گفت‌وگو با حافظ موسوی درباره كتاب «آنتولوژی شعر اجتماعي ‌ايران»

یکشنبه 19 ژانویه 2020 در 11:56


کتاب «آنتولوژی شعر اجتماعی ایران» که اخیرا شاهد چاپ دومش هستیم، اثری به کوشش حافظ موسوی و کاظم‌ هاشمی منتجبی‌ است. کتابی که محصول سال‌ها تلاش برای کشف سایه‌روشن‌هایی از شعر که تاکنون گفته‌ نشده، ‌می‌شود. این کتاب از شعر شاعران دوره مشروطه آغاز می‌شود و به شاعرانی می‌رسد که تا پیش از دهه‌‌ ۶۰ به شهرت یا شهرت نسبی رسیده‌اند. موسوی در این فرصت علاوه بر چگونگی نگاهش به شعر اجتماعی، درباره رسالت‌ شاعرانه در نبود مطبوعات مستقل تا پیش از سال ۵۷ نیز حرف زده‌ است.

شعر اجتماعی در کنار شعر سیاسی، یکی از شاخه‌های ادبیات است که ریشه‌هایش را می‌توان در سروده‌های اغلب شاعران جهان یافت؛ شاخه‌ای موثر از ادبیات که در دوره مشروطه در ایران به اوج‌ خود رسید. گرچه بروز شعر اجتماعی در آثار تعداد قابل توجهی از شاعران کلاسیک یافت می‌شود اما نوع نگرش و چگونگی پرداختن به این موضوع در بدنه شعر دوران معاصر بیشتر خود را نشان می‌دهد. مساله‌ای که حافظ موسوی این‌گونه شرح‌ می‌دهد: «من اعتقاد دارم که استقبال و گرایش به حوزه شعر اجتماعی در دوره پس از مشروطه، دلیلی به جز نبود رسانه‌های مستقل ندارد. یعنی اینکه شاعر علاوه بر وظیفه شاعرانگی باید مسوولیت ‌اطلاع‌رسانی ضمنی را هم عهده‌دار شود و در مسیر انتقال اخبار هم بکوشد. دلیل پذیرش این مسوولیت ‌هم این ‌است که زبان ‌شعر معمولا زبانی همه‌فهم است که درک و دریافت مردم ‌کوچه ‌و بازار را هم شامل‌ می‌شود. دوگانگی آشکار حوزه رسانه که عینیت جامعه را نادیده می‌انگاشته باعث شده که مردم به سوی منبعی قابل‌اعتمادتر یعنی شعر و شاعرانی از جنس دغدغه‌های خود متمایل شوند.»

شعر اجتماعی، شعری‌ است که در دوران عسرت سر برمی‌آورد و بر زبان و ذهن شاعر جاری می‌شود. عصیان‌ اجتماعی یا بروز نارضایتی‌هایی که در طول تاریخ‌ با آنها مواجه بوده‌ایم، در زمانه‌ای کل وجوه شاعرانه یک شاعر را معطوف به خود کرده که نمونه بارز آن را می‌توان در آینه سروده‌ای عالی از «سیف‌فرغانی» یافت. شاعر در این شعر گرچه نمی‌تواند هجوم همه‌جانبه مغول‌‌ها را به عنوان یک ایرانی دفع کند اما با استفاده از حربه کلمه، اثری می‌آفریند که گویی برای دیگر مهاجمان در هر جای جهان سروده ‌شده ‌است. یعنی همان رویکردی که شاعران دوره مشروطه با استفاده از دیدگاه سلف خود ادامه دادند. موسوی درباره فاصله شاعر از ساختن شعری ناب با رویکرد کاملا ادبی با شعری که از سر اجبار سروده ‌شده معتقد است: «نظر شخصی من این است که وضعیت مورد اشاره را نمی‌توان به عنوان یک مزیت برای شاعر در نظر گرفت زیرا چنین رویکردی در عمل، حمل یک بار اضافه است که هم سرچشمه‌های اصلی حس شاعرانه را تهدید می‌کند و هم باعث کندشدن روند ادبی در جامعه می‌شود. منظور من این است که گرایش شاعران به ‌سمت ‌و سوی شعر سیاسی یا اجتماعی، گرایشی از سر اجبار و پرکردن جدول‌هایی خالی ‌است که قاعدتا در ردیف وظایف دیگر افراد جامعه‌ است و نه شاعران. من در توضیح ‌بیشتر این روند از سر اجبار همیشه به یاد حرف‌های زنده‌یاد شاملو می‌افتم که گفته‌ است تازه فهمیده‌ام که هیچ‌وقت نتوانستم آن رسالت شاعرانه صرف را به سرانجام برسانم چون همیشه کوهی از معضلات و مسائل اجتماعی پیش روی‌مان صف کشیده و فرصت‌های زندگی شاعرانه واقعی را از ما گرفته‌اند. شاعرانی که در ردیف شاعران اجتماعی‌سرا قرار می‌گیرند معمولا شامل این حرف شاملو می‌شوند چون همواره در تلاش بوده‌اند که کلمه‌را نه در راه پیشبرد ادبیات بلکه برای انتقال نارسایی‌ها مورد استفاده قرار دهند.»

آن‌گونه که پیداست، شعر اجتماعی پدیده‌ای است که سعی دارد ادبیات را در خدمت هر آنچه باید باشد و نیست در اختیار بگیرد. نهضت مشروطه با دستاوردهایی که به دلیل دانش ‌وارد شده از ممالک‌ دیگر داشت، سطح ‌توقع مردم از حوزه‌های اطلاع‌رسانی را بالا برد اما رسانه‌ها گویی توان آن را نداشته‌اند تا به رسالت اصلی خود پایبند باشند. علت این مشکل هرچه باشد باعث آن شده که شاعران در این عصر، وجود متکثری از خود ارایه دهند که هم حس شاعرانه خود را ارضا کنند و هم نسبت به اتفاقات پیرامون بی‌توجه نباشند. موضوعی که گردآورنده کتاب «آنتولوژی شعر اجتماعی ایران» این‌گونه درباره‌اش حرف می‌زند: «نکته قابل توجه در این میان، نقش سروده ‌شاعرانه در فقدان مثلا تاریخ‌نگاری واقعی یا خبرنگاری ‌واقعی‌است. تیغ‌ سانسوری که معمولا پس از دوران مشروطه بر سر مطبوعات بوده، نوک پیکان مسوولیت ‌را به سوی شاعران اشاره رفته و بر همین اساس شما کمتر شاعری می‌بینید که در این دوره به قول معروف، شاعر- خبرنگار یا تاریخ‌نگار- خبرنگار نباشد. بر هیچ‌کس پوشیده ‌نیست که شاعران در یک قرن گذشته در حدی عالی توانسته‌اند وجدان اجتماعی کشور را نمایندگی کنند و قدم در راهی بگذارند که گرچه در تاریخ ‌ادبیات ما بی‌سابقه نیست اما آن‌گونه که اوجش را در این دوره شاهدیم، نداشته‌ایم. در شعر این دوره از تاریخ ‌معاصر، شعر تا حدی بسیار عالی به بدنه جامعه نزدیک‌می‌شود و در قالب‌های گوناگون اغلب خواسته‌های مردم را منعکس می‌کند و حتی از سوی اقشار فرودست جامعه هم پیگیری می‌شود. نکته قابل توجه در این میان، توجه به دو سوی ماجراست. سوی نخست ماجرا این‌ است که ادبیات خصوصا در زمینه شعر، به دورانی از بالندگی اجتماعی می‌رسد که واقعا غرورانگیز است؛ به گونه‌ای که این درهم‌تنیدگی اجتماعی بین مردم و شاعران به جایی می‌رسد که بسیاری از زبان‌های گویای جامعه سر از زندان درمی‌آورند و حتی زبان‌شان بریده ‌می‌شود و بدتر از آن سر از چوبه‌ دار درمی‌آورند. سوی دیگر ماجرا هم این است که دغدغه‌های اجتماعی باعث شده که چرخه ادبیات واقعی به ‌شدت کند شود و این‌همه نام‌ماندگار در ادبیات ما متاسفانه بدون آنکه مجال بروز توانایی‌های واقعی خود را داشته باشند، محکوم‌ به فنا شده‌اند.»

بروز و ظهور شعر اجتماعی اغلب در دورانی رخ‌ نمایانده که خفقان مانند دوران پس از مشروطه به اوج خود رسیده‌است. دورانی که بیشتر کشورهای جهان به گونه‌ای آن را تجربه‌ کرده‌اند. موسوی اما بیدار شدن حس‌ ادبی و خلق ‌آثار شگرف در دروان سانسور را به رسمت نمی‌شناسد و اعتقاد دارد که: «من به هیچ‌عنوان اعتقاد ندارم که ادبیات در دوره سکوت و سکون و استبداد شکوفا می‌شود بلکه معتقدم ادبیات واقعی حاصل آرامش و صلح و تدبیر ‌سیاسی ‌در جامعه ‌است و اگر جز این باشد، همان مشکل از دست رفتن قابلیت‌هایی را شاهدیم که از دوره مشروطه تا پایان دوره پهلوی دوم شاهد بوده‌ایم. یعنی همان دوره‌ای که کتاب حاضر به آن پرداخته‌است.»

تاکید موسوی بر دوران مشروطه و شعر پس ‌از آن، دارای «آنی» از درک ادبی است که فقط و فقط با خواندن دقیق کتاب به دست می‌آید. او برای کسانی که قرار است برای نخستین‌بار این اثر را مطالعه کنند توصیه ‌می‌کند: «همان‌گونه که گفته شد، شاعران در دوره‌هایی به اجبار باید به طرح‌ مسائل ‌اجتماعی می‌پرداخته‌اند و نوع نگاه به این کتاب باید از اینجا آغاز شود که بزرگانی چون شاملو و اخوان و سپهری و فروغ و… چرا تا این اندازه به بازگویی مسائل مربوط به جامعه توجه نشان ‌داده‌اند. درکنار هم قرار دادن شعرهایی که معمولا در فاصله زمانی اندک سروده‌شده‌اند نشان می‌دهد که مشکلات سیاسی و اجتماعی، مشکلاتی نیست که مثلا کسی از سر بدبینی شخصی به آن بپردازد. شعر شاعران در این دوره چنان به لحاظ معنی به هم پیوند خورده‌اند که در نهایت به صدایی واحد تبدیل شده‌اند. صدایی که به هر شکل باعث موجی بزرگ در جامعه‌ای ایستا و ترس‌خورده بود. نکته دیگر این ‌است که این موج توجه به مسائل اجتماعی با تأسی از چهره‌های بزرگ ادبی در آثار شاعران گمنام‌تر هم یافت می‌شود که واقعا قابل توجه ‌است. کسانی که سعی دارند شمه‌ای از اوضاع اجتماعی دوران شاعرانی که به نام‌شان اشاره شد را بیشتر دریابند و به نشانه‌شناسی وضعیت اجتماعی علاقه‌مندند، به راحتی می‌توانند وجوه مختلف نگرش جامعه‌شناسی آن دوران را در قالب این سروده‌ها درک و دریافت کنند. نکته جالب برای شخص من این است که خیلی از دوستان به دلیل زنده‌شدن بسیاری از نام‌های فراموش‌شده از این کتاب استقبال کرده‌اند و عده‌ای دیگر هم کسانی هستند که از بعضی شعرهای جمع‌آوری شده خاطره دارند. من خوشحال هستم که این کتاب علاوه بر نام‌ و نشانی که بر خود دارد توانسته از دیگر زوایا هم برای خود طرفدارانی پیدا کند که حس و حال‌شان در دروه انتشار اولیه شعرها با حس و حال شاعران همسو بوده. من در مقدمه این کتاب تلاش کرده‌ام نمود اشعار اجتماعی را از دوره رودکی تا دوره مشروطه به شکلی فشرده ‌توضیح ‌بدهم که عملا می‌توان از آن به عنوان سکوی پرش این‌ گرایش ادبی نام ‌برد. دوره مهمی که من بیش از پرداختن به ادبیات کلاسیک به آن پرداخته‌ام، دوره ادبیات پس ‌از مشروطیت تا اوایل دهه‌۶۰ است، چون در این دوران نوع مناسبات اجتماعی در قالب ادبیات به گونه‌ای است که گویی نوعی اعوجاج اتفاق افتاده؛ به این معنی که مثلا نظر یک شاعر به یک شخصیت‌سیاسی در دوره مشروطیت به نوعی نگاه دیگر در دهه ۴۰منجر شده. منظور من این است که شاعر در طول دورانی تاریخی و به یاد ماندنی در کشور، دیگر از مرز سرودن محض فراتر رفته و کندوکاو نسبت به گذشته تاریخی خود را آغاز کرده‌است.»

دهه‌۴۰ به عنوان یکی از مهم‌ترین دهه‌ها در پرش‌های خیره‌کننده ادبی، همان دورانی‌است که موسوی بر آن تمرکز کرده ‌است. او درباره چرایی نگاه ویژه‌اش به این دهه می‌گوید: «درست ‌است. تمرکز من در این کتاب بیشتر بر دهه ۴۰ متمرکز است زیرا اوج ظهور چهره‌های بزرگ در این دهه و همچنین به اوج رسیدن قالب شعر‌ اجتماعی به گونه‌ای است که تاثیراتش را نمی‌توان به این راحتی‌ها نادیده‌گرفت. ادبیات، خصوصا شعر در این دوره به کنشی اجتماعی تبدیل می‌شود که همصدا با روح جامعه برای نفی چیزی فریاد می‌زند. مردم در این دوره درست مانند دوره مشروطیت چشم‌شان به سروده‌های شاعران است تا ببینند آنها به عنوان روح ‌بیدار جامعه مسائل را چگونه ارزیابی و تجزیه و تحلیل می‌کنند. بخش کنشگر و فعال جامعه که سیر تحولات را دنبال می‌کردند، در این دوره احساس نزدیکی بیشتری با شاعران پیدا می‌کنند به گونه‌ای که بخش‌هایی از شعر بعضی شاعران به شعارهایی علیه سیستم حاکم تبدیل می‌شود.»

تالیف کتاب‌های متعدد خصوصا در زمینه ادبیات، معمولا با هدفی از پیش اندیشیده شده انجام می‌شود. موسوی در پاسخ به این پرسش که ضرورت جمع‌آوری چنین کتابی چیست، می‌گوید: «همان‌گونه که در مقدمه کتاب هم اشاره کرده‌ام، ادبیات مدرن ایران به‌خصوص شعر نو فارسی در مقوله تحقیق و پژوهش بدنه‌ای رنجور و ضعیف دارد، متاسفانه بعضی نگاه‌ها و نظرها باعث شده‌اند جامعه دانشگاهی ایران کمتر در فکر تالیف آثار پژوهشی معتبر در منظومه شمسی ادبیات مدرن فارسی باشد و به نوعی می‌توان گفت اثر قابل‌توجهی در این حوزه با همت جامعه علمی و دانشگاهی تالیف نشده است. شعر نو فارسی در این میان فرزنده ناخوانده و ناخلفی فرض شده که تا آنجا که ممکن است نباید دیده و خوانده شود. البته در این میان حساب معدود اساتید صاحب عنوان و نام دانشگاه که آثاری در این حوزه با سرمایه و علاقه شخصی خود تالیف کرده‌اند جداست، هرچند بی‌مهری‌ها دیده‌اند و قدر و منزلت این نوع تالیف از سوی محافل دانشگاهی آنچنان که شایسته است شناخته نشده که به عنوان کتاب درسی یا منبع معتبر به دانشجویان معرفی شوند.

از سوی دیگر ادبیات ایران و شعر فارسی به ‌شدت نیازمند تحقیق‌ها و پژوهش‌های دقیقی است که در حوزه‌های مختلف بتوانند زمینه بررسی همه‌جانبه‌ خلاق آن را برای محققین عرصه‌های دیگر فراهم آورد. با درک اهمیت این رویکرد و نگاه بود که از سال‌های قبل تصمیم ‌گرفته شده مجموعه‌ای شامل گزیده‌های جامع و معتبر برای شعر و ادبیات داستانی مدرن فارسی با کمک شاعران و محققان صاحب قلم فراهم آید. گزیده‌هایی که انواع شعر مدرن فارسی را به لحاظ زیبایی‌شناسی محتوایی به‌طور جامع درصدد و چند سال گذشته به مخاطبان و محققان عرضه و معرفی کند و با برخورداری از مقدمه‌های دقیق و راهگشا مسیر گذشته را به آیندگان نشان دهد. هنگامی که سخن از شعر اجتماعی به میان می‌آید، نخستین پرسش می‌تواند این باشد که مگر شعر غیراجتماعی هم داریم؟ این پرسش، پرسش بجایی است زیرا شعر اساسا پدیده‌ای اجتماعی و هدف آن همچون خود زبان، ایجاد ارتباط بین انسان‌هاست. شاعر اگرچه در به‌کارگیری زبان، روالی غیرمعمول را برمی‌گزیند و با تاکید بر خود زبان و برجسته‌سازی سویه زیبایی‌شناسی آن، انتقال معنا را به تعویق می‌اندازد، با این حال همچنان در صدد ایجاد ارتباط با مخاطب یا مخاطبانی است که قرار است شعر او را بخوانند. در مورد کارکرد اجتماعی شعر شاید نیازی به استدلال‌های درازدامن نباشد. همین که شعر از روزگاران بسیار دور تا به امروز همچنان به حیات خود ادامه داده و بحث درباره چندوچون آن، دست‌کم از زمان فیلسوفان کلاسیک یونان تا فیلسوفان و اندیشمندان همین قرنی که ما در آن زندگی می‌کنیم، جریان داشته و دارد، دلیل محکمی است بر ضرورت وجودی شعر و حضور غیرقابل انکار آن در عرصه حیات اجتماعی. اما آنچه در این کتاب مد نظر است، نه این وجه عام یا شاخصه عمومی شعر، بلکه مطالعه و تحقیق در باب آن بخش از اشعاری است که به‌طور مشخص به اجتماع و سیاست پرداخته‌اند و می‌توان آنها را ذیل عنوان شعر اجتماعی و سیاسی طبقه‌بندی کرد. اینکه چنین عنوانی آیا می‌تواند از دقت و جامعیت برخوردار باشد یا نه، موضوعی است قابل بحث. هر آینه ممکن است این پرسش مطرح شود که مثلا آیا اشعار شبانی یا حماسی یا حتی غنایی را می‌توان فاقد خصلت اجتماعی و سیاسی دانست؟ و به عبارت دیگر آیا می‌توان شعر اجتماعی و سیاسی را گونه‌ای مستقل از گونه‌های شناخته‌شده شعر به حساب آورد؟ چنین پرسش‌ها و تعریض‌هایی اگرچه بی‌ربط نیست، اما هدف در این کتاب و نمونه‌هایی که در پی خواهد آمد، تمرکز روی اشعاری است که درون‌مایه آنها چنان که گفته شد، اجتماع و سیاست است؛ اشعاری که ممکن است از منظری دیگر بتوان آنها را ذیل عناوین دیگری نیز طبقه‌بندی کرد. به عنوان مثال شعر «پادشاه فتح» نیما را می‌توان شعر حماسی به حساب آورد، یا شعر «هست شب» همان شاعر را شعری غنایی. با این حال به نظر این نگارنده، هر دو شعر نامبرده، شعرهایی عمیقا سیاسی‌اند و می‌توان آنها را ذیل عنوان شعر اجتماعی و سیاسی نیز طبقه‌بندی کرد.

برای شروع کار، سیاهه‌ای از اسامی شاعران ایران از زمان مشروطه تا پایان دهه هشتاد تهیه شده که بالغ بر یکصد و شصت نام را دربر می‌گیرد. از آنجا که گردآوری و گزینش آثار این تعداد شاعر و گنجاندن آن در یک کتاب مقدور نیست، تصمیم بر این شده که این آنتولوژی در دو بخش کار شود. بخش نخست (جلد اول) دربرگیرنده شاعران دوره مشروطه تا شاعرانی که تا پیش از دهه شصت به شهرت یا شهرت نسبی رسیده‌اند و بخش دوم دربرگیرنده شاعرانی که از دهه شصت به بعد به عنوان شاعران جدی و حرفه‌ای شناخته شده‌اند. روش کار در تهیه و تدوین نخستین مجلد این آنتولوژی به این شکل است که آثار هریک از شاعران این مجموعه را تا جایی که دسترسی به آنها مقدور بود، به ترتیب تاریخ انتشارشان مطالعه و از شعرهای اجتماعی و سیاسی آنها فهرستی تهیه شده است و سپس از بین آنها شعرهایی که به لحاظ سبک شخصی و دیدگاه اجتماعی همان شاعر، نمونه‌وارتر بودند برگزیده شده است. بدیهی است که در انتخاب شعر‌ها، محتوای اجتماعی و سیاسی آنها برای نویسنده مهم‌تر از ارزش زیبایی‌شناختی‌شان بوده است. هدف نویسنده تنها ارایه بهترین شعرهای اجتماعی و سیاسی نیست، بلکه هدفش نشان دادن سیمای واقعی‌تری از کم و کیف تفکر اجتماعی و سیاسی نهفته در شعر معاصر فارسی بوده است. در این انتخاب‌ها طبیعتا به شهرت و اعتبار شاعر و نفوذی که شعر او در بین مردم داشته است توجه شده است. اگر این معیارها نبود و هدف صرفا ارایه گزینه‌ای از بهترین شعرهای اجتماعی و سیاسی می‌بود قطعا تعداد قابل ملاحظه‌ای از شعرهای این مجموعه انتخاب نمی‌شد.»

منبع اعتماد

اظهار نظر

*

نظرسنجی

  • آیا جشنواره فیلم فجر همچنان برایتان جذابیت دارد؟

    Loading ... Loading ...

آخرین اخبار