابری را براساس گفته‌های خودش با هم یک‌بار دیگر مرور کنیم. از طریق گزیده حرف‌هایی که به «شهروند» زده.
مسعود صابری به «شهروند» گفته بود که موسیقی عشق اول و آخر او در زندگی‌اش بوده: «من موسیقی را از ٣ یا ۴ سالگی شروع کردم. زمانی‌که پدربزرگ مادری‌ام با من آواز کار می‌کرد. از بچگی صدای ایشان در گوش من بود، در مدرسه قرائت قرآن، صوت و تجوید کار کردم و قاری شدم، از ١۵ سالگی هم کلاس آواز رفتم.»
صابری درباره تاثیر آواز خواندنش در کار پزشکی‌اش هم گفته:   «برای مردم جذابیت بیشتری دارد که یک پزشک موسیقی کار کند، چون فضای پزشکی را فضایی خشک و بی‌روح تصور می‌کنند، در صورتی‌که معتقدم پزشکی و به‌خصوص جراحی آخرین درجه از هنر است، اما برای بیمار که همیشه اتاق عمل را استرس‌آور درک کرده است، این ماجرا باعث آرامش‌خاطر  می‌شود.»
مسعود صابری واکنش مخاطبانش را مثبت می‌داند: «وقتی نخستین کارم در ‌سال ٩۶ با موزیک ویدیویی به‌عنوان طعم جنون منتشر شد، کل فضای مجازی را پر کرد و از بچه ٣ ساله تا فرد ٩٠ ساله مخاطب این کار شدند. علاوه بر ملودی، مفهوم و زیبایی ترانه، شاید البته بخشی از محبوبیت به‌دلیل این بود که یک جراح کار را خوانده بود. از سوی دیگر، سلبریتی‌ها و تقریبا همه آنها مرا حمایت کردند و کلیپ را روی صفحه‌های خود گذاشته بودند. ویدیو در صفحه خودم ٢٠‌هزار کامنت داشت. همین که مردم کسی را از خارج از دنیای موسیقی پذیرفتند، برایم مهم بود، اگرچه به‌طورکلی در ایران نگاه خوبی به این ماجرا وجود ندارد که یک نفر در چند حوزه کار کند.»
می‌گویند در دنیای هنر این سرزمین ورود به این دنیا دشواری‌های فراوانی دارد که داشتن یک آشنای بانفوذ می‌تواند این دشواری‌ها را کم کند. صابری که با علی سرتیپی و رسول صدرعاملی نسبت نزدیک فامیلی دارد، اما آنها را در ورودش به این عرصه بی‌تاثیر می‌داند: «آنها نه‌تنها در این عرصه کمکی نکرده‌اند که حتی باور هم نداشتند که خواننده مطرحی بشوم. البته کمک و تاثیر آنها غیرمستقیم بود. مثلا در سنین نوجوانی در پشت صحنه گل‌های داوودی حاضر شدم و در طول همین رفت‌وآمدها با هنرمندان و استادان بزرگی چون مشایخی و انتظامی مراوده پیدا کردم و همین‌ها بخشی از شخصیتم را ساخت… .»

 

منبع شهروند