دیوید لینچ:‌ احساس مي‌كنم در زمانه‌اي بي‌فروغ بوده‌ايم و زمانه‌اي روشن‌تر در راه است

چهارشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۸ در ۱۲:۴۵


دیوید لینچ را به واسطه ساخت آثار غریب و اغلب کابوس‌گونه‌اش برای سینما و تلویزیون می‌شناسیم؛ فیلم‌هایی همچون «مخمل آبی»، «جاده مالهالند» و پدیده تلویزیونی «تویین پیکس». اما او در خانه‌اش واقع در تپه‌های هالیوود مشغول خلق آثار موسیقایی، نقاشی، مجسمه، کتاب، فیلم‌ کوتاه و موزیک ویدیو است. پهنای علایق خلاقه لینچ هفته آینده در جشنواره بین‌المللی منچستر به نمایش درمی‌آید. این هنرمند ۷۳ ساله در این جشنواره فصلی ویژه برای نمایش، اجرای موسیقی زنده و سخنرانی در آرت سنتر شهر منچستر دارد. از طرفی نخستین نمایشگاه آثار هنری او در انگلستان برپا می‌شود.

لینچ در مونتانا به دنیا آمد و در بخش‌های مختلف امریکای میانی و در خانه‌هایی که حصار سفید احاطه‌شان کرده، بزرگ شد. در فیلادلفیا در رشته نقاشی درس خواند و بعد در رشته سینمای تجربی تحصیل کرد. نخستین تجربه کارگردانی‌اش در سال ۱۹۷۷ با فیلم «کله پاک‌کن» رقم خورد که به اثر کالت کلاسیکی بدل شد و راه را برای ساخت فیلم «مرد فیلی»(۱۹۸۰) و «تل‌ماسه»(۱۹۸۴) هموار کرد. فیلم نخست نامزد ۸ جایزه اسکار شد و فیلم دوم با شروع اکران در سینماها شکست بزرگ لینچ را رقم زد.

طی سال‌های پس از آن، فیلم‌های لینچ دشوارتر شدند که با تصویر کردن دنیای تودرتوی نگاه شخصیت نیکی به زندگی‌اش در فیلم «امپراتوری درون»(۲۰۰۶) به اوج خود رسید اگرچه فیلم جاده‌ای «داستان استریت»(۱۹۹۹) به شکل غیرمنتظره‌ای خطی است و لینچ در این فیلم از خشونت و فسادی که تقریبا در تمام فیلم‌هایش به چشم می‌خورد، دوری کرده است.

۱۳ سالی می‌شود که لینچ فیلمی سینمایی را جلوی دوربینش نیاورده است و بازگشت او به هالیوود مشخص نیست. بازگشت او در سال ۲۰۱۷ با ۱۸ قسمت «تویین پیکس» آنقدر معما و چیستان دارد که ذهن طرفداران پروپا قرص لینچ را تا مدت‌ها مشغول نگه می‌دارد.

در گفت‌وگوی ویدیویی کیلیان فاکس، خبرنگار گاردین، این کارگردان امریکایی درباره سریال «تویین پیکس»، برگزیت و عشقش به کارخانه‌ها صحبت کرده است.

در جشنواره بین‌المللی منچستر چه آثاری از شما را می‌بینیم؟

سهم من تابلوهای نقاشی، طراحی، لیتوگراف و چند مجسمه است. با برگزاری این نمایشگاه کار بزرگی را صورت داده‌اند؛ نمایشی چشمگیر می‌شود و اینکه دوستم کریستا بل(موزیسین اهل تگزاس که در سریال «تویین پیکس: بازگشت» شخصیت مامور اف‌بی‌آی، تامی پرستون را بازی می‌کند) قرار است با چند قطعه موسیقی در این جشنواره حضور داشته باشد.

بخشی سینمایی هم در این جشنواره برگزار می‌شود و فیلم‌هایی که روی حرفه‌تان تاثیرگذار بوده‌‌اند از جمله «هشت‌ونیم»، «جادوگر شهر اُز» و «بلوار سانست» روی پرده می‌روند. چرا این فیلم‌ها برای‌تان اهمیت دارند؟

فدریکو فلینی یکی از بزرگ‌ترین فیلمسازان تاریخ سینماست و شاید «هشت و نیم» او یکی از محبوب‌ترین آثار سینمایی به انتخاب من باشد؛ براساس صحنه‌های آخر این فیلم یک مجموعه کامل لیتوگراف ساخته‌ام. «جادوگر شهر اُز» فیلمی غیر این جهانی است و در سطوح مختلف پرمعناست و ترانه «جایی زیر رنگین‌کمان» یکی از زیباترین ترانه‌های تاریخ به شمار می‌رود. با تمام وجود «بلوار سانست» را به دلیل شیوه‌ و نگاهش در تصویر کردن عصر طلایی هالیوود و زوال این عصر دوست دارم. داستان هالیوودی زیبایی است.

براساس گزارش‌ رسانه‌ها برخی از آثار هنری‌تان در این نمایشگاه الهام‌ گرفته از تاریخ صنعت منچستر هستند.

درباره گزارش رسانه‌ها که چیزی نمی‌دانم. دهه ۹۰ به انگلستان شمالی رفتم تا در مورد کارخانه‌ها تحقیقی انجام بدهم چون شیفته عکسبرداری از کارخانه‌ها هستم و مدام می‌شنیدم که بهترین نمونه‌های کارخانه در انگلستان شمالی مستقر هستند. حتی با وجودی که هرگز کارگر کارخانه نبوده‌ام به دلایلی شیفته دودکش‌ها، آتش، آجرها، خیابان‌های باریک و در کل زندگی کارخانه‌ای هستم. اما سفرم به این بخش بسیار دلگیرکننده بود چون خیلی دیر به آنجا رسیدم. یک هفته‌ای مشغول خراب کردن یک دودکش بودند و کارخانه‌های قدیمی ناپدید شده بودند و جای‌شان را سوله‌های فلزی رقت‌انگیز گرفته بود و گاو‌ها در زمین‌هایی که زمانی کارخانه‌ها در آن مستقر بودند، ایستاده بودند. به گمانم چنین اتفاقی برای محیط زیست خوب است اما برای عکاسی چندان خوب نیست.

اغلب اوقات ایده‌های خلاقه را به شکل ماهی توصیف می‌کنید. آیا در آن لحظه ماهی قلاب را می‌گیرد؟

خب، اگر تا به حال ماهیگیری کرده باشید، می‌دانید که باید صبور باشید؛ بعضی‌ روزها چند ماهی می‌گیرید، بعضی روزها چیزی گیرتان نمی‌آید. الان در حال ماهیگیری هستم و چند ماهی گرفته‌ام اما هنوز پخت‌شان را شروع نکرده‌ام. باید بگویم ایده‌هایی در دنیای مجسمه و نقاشی وجود دارد.

تمام وسایلی را که برای کار نیاز است در خانه دارید؟ به حدی که دیگر لازم نیست از خانه بیرون بروید؟

همه‌ چیز دارم. اگرچه دوست دارم یک استودیوی بزرگ و فضایی بیشتر برای ذخیره و ساختن داشته باشم. اما حالا با در اختیار داشتن دنیای دیجیتال می‌توانید پشت میز بنشینید و یک جهان کامل را خلق کنید.

این چیز خوبی است حتی اگر طوری باشد که کمتر قدم در دنیای بیرون بگذارید؟

در هر حال از بیرون رفتن خوشم نمی‌آید. دوست دارم در خانه بنشینم. البته فکر می‌کنم، مهم است که گاهی بیرون بروی و چیزهای جدید را ببینی و آن به اصطلاح حقیقت را احساس کنی و در آن وقت ایده‌ها را در ذهنت مجسم کنی. اما فکر می‌کنم، بشر می‌تواند از دنیای اطرافش خبر داشته باشد و بدون بیرون رفتن از خانه بداند در دنیا چه خبر است. تازگی‌ها به انگلستان نرفته‌ام اما می‌توانم این ماجرای برگزیت را احساس کنم و می‌توانم عذابش را نفس بکشم. موقعیت غریبی است. هیچکس فکرش را هم نمی‌کند که می‌خواهید(از اروپا) خارج شوید. فاجعه‌ای هولناک است. کاملا دیوانگی است و می‌توانم احساس کنم در دنیا، مشکلات بسیار بسیار بزرگی وجود دارد.

احساس می‌کنید در زمانه‌ای بی‌فروغ زندگی می‌کنیم؟

نه، احساس می‌کنم در زمانه‌ای بی‌فروغ بوده‌ایم و زمانه‌ای روشن‌تر در راه است. مساله این است که اخبار بد، خوب فروش می‌رود، هولناکی فروش می‌رود، احساس‌افروزی خریدار دارد. البته ما اخبار خوب را نمی‌شنویم چون به نوعی کسل‌ کننده‌اند. اما فکر می‌کنم، اتفاقات بسیار خوبی در حال روی دادن است و مردم فکر می‌کنند و دست به اختراع می‌زنند. به گمانم آینده روشن است.

حتی در امریکا که تفرقه‌های سیاسی و نابرابری نگرانی ایجاد کرده است؟

تصور می‌کنم به نوعی وقت آن رسیده که امریکا از همان دستی که داده، پس بگیرد. نمی‌دانم چند درصد(مردم) برای بهتر کردن این کشور تلاش می‌کنند اما درصد بالایی رهایی از این وضعیت را انتخاب کرده‌اند و به ورزش یا سینما یا موسیقی یا مواد مخدر روی آورده‌اند. مواد مخدر ویران‌کننده است.

به عنوان یک هنرمند و فیلمساز وظیفه خودتان می‌دانید که به نوعی وارد عمل شوید و مردم را آگاه کنید؟

مطمئنا نه چون در نهایت کارتان به ساخت یک فیلم آموزنده ختم می‌شود. می‌بینید که تصورات را در تصاویری آورده‌ام و فقط وقتی یک مشت تصویر کنار هم قرار می‌گیرند، می‌گویم:«وای، این تصویر در این باره است، این تصویر می‌تواند درباره آن چیز باشد.» اما قطعا پیامی در آن نیست، هیچ‌کس را در هیچ مسیری هدایت نمی‌کنم. من فقط عاشق تصورم. می‌خواهم آنها را بفهمم چون دلباخته‌شان هستم.

وقتی تصوراتی در ذهن‌تان نقش می‌بندد به خصوص تصورات نامتعارف و سیاه‌تر؛ از خودتان می‌پرسید:«این یکی از کدام گوری آمد؟»

بارها. اما نمی‌دانم از کجا می‌آیند. به همین دلیل است که فکر نمی‌کنم، بتوانم برای کارهایی که انجام داده‌ام، تحسین و ستایش شوم. این تصورات هدایای کوچکی هستند که در یک رشته قرار می‌گیرند و به واسطه آنها داستان‌ها یا تابلوهای نقاشی شکل می‌گیرند.

سریال «تویین پیکس: بازگشت» تجربه رضایت‌بخشی برای‌تان بود؟

تک تک دقایقش را دوست دارم. بهترین بازیگران و عوامل را داشتم و اوقات خوشی در مسیر ساخت این فیلم گذراندیم. اگر چند سال دیگر صبر می‌کردیم چنین سریالی هرگز ممکن نمی‌شد.

چون بسیاری از بازیگران(از جمله میگل فرر و پگی لیپتون) پس از فیلمبرداری سریال از دنیا رفتند؟

بله، اتفاقی هولناک است. منظورم این است که نمی‌دانم چطور ما انسان‌ها می‌توانیم…کسی را دارید که دوست صمیمی‌تان است و می‌خواهید با او کار کنید و یک ‌دفعه می‌بینید، رفته‌ است و به هیچ‌وجه نمی‌توانید او را بازگردانید، وحشتناک است.

طرفداران «تویین پیکس: بازگشت» فرضیه‌هایی از روی علاقه‌مندی به این سریال ارایه کرده‌اند. این فرضیه‌ها برای‌تان سرگرم‌کننده بودند؟

نمی‌دانم منظورتان کدام فرضیه‌هاست، چیزی در این باره نمی‌دانم.

فرضیه‌ای حاکی از این بود که اگر دو قسمت آخر را پشت سر هم پخش می‌کردید، معانی پنهان فاش می‌شدند.

مزخرف است.

خیلی خوب است که نظرتان را در این مورد ابراز کردید. اما وقتی می‌بینید مخاطبان‌تان در پی معنایی عمیق‌تر در اثرتان هستند، خوشحال نمی‌شوید؟

قطعا. اگر ۱۰۰ نفر مخاطب داشته باشید ۱۰۰ تفسیر و تعبیر متفاوت خواهید داشت به خصوص زمانی که مسائل انتزاعی می‌شوند. خیلی زیباست. تک‌تک مخاطبان کارآگاه می‌شوند و هر چه که به نظرشان برسد در ذهن من اعتبار دارد.

جیم جارموش این اواخر گفت:«چرا به دیوید لینچ پولی را که نیاز دارد، نمی‌دهید؟ او پول می‌خواهد تا چیزی بسازد؛ پس به او پول بدهید!»

من جیم را دوست دارم. هرگز او را ندیده‌ام اما شیفته کارهایش هستم. او یک صدای منفرد نیست. باید آدم بزرگی باشی که از یک کارگردان دیگر تعریف و تمجید کنی. اما اگر ایده و تصوری نداشته باشی، پول کاری از پیش نمی‌برد. در واقع فقط فشار را زیادتر می‌کند بنابراین اگر ایده‌ای داشتم، پول داشتن هم رضایت‌بخش بود.

و این ایده است که می‌گوید باید آن را در قالب فیلم، سریال تلویزیونی یا موزیک ویدیو بسازید… .

دقیقا. ممکن است دکتر باشید و آماده خوابیدن شوید و سرتان را که روی بالش می‌گذارید، ایده‌هایی به ذهن‌تان خطور کند و بلند ‌شوید و شبانه این ایده‌ها را بنویسید. مثلا درمانی برای برخی بیماری‌ها یا دردها را یافته‌اید- محشر است! برای هر چیزی، ایده و تصوری وجود دارد.

منبع اعتماد

اظهار نظر

*

نظرسنجی

  • ضعیف‌ترین گزارشگر تلویزیون ایران؟

    مشاهده نتایج

    Loading ... Loading ...

آخرین اخبار