شاید مهمترین ویژگی آقای صالحی این باشد که سنجاق شده به فرهنگ نیست. از دل فرهنگ آمده، کارنامه مشخصی دارد و مثل برخی از وزرای پیشین قرار نیست برای اثبات فرهنگی بودن ایشان یک رزومه فرهنگی بتراشیم. در سالهای بعد از انقلاب کمتر پیش آمده که آدم اهل فرهنگ بر مسند وزارت ارشاد تکیه بزند. علتش هم این بوده که پست وزارت ارشاد اگرچه ظاهراً فرهنگی است ولی بیشتر بار سیاسی دارد و معمولاً هم پاشنه آشیل دولتهاست و هر وقت اهل سیاست بخواهند یک دولت را بزنند، اول از همه از همین وزارت ارشاد شروع میکنند.
به گزارش تیترهنر، سید عبدالجواد موسوی در یادداشتی در روزنامه تماشاگران امروز نوشت: به هر حال جای خوشبختی دارد که آقای صالحی اهل فرهنگ و با کارنامه مشخص است. تا حدودی اصولگراست به معنای کامل کلمه، نه به معنای سیاسی آن. چیزی شبیه علی مطهری که برای خودش مبنا و معیاری دارد و بر اساس آن مبنا و معیار حرکت میکند. خاطرمان هست که به دیدن آقای دولتآبادی رفت و وقتی رسانههای اصولگرا ایشان را مورد هجوم قرار دادند، خیلی محکم و اصولی دفاع کرد و سعی نکرد توجیه کند. این هم یکی از خصوصیات خوب ایشان است که چون به کاری که میکند عقیده دارد، خیلی دنبال توجیه و ماستمالی کردن نیست و طبق همان آرمان و عقیدهاش حرکت میکند. ایشان اهل هیاهو نیست. طبع آرامی دارد و خیلی قائل به این نیست که باید سروصدا کرد و تبلیغات به راه انداخت. البته این ویژگی ممکن است باعث شود عدهای ایشان را در مظان کم کاری قرار بدهند ولی آنهایی که منصفتر هستند و قضایا را نزدیکتر پیگیری میکنند میدانند اینطور نیست؛ ایشان به اندازه کافی کار میکند، منتها خیلی قائل به سروصدا و پروپاگاندا نیست.
با همه این اوصافی که برشمردم جایی که ایشان الان میرود، یعنی جایگاه وزارت ارشاد با معاونت فرهنگی وزارت ارشاد خیلی متفاوت است. اول اینکه به لحاظ فعالیت، حوزه کاری ایشان خیلی گسترده میشود. دوم اینکه دیگر نمیتواند اینقدر آرام و بیسر و صدا کارش را پیش ببرد، مجبور میشود که در رسانهها حاضر باشد و بیشتر از همه وقتش را برای سینما و موسیقی بگذارد که از دیگر رشتههای هنری مشتری بیشتری دارند و رسانهها هم توجه بیشتری به این دو حوزه نشان میدهند. در این عرصهها باید دید چند مرده حلاج است. یعنی هنوز ایشان در این عرصهها محک نخورده است. فعالیت ایشان بیشتر در حوزه کتاب و شعر و داستان و رمان و… بوده است. با این حال در زمان معاونت فرهنگی هم با اینکه کارنامه قابل قبولی دارند اما یک مقدار گلایهها و درد دلهای دوستان بود که ایشان توجه چندانی به همه اصناف و گروههای فرهنگی چنان که شاید و باید ندارند و البته میگویم این نظر برخی از دوستان بود، با این حال در این حوزه معاونت فرهنگی کارنامه قابل قبولی داشتند.
همانطور که گفتم درست است که وزارت ارشاد کاملاً فرهنگی است و قرار است فرهنگی باشد ولی در تمام این سالها بیشتر سیاسی بوده. یعنی رفتار سیاسی وزیر مهم بوده نه عملکرد او. البته شاید در بقیه حوزهها هم همینطور باشد ولی اینجا پررنگتر است. مثلاً اگر وزیری بلد باشد خوب شعار بدهد و باب میل بعضی از دوستان حرف بزند، خیلی مهم نیست که عملکردش چیست. در حقیقت اصلاً کسی خیلی به عملکرد کار ندارد. آنهایی که منتقد حرفهای هستند و آنها که کفن میپوشند و کسانی که فحش میدهند و وظیفه خودشان میدانند که به دولت حمله کنند خیلی به عملکرد کاری ندارند. به رفتار سیاسی یک وزیر کار دارند.
در دورههایی داشتیم که عملکرد یک وزیر اصلاً ارزشی نبوده ولی خوب بلد بوده که وقتی پشت تریبون میرود یا در یک روزنامه مصاحبه میکند یا در تلویزیون ظاهر میشود، چطور حرف بزند که حساسیتی را برنیانگیزد و دل بعضیها را به دست بیاورد. فکر میکنم وزیر ارشاد فعلاً در شرایط کنونی عملکردش خیلی مهم نیست. رفتار سیاسی-اجتماعیاش و ویترینی که از خودش به نمایش میگذارد مهم است و اینکه بتواند در این تلاطمهای عجیب و غریبی که ما با آن دست به گریبان هستیم طوری رفتار کند که حساسیتی را برنیانگیزد و آرام کار خودش را پیش ببرد. ظاهر قضیه این است که آقای صالحی برای وزارت ارشاد گزینه مناسبی است ولی چون هنوز در این مقام قرار نگرفتهاند قضاوت درباره ایشان زود است. برایشان آرزوی توفیق میکنم هر چند این آرزو برای وزارت ارشاد چندان معنایی ندارد ولی امیدوارم در این جایگاه موفق باشند.










