اپیدمی ترس در دنیای ما

دوشنبه 3 خرداد 1395 در 19:10


هفت هنر؛ محمدمهدی جمشیدی – ما انسان ها به طور کلی از ترس به عنوان نیروی محرکه زندگی خود استفاده می کنیم و با فرو رفتن در انواع ترس، ناخود آگاه تلاش می کنیم تا به زندگی یکنواخت و ملالت بار خود هیجان و حرکت دهیم.

زیست جهان ما انسان ها آمیخته به مفهوم ترس است، این ترسی که ما از آن صحبت می کنیم ورای مفهوم ترسی است که بین عموم مردم درک می شود و کل ساحت زندگی بشر را شامل می شود. ترس در زندگی عمومی به عنوان وجهی از امور خطرناک تلقی می شود ولی در این منظر  ترس به روند زندگی بشر سمت و سو داده و نظام معنایی تولید می کند.
ما انسان ها به طور کلی از ترس به عنوان نیروی محرکه زندگی خود استفاده می کنیم و با فرو رفتن در انواع ترس، ناخود آگاه تلاش می کنیم تا به زندگی یکنواخت و ملالت بار خود هیجان و حرکت دهیم. به این ترتیب در هر دوره ای از تاریخ این ترس ها بوده است که سمت و سوی کنش های آدمی را ترسیم و باید و نباید ها را الزام آور کرده است. به عنوان مثال در تمدن های مختلف همواره بیم آن می رفت که بیگانگان به انحای مختلف امنیت، فرهنگ و حاکمیت را مورد تعرض قرار دهند و این نا امنی چه به صورت روانی و چه به صورت مادی باعث به وجود آمدن روش های مختلف برای مقابله با “غیر” را به وجود آورده است. به بیانی بهتر ترس ما برای از دست دادن چیزهای ارزشمند قواعد و قوانین را به وجود آورده است تا بدین وسیله، هراس از دست دادن را کنترل کنیم. با این حساب جهانی که ما میل داریم در ذهن فرض  کنیم تصور یک جهان با امنیت است اما واقعیت های بیرونی و مخاطراتی که می تواند این امنیت را تحت شعاع قرار دهد همه چیز را جور دیگر رقم می زند. در یک برداشت کلی می توان اشاره کرد که ما در زندگی خود بیشتر از آنکه تلاش کنیم چیزی به دست آوریم تمام تلاش خود را می کنیم که آن چیزی را که داریم حفظ کنیم و این ترس از دست دادن آغاز گر حرکت و تلاش انسان هاست.
با توجه به این گزاره می توانیم به دنیای کنونی به شکل عمیق تری نگاه کنیم، انسان در ۱۰۰ سال اخیر همواره با ترس های بزرگ و کوچک دست و پنجه نرم کرده است، ترس از بیماری ای هولناک نظیر ایدز و یا ابولا تا ترس از جنگ های جهانی، مواجهات اتمی و یا امروزه ترس از تروریسم.
به این ترتیب ما در زندگی روزمره خود با امور مختلفی سر و کار داریم که ترس آن را داریم که از دستشان بدهیم اموری همچون سلامتی، دارایی مالی، سرمایه اجتماعی، وضعیت آب و هوای کره زمین، تاثیرات سیاست های خرد و کلان سیاستمداران و … اینها همه مسائلی است که دایره ترس ما را کوچک و بزرگ می کند. اما نکته بسیار حائز اهمیت در خصوص ترس، آگاهی ما از وضعیت دور و اطرافمان است. امروزه که ما در دوران انفجار اطلاعات به سر می بریم به تبع آگاهی از امور مختلف ترسمان نیز بزرگ تر شده است به این معنی که به آن چیزی که داریم و یا می توانیم داشته باشیم آگاه می شویم و نسبت به از دست دادن آن واکنش نشان می دهیم. شاید این یکی از خصیصه های انسان مدرن کنونی باشد که در ذهن خود همواره یک مکان دور افتاده در روستایی را تصور می کند که فارغ از هر  گونه هیاهو و در آرامش کامل به کشاورزی بپردازد و با خیالی آسوده بدون اعتنا به آنچه در پیرامونش اتفاق می افتد به زندگی بپردازد. بدون شک تاثیر ترس های اطرافمان چنین حسی را به وجود می آورد چون عدم آگاهی به خطر بالقوه، ترس نسبت به آن را نیز منتفی می کند. اما به هر روی دایره گسترده وسایل ارتباط جمعی در قرن حاضر و میل به دانستن بشر باعث شده آگاهی افزایش پیدا کند که در این وضعیت رسانه ها نقش کلیدی و مهمی را ایفا می کنند. رسانه های گروهی، خبرگزاری ها، اینترنت و تعاملات مجازی بستری فراهم آورده اند که میزان ترس ما را به تعاقب افزایش آگاهی فزونی می بخشند. در این شرایط برای انسانی که در هر ثانیه حجم وسیعی از اطلاعات را به دست می آورد ترس به صورت بالقوه در او بوجود می آید و دومینو وار انتقال پیدا می کند. رسانه ها فارغ از اینکه اطلاعات به دست آمده دقیق هستند یا نه و بر اساس نظر موسسه های علمی و منابع اطلاعاتی شان ترس ها را به صورت اپیدمی گسترش می دهند.
در نتیجه ما در دنیایی زندگی می کنیم که ترس ها برای ما چگونگی زندگی را بیش از گذشته ترسیم می کنند.

اظهار نظر

*

نظرسنجی

  • پس از بازگشایی مکان‌های عمومی، آیا به سینما، تئاتر و کنسرت می‌روید؟

    Loading ... Loading ...

آخرین اخبار