نگاهی به شخصیت‌پردازی در فیلم «کتاب سبز» یا « Green book»/ فیلمی که کارگردان‌های ایرانی باید آن را ببینند

یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ در ۱۵:۵۱


سالهاست بیشتر منتقدان و مخاطبان سینمای ایران از ضعف فیلمنامه‌نویسی و شخصیت‌پردازی صحبت می‌کنند. ضعفی که به پاشنه آشیل سینمای ایران تبدیل شده و هر ساله گریبان فیلم‌های زیادی را می‌گیرد. نوشتن یک فیلمنامه درست در کنار شخصیت‌پردازی اصل اساسی هر فیلمی است و تا این موضوع درست نباشد نمی‌توان به کیفیت فیلم امید داشت.

به تازگی فیلم اسکار گرفته «کتاب سبز» را دیدم. فیلمی بر اساس داستانی واقعی که داستانی ساده و سر راست را روایت می‌کند. کارگردان برای جذابیت فیلمش دست به هیچ کار عجیب و غریبی نزده و تنها کاری که کرده عناصر داستانی فیلمش را به خوبی طراحی کرده و در کنار یک کارگردانی تر و تمیز فیلمی تماشایی را ساخته است.

مردی نژادپرست، بزن بهادر و خوشگذران که به خاطر اشتباهاتش بیکار شده راننده یک موزیسین سیاه پوست می‌شود و قرار است او را در یک تور هشت ماه همراهی کند. این همراهی سرآغاز تغییر و تحولاتی بنیادین در طرز فکر و دیدگاه راننده به زندگی و آدمهای اطرافش می‌شود. مرد شلوغ‌کار و نژادپرست اول فیلم در جریان سفر با موزیسین دچار تغییر و تحول می‌شود در پایان فیلم او را انسانی متفاوت می‌بینیم.

کارگردان با طراحی درست شخصیت‌های فیلم اول به خوبی شخصیت مرد ایتالیایی را نشان می‌دهد. وقتی در دقایق ابتدایی فیلم با او آشنا شدیم و طرز فکرش را فهمیدیم، او را در سفر با موزیسین اتوکشیده و مبادی آداب می‌بینیم. فضای شخصیت‌ها بسیار به فیلم فرانسوی غیرقابل لمس نزدیک است و کسانی که چنین فیلمی را دیده‌اند شاید در همان سکانس‌های آغازین این تحول را حدس بزنند ولی آنچه مخاطبان فیلم را تا آخر نگه می‌دارد بیان جذاب داستان است.

تماشاگر فیلم به خوبی وارد عمق زندگی و شخصیت مرد ایتالیایی می‌شود و به خوبی معضلات و مشکلاتش را می‌شناسد. او هرچقدر شر و شلوغ باشد ولی عاشق خانواده‌اش است و برای تامین هزینه‌های زندگی‌اش همه کاری می‌کند. پس در ذات او پذیرش خوبی و تغییر برای بهتر شدن وجود دارد،‌ هرچند مقاومت‌هایش هست.

فیلنامه نویس در ماجرای سفر این دو مرد به خوبی ماجرای تحول و برخوردشان با هم را آورده است. آنها به درستی از نقطه a به نقطه b عزیمت می‌کنند و در این میان هر اطلاعی که نیاز است به درستی و بجا به بیننده داده می‌شود.

این فرمول درست همان مسئله ای است که در فیلم‌های ایرانی به درستی رعایت نمی‌شود. شخصیت‌ها در قالب تیپ باقی می‌مانند و هیچ‌گاه به شخصیت تبدیل نمی‌شوند و همین باعث می‌شود تا تماشاگر شخصیت‌ها را باور نکند و با آنها همذات‌پنداری نداشته باشد.

فیلم‌هایی مثل کتاب سبز نمونه‌های درستی برای نوشتن فیلمنامه‌های درست با شخصیت‌های قوی و باورپذیر است. دیدن چنین فیلم‌هایی می‌تواند برای کارگردانان ایرانی یک کلاس درس باشد. فقط به این شرط که ساده از کنارش عبور نکنند.

اظهار نظر

*

نظرسنجی

  • ضعیف‌ترین گزارشگر تلویزیون ایران؟

    مشاهده نتایج

    Loading ... Loading ...

آخرین اخبار