نگاهي به روند كاري ناصر ملک مطيعي

یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷ در ۱۳:۳۸


مدت‌ها در فضای مجازی یک شوخی زشت و نفرت‌انگیز منتشر می‌شد؛ شایعه درگذشت ناصر ملک‌مطیعی. اما ساعت‌های آغازین روز پنجم خرداد، شوخی تلخ، جدی شد. بازتاب خبر و واکنش‌ها چنان گسترده بود که به سختی می‌شد باور کرد درباره بازیگری باشد که چهل سال از سینما دور نگه داشته شد.

ناصر ملک‌مطیعی در زندگی ٨٨ ساله خود فراز‌و‌فرود بسیاری را تجربه کرد. این بازیگر و کارگردان محبوب، فعالیت حرفه‌ای خود را در سال ١٣٢٨ با فیلم «واریته بهاری» به کارگردانی پرویز خطیبی آغاز کرد؛ زمانی که فقط ١٩ سال داشت. اما جوان زیبا و اخمو با فیلم ساموئل خاچیکیان سر زبان‌ها افتاد. با فیلم «چهارراه حوادث» در سال ١٣٣۴ ستاره‌ای ظاهر شد که تا همین امروز همچنان برای مخاطب جذاب بود؛ بازیگری که هوادارانش با نام کوچک خطابش می‌کردند.

بیش از ١٠٠ فیلم در کارنامه سینمایی ناصر‌ آقا به چشم می‌خورد. پرونده کاری متنوع او گواه این است که هم محبوب تماشاگر عام بوده و هم مورد توجه صاحبانِ سلیقه خاص و به اصطلاح روشنفکر. با هوشنگ کاووسی در «هفده روز به اعدام» همکاری کرد و با خسرو پرویزی در «آرامش قبل از توفان» و از آن سو در فیلم‌های «ابرام در پاریس»، «میلیونر فراری»، «پاشنه طلا» و«جیب‌بر خوشگله» هم حضور داشت.

فیلم‌های ‌«باباشمل»، «طوقی»، «قلندر» و سریال «سلطان صاحبقران» از آثار درخشان پرونده کاری او هستند. در «طوقی» علی حاتمی، آسیدمصطفی شد و در «باباشمل» دومین ساخته موزیکال حاتمی (پس از حسن کچل) در کنار فردین، فروزان و بهمن مفید قرار گرفت. در «قلندر» خون خود را ریخت و در «سلطان صاحبقران» امیرکبیر شد و خونش را ریختند.

اما ناصر ملک‌مطیعی پیش از همه این فیلم‌ها با فیلم «قیصر» و دیالوگ معروف «قیصر! کجایی که داشتو کشتن» شناخته می‌شود؛ دیالوگی که به گفته این بازیگر در سناریو نبود و کیمیایی به خاطر ادای این دیالوگ صورت ملک‌مطیعی را بوسید.

سال ١٣۴٨ بود که مسعود کیمیایی نقش «فرمان» را به او سپرد. اگر تا پیش از این ملک‌مطیعی در نقش‌هایی همچون مرد روستایی (عروس دهکده)، افسر نیروی دریایی (پاسداران دریا)، شاه‌عباس کبیر (حسین کرد)، رییس دزدها (هاشم‌خان)، پزشک (فرار از حقیقت) و مانند اینها ظاهر می‌شد، اما بازی او در نقش فرمان چنان برای خودش و البته مردم جذاب بود که باعث شد او دیگر هرگز کلاه‌مخملی را از سر بر ندارد و در تمام دوران حرفه‌ای‌اش به این نقش وفادار بماند.

ناصر ملک‌مطیعی پارسال با مجله پاراگراف گفت‌وگو کرد. او در بخشی از این گفت‌وگو به محبوبیت کلاه‌مخملی اشاره کرد: «تیپ کلاه‌مخملی یک تیپ دوست‌داشتنی در محله‌ها بود و مردم این آدم‌ها را دوست داشتند، چون از دیگران حمایت می‌کردند. کت و شلوار این آدم‌ها را محبوب نمی‌کرد. خیلی از کاراکترها از این جنس بود، یعنی تمام هنرپیشه‌های ایرانی این کلاه را سرشان گذاشتند، منتها این کلاه و لباس به من می‌آمد. من تقصیری در این زمینه نداشتم. وقتی می‌پوشیدم خودم هم خوشم می‌آمد.»

او گرچه با موج نو سینمای ایران همراه شده و در فیلم‌های مورد‌پسند مخاطب خاص هم بازی کرده بود، اما در فیلم‌های دیگر همچنان این کلاه را بر سر داشت. گویی برای مردم سخت بود که ناصر آقا نقش دیگری بازی کند، شاید هم برای خود او سخت بود که از قالب مرد ساده و نجیب و جوانمرد بیرون بیاید.

این قصه فقط مربوط به دوران کاری‌اش نبود، حتی بعد از گذشت چهل سال بیکاری او همچنان به خود و نقشی که بازی کرده وفادار باقی ماند. زمانی که نقش آقا بزرگ در سریال «شهرزاد» از سوی حسن فتحی به او پیشنهاد شد ملک‌مطیعی این نقش را نپذیرفت: «وقتی جناب حسن فتحی از من برای نقش آقا بزرگ در سریال «شهرزاد» دعوت کرد به او گفتم که این نقش بعضی وقت‌ها دستورهایی می‌دهد که مطابق کاراکتر من نیست. من آدمی نیستم که برای کسی پاپوش بدوزم.»

ناصر آقا که سال‌ها به عنوان هنرمند مردمی شناخته شده، رابطه خود و مخاطب را اینگونه تفسیر کرده است: «نصیریان، مشایخی و انتظامی کاراکتر ثابتی ندارند و آرتیست واقعی هستند و همه‌جور نقشی در کارنامه دارند، اما من را مردم به عنوان یک آدم متعصب و غیرتی و قوی که از دیگران حمایت می‌کند و نامردی نمی‌کند می‌شناسند. من اگر در یک فیلم نامردی کنم مردم درِ سینما را می‌شکنند.»

او در سینمای قبل از انقلاب بازیگر و کارگردانی فعال محسوب می‌شد، البته بی‌انصافی است که او را صرفا فعال و پرکار بدانیم چرا که هنرمندی محبوب هم بود.

ملک‌مطیعی به فضای سیاسی و ملتهب روزهای پیش از انقلاب علاقه‌ای نداشت. او درباره سیاسی نبودن خود گفته: «من تمام حواسم در پی ورزش بود و بعد هم به سراغ سینما رفتم. سینمای ایران به سیاست هیچ ربطی نداشت. کسی اصلا اهمیت به سینمای ایران نمی‌داد. سینمای ایران هنوز خیلی ابتدایی و قابل صحبت نبود. یک عده ایرانی علاقه‌مند بودند و دل‌شان می‌خواست آرتیست و داستان ایرانی ببینند. داستان‌های آن‌وقت یک آدم پولدار را نشان می‌داد که در اثر معاشرت با آدم‌های بد به بدبختی می‌افتاد. چیزی نبود که دولت حمایت کند یا اهمیت به آن بدهد. الان طوری است که جامعه و دولت از هنرمندان و ورزشکاران برای همه‌چیز مثل انتخابات، پیشرفت کار و اسم ایران کمک می‌گیرند. مثلا به فستیوال‌ها می‌رفتیم، نام‌مان بود ولی ما را نمی‌شناختند چون فیلم‌مان را ندیده بودند. بعدها این اتفاق افتاد که سینمای جوان به جشنواره‌ها رفت که واقعا باعث افتخار است.»

با این‌حال او که سیاسی نبود در جریان انقلاب اسلامی شرایط متفاوتی را تجربه کرد. عده‌ای از اهالی سینما و هنر از ایران رفتند ولی او ماند و تاوان این ماندن را هم داد. عشق او به کشورش چنان بود که هرگز نخواست ایران را ترک کند. سال ١٣۶١ در فیلم «برزخی‌ها» ساخته ایرج قادری بازی کرد و پس ‌از آن به مدت ٣١ سال در هیچ فیلمی بازی نکرد: «هیچ کس مانع نشد. من هم نامه‌ای‌ ننوشتم که بگویم دیگر این کار را نمی‌کنم. من خیال می‌کردم که تعزیه هم اجرا کنند، من آدم خوب تعزیه هستم. کار بدی نکرده بودم ولی اصولا خسته شده بودم.»

ملک‌مطیعی سرانجام سکوت خود را با بازی در فیلم «نقش نگار» در سال ١٣٩٢ شکست.

پس از انتشار خبر درگذشت ناصر آقا، فیلمی از او منتشر شد. فیلمی تلخ از چهره مردی خسته که در طول این مدت در مشاغلی همچون قنادی و مشاور املاک مشغول به فعالیت بود. او خطاب به دوربین گفت: «خیلی دلم می‌خواست به جبهه می‌رفتم، بهترین دوران من خدمت نظامی‌ام بود. متاسفانه ما کنار بودیم و محل‌مان نگذاشتند. افسوس می‌خورم. از جامعه عقب افتادم. من یک آدم صادق و روراست هستم. همان مهدی مشکی هستم، همان لوطی سر چهارراه تا آخرش خودم هستم. امیرکبیر هم بودم همان مهدی مشکی بودم. کاراکترم همان بود.»

سال گذشته ناصر‌آقا به تلویزیون دعوت شد، اما پخش برنامه منتفی شد. عده‌ای گفتند دلیلش درگیری درون‌گروهی ناشی از حسادت و رقابت دو گروه برنامه‌ساز بوده است. اما عدم پخش برنامه‌ای با حضور بازیگر محبوب سینمای ایران که تنها مقصرش در نهایت سیاست‌های غیرشفاف و آشفته صدا و سیما است، ثابت کرد که ناصرآقا برخلاف صداقت همیشگی‌اش این‌بار شاید روراست نبود که گفت «هیچ‌کس مانع نشد.» یا شاید باز هم مردانگی کرد؛ بر ف رفتاری که نزدیک به چهار دهه با او شد.

 

منبع اعتماد

اظهار نظر

*

نظرسنجی

  • با توجه به حاشیه‌های اخیر سلبریتی‌ها آیا هنوز به آنها اطمینان دارید؟

    Loading ... Loading ...

آخرین اخبار